تبلیغات
  مسابقه وبلاگ نویسی فرصت تماشا   انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف - مطالب آبان 1390
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : anjoman elmi
نویسندگان
نظرسنجی
اولویت کار فرهنگی سال 1391 دانشگاه پیام نور خواف را چه پیشنهاد می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

انا لله وانا الیه راجعون...


با نهایت تاثر و تاسف مطلع شدیم که استاد گرانقدر و عزیز تعزیه ایران، علی ترابی دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود خویش شتافت.

این ضایعه اسفناک را خدمت خانواده بزرگ تعزیه تسلیت و تعزیت عرض می کنیم و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگانش اجر و صبر جزیل مسئلت می داریم.روحش شاد

مراسم تشییع آنمرحوم بزرگوار امروز یکشنبه 29/8/90 ساعت 10 صبح در بهشت زهرای تهران

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حسینیه حضرت ابوالفضل (ع)قودجان





نوع مطلب :
برچسب ها :


دو دقیقه پیش از نیمه شب یکشنبه، هفت میلیاردمین آدم جهان در فیلیپین به دنیا آمد. دانیکا، این نوزاد دختر فیلیپینی سمبل معضل جدی انفجار جمعیت جهان و نگرانی از کمبود منابع کافی در آینده است.

دو دقیقه به نیمه شب یکشنبه مانده بود که او پای در این جهان گذاشت، نوزاد دختری کنوچک با پوستی چین خورده که فرزند خانواده ای فقیر در مانیلا، پایتخت فیلیپین است. دانیکا دیروز به دنیا آمد تا به عنوان سمبل جهان هفت میلیارد نفری، نگرانی های ما را نسبت به انفجار جمعیت در کره زمین بیشتر کند.



دانیکا می کاماچو، در بیمارستانی عمومی و شلوغ متولد شد و با کیکی شکلاتی که رویش نوشته شده بود «هفت میلیارد فیلیپین» و یک کوپن برای دریافت کفش های رایگان مورد استقبال قرار گرفت. تولد دانیکا با انفجار فلش های دوربین های خبری و سخنرانی های مقامات محلی همراه بود. البته، این مراسم استقبال بیشتر از آنکه به انگیزه و تحریک پدیده ای جمعیت شناسانه باشد، سمبلیک بود.

در میان میلیون ها مرگ و تولدی که روزانه در سراسر جهان اتفاق می افتد، مشخص کردن دقیق اینکه هفت میلیاردمین ساکن زمین جا و کی به دنیا آمده غیرممکن است ولی سازمان ملل متحد روز دوشنبه را برای برگزاری یک سلسله مراسم بزرگداشت رسیدن جمعیت جهان به هفت میلیارد نفر برگزید و در اقدامی نمادین چند نوزاد که در نخستین دقایق این روز در گوشه و کنار جهان به دنیا آمدند به عنوان «هفت میلیاردمین آدم» جهان اعلام شدند. در این فهرست هفت نوزاد از هند که یکی از پرجمعیت ترین کشورهای جهان است و نوزادان دیگری در روسیه و چین به چشم می خورند. دانیکا نخستین این نوزادان بود که دو دقیقه پیش از نیمه شب یکشنبه در بیمارستان یادبود خوزه فابلا در مانیلا فیلیپین به دنیا آمد. دکترها می گویند تولد دانیکا آنقدر به دوشنبه نزدیک بود که بتوان آن را در روز دوشنبه خواند.



جمیله گالورا، مادر دانیکا، نوزاد 5/2 کیلوگرمی اش را که در آغوش گرفت زیر لب گفت: «خیلی زیبا و ناز است.» دانیکا که تقریبا یک ماه زودتر از موعد به دنیا آمده است، دومین فرزند گالورا و فلورانته کاماچو، شوهر او است. فلورانته که راننده است، به زحمت و با درآمدی اندک سرپرستی از خانواده اش را برعهده دارد.

دکتر اریک تایاگ، از وزارت سلامت فیلیپین بعد از تولد دانیکا گفت که این نوزاد با هشداری جدی چشم به جهان گشوده است. وی می گوید: «هفت میلیارد عدد کمی نیست و ما باید به جد درباره این وضعیت بیندیشیم. باید بر این مساله مهم متمرکز شویم که آیا غذا، آب سالم، سرپناه، امکانات آموزشی و زندگی آبرومند برای هر یک از این کودکان وجود خواهد داشت یا نه و اگر پاسخ منفی باشد، بهتر آن خواهد بود که به این انفجار جمعیت جدی تر فکر کنیم و از رشد سرسام آور جمعیت جلوگیری کنیم.»

در فیلیپین مسئله کنترل زاد و ولدو جلوگیری از آبستنی مسئله ای مهم و مورد بحث است. دولت این کشور از برنامه ای حمایت می کند که راه های گوناگون جلوگیری از آبستنی را دربر می گیرد. ولی از سوی دیگر، کلیسای کاتولیک این کشور که از قدرت و نفوذ زیادی هم برخوردار است، سرسختانه با جلوگیری از آبستنی مخالفت می کند.



کاماچو که مثل شوهرش کاتولیک است، می گوید که از موضع کلیسا آگاه بوده ولی با این همه تصمیم گرفته است که یکی از راه های جلوگیری از آبستنی را آغاز کند. وی می گوید: «تعداد بی خانمان هایی که هر روز در خیابان می بینیم روز به روز بیشتر می شوند. وقتی آنها را می بینم اذیت می شوم، چون من غذایی برای خوردن دارم ولی شاید آنها نداشته باشند.»

جمعیت شناسان می گویند تا سال 1804 طول کشید تا تعداد ساکنان کره زمین به یک میلیارد برسد و یک قرن بعد از آن هم در سال 1927 این تعداد به دو میلیارد رسید اما قرن بیستم با انفجار جمعیت همراه بود و جمعیت جهان در سال 1959 به سه میلیارد، در سال 1974 به چهار میلیارد، در سال 1987 به پنج میلیارد و در سال 1998 به شش میلیارد رسید. انتظار می رود این روند با سرعت حتی بیشتر ادامه یابد و در آینده ای نزدیک معضل گسترده کمبود منابع غذایی و آب سالم ساکنان کره زمین را تهدید کند.



منبع: روزنامه هفت صبح



نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

عید قربان، تجدید خاطره عشق و ایثار

عید قربان، روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است. روزی است که انسان در برابر معشوق، هیچ بودن همه چیز را می پذیرد، خود و همه چیز را فدای او می کند و «تعبّد» را که نتیجه عرفان، شهود و دیدن یار است، به معرض دید می گذارد. امروز باید به گونه ای عمل کنیم و به نوعی از آزمایش و امتحان به درآییم که ابراهیم علیه السلام وار و اسماعیل علیه السلام وار عشق و تسلیم را به نمایش بگذاریم. امروز باید خاطره عشق و ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام و حضرت هاجر علیهاالسلام را تجدید کنیم. امروز باید معلوم شود که عشق و ایمان ما، در چه مرتبه ای و آروزی وصل در چه حدی است و تا چه اندازه ای به تعبد و تسلیم دست یافته ایم.

محو جمال یار

ابراهیم علیه السلام هنگامی که از آزمایش های پی درپی کامیاب به درآمد و به خوبی آنها را به پایان رساند، به مقام «امامت» نایل شد. هنگامی که در «منا»، در قربانگه یار، قربانی خویش را حاضر کرد و سراپا تسلیم محض و سرشار از عشق و تعبد شد، دل از غیر دوست برداشت و محو جمال و دیدار یار شد:

چنان پر شد فضای سینه از دوست که فکر خویش گم شد از ضمیرم

در اینجا که با عشق، ایثار و تسلیم ذبیح خود، اسماعیل را فدا می کرد، از جانب معبود، ندا آمد که: هان ای ابراهیم، به خوبی امتحان دادی و اکنون «فدیه»ای که برایت فرستاده ایم قربانی کن که بیش از این از تو نمی خواستیم.

تمرین عشق و تعبد

امروز ما مسلمانان با رفتن به قربانگاه و قربانی کردن، این سنت خلیل علیه السلام را تجدید می کنیم و نیز عشق، تسلیم و

تعبّد را به مرحله عمل و آزمون می گذاریم و هنگام قربانی کلماتی را که ابراهیم خلیل علیه السلام در حال قربانی زمزمه می کرد، ما نیز خلیل آسا بر زبان می رانیم و عاشقانه می گوییم: بار خدایا، همچنان که از ابراهیم، خلیلت، و موسی کلیمت و محمد حبیبت، قبول کردی، این قربانی را از ما بپذیر.

سربریدن انانیّت ها

امروز، با سربریدن قربانی، تمام «انانیّت»ها و هواها را سر می بریم و از هر آنچه غیر خداست می بریم و چشم امید و طمع، از غیر او می بندیم. امام معصوم علیه السلام به «شِبلی» فرمود:... هنگامی که قربانی خویش را ذبح می کردی، آیا بدین نکته آگاه بودی که گلوی طمع را می بری؟ و آیا به این حقیقت توجه داشتی که به ابراهیم خلیل علیه السلام اقتدا کرده و فرزند عزیزت را به قربانگاه دوست آورده ای تا فدای معشوق کنی؟ شبلی گفت: نه توجه نداشتم.... فرمود: پس قربانی نکردی!

عید قربان در کلام امام خمینی(ره)

«فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض می کنم، عیدی که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد؛ قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ به فرزندان آدم و اصفیا و اولیای خدا می دهد... این پدر توحید و بت شکن جهان به ما و همه انسان ها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آن که جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبه های سیاسی و ارزش های اجتماعی دارد. به ما و همه انسان ها آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید.»

قربانگاه تجلی اسم جلال قهار

کعبه جلوه گاه قدرت و جلال الهی و مرکز عشق و ایمان است و قربانگاه، تجلّی اسم قهار حق. کعبه جایگاه همدلی و وحدت، و قربانگاه نمایش قدرت و توان آن وحدت است. کعبه به دور دوست گشتن و قربانگاه از خودگذشتن است. کعبه به گرد شمع یار پریدن و قربانگاه از غیر یار بریدن است. کعبه به معشوق پیوستن و قربانگاه از غیر او گسستن است.

قربانی از منظر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در پاسخ پرسشی، در مورد فلسفه قربانی فرمودند: با اولین قطره ای که از خون قربانی بر زمین می چکد، صاحب آن قربانی آمرزیده می شود، و این بدان جهت است که معلوم شود که چه کسی بدون چون و چرا و از سر عشق و تسلیم، اطاعت می کند. خدا فرموده است: از گوشت و خون قربانی به خدا نمی رسد، بلکه آنچه به حساب خدا در می آید، تقوای شماست. بنگر که چگونه قربانی هابیل پذیرفته و از آنِ قابیل مردود شد؟

نکاتی درباره قربانی

ـ حکمت انجام دادن قربانی، تقرب قربانی کننده به سوی خدا و تعالی و تقوای اوست. بنابراین، قربانی آنگاه پذیرفته است که با تقوا انجام گیرد و روح این عمل تقوا باشد.

ـ سرّ قربانی، طبق بیان نورانی امام سجاد علیه السلام این است که حج گزار و قربانی کننده با تمسک به حقیقت پرهیزگاری، گلوی دیو طمع را بریده، او را بکشد. بنابراین، صرف ذبح گاو و گوسفند و یا نحر شتر و رها کردن آنها بدون توجه به فلسفه قربانی، مایه تعالی حج گزار نخواهد بود. از این رو شایسته است قصد او از این عمل، کشتن دیو درونی و ذبح طمع و تمنیات باشد.

قربانی های امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام از همان آغاز حرکت خود از مدینه به مکه در سال 60 هجری، قصد عمره مفرده داشت و اصلاً قصد حج تمتع نکرد. به هر حال، آن حضرت اگر چه به منا نرفت، لیکن قربانی های گرانقدری داد و نیز وجود مبارک خویش را فدا کرد تا مکه و منا بماند. از این رو، امام سجاد علیه السلام در شام خود را فرزند مکه و منا معرفی فرمود. بنابراین، کسی که جانش را فدای دوست کرد، او از منا و عرفات ارث می برد. از این رو، همه شهدا و راهیان راه امام، وارثان عرفات و مشعر و منایند؛ زیرا اهدای جان و فدا کردن فرزند، انسان را وارث اسرار منا می کند، نه صرف حضور جسمانی در منا و قربانی کردن گوسفند و مانند آن.

درس های عید قربان

قربانی کردن در روز عید، زنده نگه داشتن روح ایثار پدران و تسلیم بودن فرزندان را به ما می آموزد. عید قربان، مقدم داشتن وظیفه را بر غریزه به ما یاد می دهد و این که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام خشنودی خداوند و تکلیف را بر تمایلات شخصی و غریزه فرزند دوستی خود مقدم داشت. لذا باید این روز مبارک را عید گرفت.

مبارزه با شیطان

ما مسلم و برنامه ما قرآن است ملیت ما به پایه ایمان است
عیدی که برای ما پسندیده خدا فطر است و غدیر و جمعه و قربان است

عید قربان، عیدی است که باید تسلیم بودن و انقیادکامل را در برابر مولا به منصه ظهور رساند و در این رستاخیز عظیم، که عید بزرگ مسلمانان است، به شکرانه توفیق در انجام دادن مناسک حج و پیروزی در مصاف با شیطان، آخرین ذرات باقیمانده از تعلقات غیرخدایی را در قربانگاه ذبح کنیم و این روز بزرگ را جشن بگیریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 14 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

http://www.snn.ir/pic/13900807046_201142005e.jpg

... اگر تمام فشارها و حرکات تروریستی علیه انقلاب را در کل 30 سال یک طرف بگذارید و جنایات این دولت‌های غربگرای دیکتاتوری عربی را یک طرف، باز هم آدم متعجب می‌شود از شدت خشونت جمهوری اسلامی! چقدر کرامت و بزرگواری.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»- علی اللهیاری؛ رها می‌کنیم یک دفعه و حتی خیلی زود. ابعاد مختلفش را نمی‌کاویم. به یک تحلیل که می‌رسیم، تعمیقش نمی‌کنیم. در فلان بعد ماجرا این تحلیل چطور بروز می‌یابد؟ از منظر و زاویه‌ای دیگر نگریسته شود چه؟ یک موضوع، غیر از استفاده سیاسی‌اش، می‌تواند درسی اجتماعی، خانوادگی و حتی فلسفی هم داشته باشد؟ می‌توان با یک فلسفه، تاریخ مناسب آن را بهتر شرح داد؟ چرا از همه ظرفیت‌های ماجراها استفاده نمی‌کنیم؟ همین ماجراهای انقلاب‌های منطقه را ببینید! هر کدامشان را می‌شود از صدها بعد و جهت بررسی کرد. مثلا من ندیده‌ام که یک تحلیل مفصل و جدی درباره ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشورها و میزان خشونتی که دولت‌های غرب‌گرایشان برای سرکوب استفاده کردند، ارائه شود. این تحلیل قطعا درس‌های فراوانی دارد. هم برای ما و هم برای مسلمانان جهان و هم برای آزادگان جهان! 
 
لیبی هزاران نفر را با توپ و تانک و هواپیما می‌کشد، در مصر صدها نفر کشته می‌شوند، در یمن و بحرین و تونس حتی سوریه هم! مگر چه اتفاقی افتاده است؟ یعنی در یک مدت کوتاهی حجم عظیمی از مردم کشته می‌شوند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ دیکتاتورهایی که سالیان دراز تمام حکومت را ظاهرا با قدرت در اختیار داشتند، مورد حمایت کامل آمریکا، غرب، عربستان و تمام دیکتاتورهای عربی بودند، علیه تظاهرات مردمی که به جایی هم متصل نیستند و منبع مالی و سیاسی جدی ندارند، این طور مذبوحانه درمانده می‌شوند. درماندگی‌شان را هم با خشونت وحشیانه‌ای اعمال می‌کنند و البته آمریکا، عربستان، اروپا هم از این جنایت‌ها حمایت کامل و وقیحانه‌ای می‌کنند.
 
حالا نگاهی به جمهوری اسلامی بیندازید! یک مقایسه ساده بین شرایط جمهوری اسلامی و واکنش به مسائل با شرایط این دولت‌ها و واکنش‌هایشان؛ مثلا به فتنه سال 88 نگاه کنیم. انتخاباتی برگزار شده، یک دیکتاتور بی‌آبرو، وقتی می‌بازد، تمام رای 40 میلیونی را زیر سوال می‌برد و هوادارانش را به خیابان می‌کشاند، آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و کل اروپا، عربستان و کل دیکتاتورهای عرب هم تمام قد به حمایت کامل از او می‌پردازند. پشتیبانی مالی، سیاسی، تبلیغاتی و رسانه‌ای تا حتی پشتیبانی امنیتی-نظامی؛ هدف یک فرد نیست! ماجرا، حرکت باسرعت تا سرنگونی جمهوری اسلامی است.
 
این طرف چه اتفاقی افتاده است؟ یک نظامی هست که یک رهبر الهی دارد و پشتوانه مردمی مستمر و بسیار شگفت آور! یک اقتصاد معمولی، سیاستمداران غرب زده و بزدل و ترسو هم که کم ندارد! دانشگاهیان مرعوب و بی‌سواد نیز! رسانه‌های ناکارآمد و حتی خائن! و البته یک فرهنگ غنی و پر بنیه؛ اما آن سو تمام قوای مادی متحد شده‌اند. اکثر دولت‌های جهان، زورمندان و صاحبان غول رسانه‌ای، آنهایی که خود را ابرقدرت می‌نامند، هجمه سنگین رسانه‌ای و تبلیغاتی، حجم بی‌نظیری از فعالیت‌های سیاسی، حضور با تمام قدرت دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی جهان، و موارد بسیاری از فکر و برنامه‌ریزی‌های شبانه‌روزی و بلند مدت که ما هنوز بی‌خبریم از ابعادش.
 
اما چه اتفاقی می‌افتد؟ این نظام می‌آید جلوی این هجمه عجیب و همه‌جانبه می‌ایستد! با چه آرامش و متانت عجیبی هم می‌ایستد. هول نمی‌شود، خود را گم نمی‌کند، حتی وقتی که خیلی از آنها که خودخواص‌پنداری دارند و باید باری از دوش انقلاب برمی‌داشتند، اما خود غده‌ متعفنی بر دوشش شدند، کم آورده و ترسیده بودند.
 
فقط بیایید خشونت و میزان کشته‌های انسانی را ببینید. چقدر کشته داده شد؟ 40 و خورده‌ای! بیش از نصفشان هم یا بسیجی‌اند یا مردم عادی که رهگذر بوده و مورد حمله تروریستی قرار می‌گیرند. بعد تمام بوق تبلیغاتی مستکبرین و گروهک سبز نمی‌تواند لیست 72 تا جنازه را درست کند! هی شهیدانشان زنده می‌شوند، دروغی از آب در می‌آید، جنازه 6 سال پیش را جا می‌زنند! با خباثت بی‌نظیر در ختم آدم زنده شرکت می‌کنند.
 
اتفاقی که افتاده خیلی مهم است! اصلا نمی‌فهمیم چقدر بزرگ است. در 8 ماه مبارزه تمام عیار و سنگین با‌ امکانات همه دنیا (آمریکا، اروپا، عربستان و ...)، با ارفاق کمتر از 20 نفر کشته از مخالفین! بعد کشورهای دیکتاتور عربی با وجود همه حمایت دنیا (آمریکا، اروپا، عربستان و...) و مخالفان بی سازماندهی و به ظاهر بی‌پشتوانه از لحاظ مسائل مادی، این افتضاح را در مدت کوتاهی می‌آفرینند! یعنی ظرف چند روز این همه خشونت؟ تازه فتنه 88 یکی از موارد بسیاری است که جمهوری اسلامی به خود دیده است.
 
این یک مثال بود. به نظرم تمام فشارها و حرکات تروریستی علیه انقلاب را در کل 30 سال یک طرف بگذارید و جنایات این دولت‌های غربگرای دیکتاتوری عربی را یک طرف، باز هم آدم متعجب می‌شود از شدت خشونت جمهوری اسلامی! چقدر کرامت، بزرگواری، آرامش، لطافت و مهربانی؟ تمام حوادث این 30 سال و اندی را با چنان درایتی و کمترین هزینه مادی و معنوی مدیریت کرد، که باور کردنی نیست.
 
هزاران پروژه تحقیقاتی و پایان‌نامه باید درباره این قدرت و مانور شکوهمند جمهوری اسلامی نوشته شود. هم از بعد اجتماعی و جامعه شناختی و فرهنگی، هم امنیتی، نظامی، سیاسی و...! خیلی ماجرا بزرگ است! شاید قرن‌ها بگذرد کمی از بزرگی و تاریخ‌ساز بودن رفتار جمهوری اسلامی شناخته شود.
 
ریشه این تفاوت عظیم را غیر از منابع معنوی (اسلام ناب محمدی، آرمان‌های امام روح الله، رهبری گرانقدر، مردمی مومن و مقاوم) باید به سالیان دراز تجربه‌ مقاومت پس از انقلاب علیه توطئه‌های مستکبرین در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و غیره دانست.
 
تجربه‌ای که بشدت جمهوری اسلامی را قدرتی بی نظیر کرده است؛ قدرتی که نه تنها دیکتاتورهای مزدور آمریکایی کشورهای عربی، فاقد آنند، بلکه حتی خود کشورهای اروپایی چون فرانسه، انگلیس، ایتالیا و اسپانیا نیز در آشوب‌های اخیر اروپا نشان دادند، توان مدیریت بحران را ندارند.
 
این تجربه قطعا بدون یک ایدئولوژی توانمند و نیز حمایت قلبی و اعتقادی مردمی وفادار و صبور - حتی فراتر از مرزهای ایران -، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت؛ دو فاکتوری که مزدوران عربی و تمام دولت‌های آمریکایی و اروپایی از آن بی‌بهره‌اند؛ این عاملی است که انقلاب اسلامی را تنها قدرت واقعی جهان ساخته و آینده‌ جهان، آینده‌ای درخشان برای بشریت در سایه آرمان‌های انقلاب اسلامی است.
 
آری برادر! درود بر جمهوری اسلامی! 

منبع: خبرگزاری دانشجو




نوع مطلب :
برچسب ها :


 

مظلومى آل مرتضى پیدا شد

در كوفه دوباره محشرى بر پا شد

مهمان غریب كوفه را دریابید

زیرا كه اسیر فتنه اعدا شد

كفن پوش عشق

مى بینمت اى سفیر سفر انقلاب كه سفارتت را آغاز كرده اى ، دعوتى كه هیجده هزار دعوتنامه داشته است ، و در بیابانهاى تفدیده ، راه مى سپرى و پرچم فراز مند نهضت ازاد یبخش حسین علیه السلام را بر دوش مى كشى و نستوه و استوار، با طنین گامهاى قهرمانانه ات ، سكوت سرد و مرگ افزاى چندین ساله تاریخ اسلام را درهم مى شكنى .

جوانمردى ، وفا، و دریا دلى به تو ایمان آورده اند و ارزشها، هرگز، پاسدارى ، پایدارتر از تو ندیده اند.

ان شب ، كه با غافلگیرى و ترور عامل دشمن ، فقط و فقط براى ارزشها، به مخالفت برخاستى ، همه خصلتهاى آسمانى ، بنده ارزش خرید تو شدند. ارى وفا از اینكه چون توئى را در كوفه ، شهر بى وفایان ، در كوى بى وفایى مى دید، شرمسار بود و این ازرم را كه از حضور وفا مردترین یار اباالاحرار در ان خلوت خالى از مردانگى و غیرت ، احساس مى كرد نمى توانست پنهان كند.

اى الگوى بزرگ مقاومت ، اى اسوه صبر و استوارى ، از ان لحظه هاى خون و خشم ، شمشیر و تكبیر، و رویاروئى نا برابر نور و ظلمت چه بگویم كه كار و كارزار از جنگ تن به تن گذشته بود و تبدیل به جنگ تن به تن ها شده بود.

رزم حماسه آفرین تنى تنها و دور از دیار با تن ها و گرگهایى تا دندان مسلح ، با نگهبانان اشرافیت و حافظان شیطان .

عدالت بر خود، لحظه اى غم افزاتر از آن هنگام تنهایى تو در آن هنگامه خون و آتش ، ندیده است . دلهاى همه خدا پرستان ، از ان روز و دقیق تر بگویم از آن شب ، خانه تو شد، (از آن شب ) كه بر درگاه خانه آن زن و در جواب سئوالش ‍ نالید كه : من در این شهر، خانه اى ندارم .

هنوز و هماره ، خونرنگى شفق ، از شرمگینى ان شامگاهان است ، ان شام شوم و آن شب تا ابد سیاه كه در كوچه هاى شهر هیجده هزار دعوتنامه اى ، تنها ماندى و از هیچ پنجره اى ، نورى ، هر چند نا چیز، سوسو نمى زد.

هر وقت به ان تنهایى تاریخى ات فكر مى كنم و ان خاطره غمبار را یاد مى اورم به این نتیجه مى رسم كه غمى كه هر غروب را مى اكند، غم توست و غروب ، ائینه دار غصه هاى توست ، و ابهام راز الودش از سر گذشت تو نشئت گرفته است .

اى عارف عرفه ، اى شاهد عرصات ، اى سفیر ثوره واى شهید عرفات .

اى فرستاده فرزانه حسین علیه السلام ، به تنهائیت در كوچه هاى تنگ و تاریك و مالا مال از آتش و دود كوفه سوگند دلهایمان ، دشتهاى وسیعى است كه در ان ، الاله هاى سرخ و شقایقهاى ارغوانى عشق تو و مولاى تو، روئیده است . مسلم تو از بام قصر قساوت بر زمین نیفتادى . هرگز، كه در دلهاى ازادگان و عدالت دوستان و ظلم ستیزان جاى گرفتى ، تو به میهمانى دلهاى عاشق رفتى و قلبهاى مومنى كه عرش الرحمان گفته شده اند، جایگاه توست اى عبد صالح رحمان .

مى بینمت بر تارك تاریخ ، بشكوه ایستاده اى و قامت خونینت از زخمهاى كشیده شدن پیكرت بر سنگفرشهاى كوفه ، ستاره باران است . سنگفرشهاى كوى و برزن كوفه ، وقتى با بدن مطهرت مماس بودند، بر عرش ،پهلو مى زدند، دیگر سنگفرش نبودند بلكه سنگ عرش شده بودند.

تمام ابهاى جهان و بى كرانگى اقیانوسهاى زمین ، وآمدار و شرمسار ان لحظه اب خواستن و ابخوردن تو هستند. تا، لب گذاشتى ، ظرف اب ، بحر احمر شد و ظرفیت و گستره وجود تو را به حكایت نشست .

اه چه بگویم ؟ كه مى بینم از بام دارالاماره و از سر دار، بر سرداران جهان ، امارت مى كنى و هر جا حق طلب و ظلم ستیزى است مسلم تو شده است .

چاه ها چاله هاى انباشته از آتش و شمشیر، گواه روشنى است . بر این حقیقت آفتابى كه تو آفتابى و تسلیم ، تسلیم توست . اى سلم بزرگ ؛ عزت و شرف ، بندگان مودب استان رفیع تو هستند و در قدمت به خاك ادب افتاده اند.

اى شهید پیشتاز كربلا، هنوز، عطر دل انگیز ان سلام ملكوتى كه به عنوان حسین علیه السلام فرستادى در فضاى آسمان فتوت ، برادرى و انسانیت ، با مشام جان استشمام مى شود و روح را روحانیت و طور سیناى سینه ها را طراوتى تازه مى بخشد.

به سلام قسم ،... الملك القدوس السلام ... سلامى دل انگیزتر از سلام تو در حافظه تاریخ نیست . سلامى از اسلام ناب یك مسلم .

تو از كوه استوا ترى و استوارى عكس برگردان ضایع و كمرنگى است از تو، از همان ایستادن بر بام و به سلام .

اه ... باز هم اه ... از این غم ، كه براى عاشقانت ، هممین یك غم كافى است تا هیچ گاه به سرور ننشینند، غم جانكاه ان لحظه كه امام نازنین نازدانه ات را بر زانوى مهر نشاند و دیگر دختركان كاروان ، نگاه معنى دار و غم الودى به یكدیگر كردند و لب گزیدند.

دست مهربان و نوازشگر امام كه بر سر دختر تو كشیده مى شد، اعلامیه اى بود، اعلامیه وصال مسلم به ملكوت تو در عرفه شهید شدى تا دعاى ، عرفه مولى الكونین را تفسیر كنى و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافرینى .

سفیر حسین علیه السلام

آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود

نامه نگاران را قلم تیغ ستم بود

آنشب كه عروس حجله شب شعر میخواند

اشعار غم با واژه هاى بكر میخواند

آنشب زمین از پرده دل ناله میزد

داغ شقایق را به قلب لاله میزد

آنشب حكومت بود سر تا پا نظامى

حامى یك مامور جلبش صد حرامى

در كوچه اى مرد غریبى راه میرفت

از بى پناهى در پناه اه میرفت

مرغ دلش گاهى هواى یار میكرد

از خستگى گه تكیه بر دیوار میكرد

در كارگاه لب درنا سفته مى سفت

اسرار دل را این چنین با باد میگفت

اى باد صرصر همتى چون وقت تنگ است

چرخ زمان ابستن اشوب جنگ است

دارم بتو من دست استمداد اى باد

چون هستیم را داده ام بر باد اى باد

اینك كه در این شهر دلدارى ندارم

تنهاى تنها هستم و یارى ندارم

از من ببر در نزد دلدارم پیامى

زیرا كه غیر از او ندارم من امانى

از قول من بر گو تو با نور دو عینم

فرزند دلبند على یعنى حسینم

مولاى من از كوفیان قطع نظر كن

كوفه میاعزم سفر جاى دگر كن

مولاى من جان رسول الله برگرد

دانم كه در راهى ولى زین راه برگرد

اینان كه بر لب نعره تكبیر دارند

جاى وفا زیر عبا شمشیر دارند

شمشیرها شان بهر قتلت تیز گشته

پیمانه ها شان از ستم لبریز گشته

با سنگ و تیر و نیزه ها شان میزبانند

آماده از بهر ورود میهمانند

اى یوسف من پا سر بازار مگذار

پا بر سر بازار این اشرار مگذار

اینجا متاع عاشقى را مشترى نیست

این فرقه را كارى بجز غارتگرى نیست

اینان همه ایفا گران نقش خونند

چون بیخبر از سنگر عشق و جنونند

تنها بیا اما میاور خواهرت را

تنها به خواهر ان سه ساله حضرت را

ائى اگر در كوفه اى فخر زمانه

دشمن زند بر خواهر تو تازیانه

ائى اگر در كوفه میگردد به سیلى

مانند زهرا روى اطفال تو نیلى

ائى اگر در كوفه بینى داغ اكبر

انسان كه روید لاله ها از باغ اكبر





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 14 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا كه ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می كند. اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت �عرفت� و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی �عرف� صبر و شكیبایی و تحمل است.(1)

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه� هو التَّوابُ الرّحیمْ

آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟

ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
 

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدایی نیست

لا الهَ الاّ اَنْتْ 

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی

به گناه خود اعتراف می كنم

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی

اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ


آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

 

حضرت ابراهیم (ع) در عرفات

در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

 

پیامبر اسلام (ص) در عرفات

و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.

و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:

...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی به سوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می شود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.

......... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.

هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینكه آنرا به طیب خاطر به دست آورده باشد.....

ش

صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع)

حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن �كوه رحمت� نهادند و در سمت چپ كوه روی به كعبه، همایشی تشكیل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 12 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ،بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

مسموم شدن امام باقر(علیه السلام)
آنچه مسلم است این است که امام باقر( علیه السلام) با طرح مرموز ومخفیانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسید، ولی عامل وچگونگی آن به روشنی مشخص نیست .
بعضی می نویسند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
وبعضی می نویسند : زید بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زین اسب مالید واسب را به حضور امام باقر( علیه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزیر بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه ای که رانهایش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بیماری افتاد وسرانجام به شهادت رسید .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهایی که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دین شد تهی زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبین منیرش عرق نشست
ارکان پنجمین امامت زهم شکست
گاهی زبان به ذکر حق وگه شدی به هوش
ازدل کشیده آه شرربار وشد خموش

امام باقر (علیه السلام) در بستر بیماری
کلینی به سند صحیح اززراره روایت کرده است که گفت روزی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود :
درخواب دیدم که برسرکوهی ایستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوی من بالا می آمدند چون مردم بسیاری دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو می ریختند ، تا آنکه جماعتی برآن کوه باقی ماندند واین اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گویا آن حضرت این خواب رابه وفات خود تعبیر فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاین خواب به رحمت ایزدی پیوستند .
درکافی وبصائر الدَّرجات وسایرکتابهای معتبرروایت کرده اند که حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود :
که پدرم بیماری سختی گرفته بود وبیشتر مردم ازبیماری حضرت ترسیدند واهل بیت آن حضرت را به گریه درآمدند که امام باقر(علیه السلام) فرمود :
من دراین بیماری ازدنیا نخواهم رفت زیرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنین خبردادند پس ازآن بیماری صحت یافت ومدتی وسالم بود .
وبرای من زمین را بشکاف وگود کن زیرا که من فربه هستم ودرزمین مدینه برای من نمی توان لحد ساخت .
علت فرمایش حضرت آن است که زمینهای مدینه سخت بودند به جای آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً برای قبر درآن زمینها لحد درمی آوردند یعنی حفره ای به اندازه جسد دردیوار قبردرسمت قبله درست می کردند وچون امام صادق(علیه السلام) فربه وچاق بودند ودردیوار قبربه سختی جای می گرفتند ، لذا وصیت کردند که زمین را برای این امر گود نمایند تا ایشان به آسانی وبدون مشکل درقبر شریفشان جای گیرند .
پس گفتم : ای پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر می بینم وناراحتی درتو مشاهده نمی کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بیماری صحت وسلامت من راخبر دادند دراین بیماری به نزد من آمدند وگفتند : دراین مریضی به عالم آخرت رحلت می نمایی وبه روایت دیگری فرمود :
که ای فرزند ، مگر نشنیدی حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) من را ازپس دیوار ندا کرد که ای محمد بیا وزود باش که ما انتظار تورا می کشیم .
کلینی به سند حسن روایت کرده است که حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) هشتصد درهم برای تعزیه وماتم خود وصیت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که پدرم گفت :
ای جعفر ازمال من برای ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمنی درموسم حج برمن ندبه وگریه کنند ورسم ماتم راتجدید نمایند وبرمظلومیت من زاری کنند .
کلینی به سند معتبر نیزروایت کرده است که چون امام محمد باقر(علیه السلام) به جهان باقی رحلت نمود ، حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود : که هرشب درحجره ای که آن حضرت درآن وفات یافته بود ، چراغ می افروختند .
شیخ عباس قمی میگویند : که درتاریخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ایشان درروز دوشنبه هفتم ذیحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگی درمدینه مشرفه اتفاق افتاد .
وفات ایشان درایام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان به زهر شهید کرده وشاید به امر هشام بوده است .
قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگی دربقیع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (علیه السلام) قرار دارد
.





نوع مطلب :
برچسب ها :


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌



خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما جوانان عزیز، دانش‌آموزان، دانشجویان و مسئولان محترم. مبارك باد بر شما سیزدهم آبان، كه روز مبارزه‌ى با استكبار نام نهاده شده. در واقع باید گفت: روز شروع سقوط هیبت استكبارى آمریكا.

این ایام، ایام دهه‌ى ذى‌حجه است. شما جوانان عزیز، دلهاى نورانى، روحیه‌هاى شاداب، فرزندان عزیز من، توجه داشته باشید كه یكى از بهترین روزها و شبهاى دوره‌ى سال، از لحاظ فضیلت و امكان ارتباط دلها با خدا، همین روزهاست. مایه و قوام اصلى همه‌ى حركتهاى بزرگ و پیروز، ذكر الهى است؛ یاد خدا بودن، با خدا ارتباط داشتن. در قرآن میفرماید: «و یذكروا اسم الله فى ایّام معلومات».(1) در حدیث دارد كه «ایام معلومات» كه خداى متعال به ذكر در این ایام دستور داده است، همین ده روز اول ذى‌حجه است.

در این ده روز، روز عرفه وجود دارد، كه روز دعا و استغفار و توجه است. دعاى سراسر عشق و شور و سوز در روز عرفه، كه سیدالشهداء امام حسین (علیه‌السّلام) در مراسم عرفات انشاء فرموده است، نشان‌دهنده‌ى آن روحیه‌ى شیدائى و عشق و شورى است كه پیروان اهل‌بیت در یك چنین ایامى باید داشته باشند. این ایام را قدر بدانید. فرصت مال شماست. همچنان كه امروز فرصت پیشرفت، فرصت شكوفائى، فرصت حركتهاى بزرگ سیاسى و انقلابى و اجتماعى مال شما جوانهاست، فرصت توجه به خداى متعال و ذكر الهى و مستحكم كردن رابطه‌ى قلبى با خدا هم متعلق به شماست. بهترین وسیله‌اى كه میتواند ذكر الهى را براى شما و براى ما زنده كند، ترك گناه است. این كار، براى شما آسانتر از پیرهاست. شما جوانها دلهاى نورانى دارید، زمینه‌هاى آماده‌اى دارید؛ از خداى متعال كمك بخواهید. قدر این دوره‌ى درخشان جوانى را بدانید، رابطه‌ى خودتان را با خدا مستحكم كنید و در این راه پرافتخارى كه ملت ایران آغاز كرده است و شما امروز در نقاط اوج این راه قرار دارید، ان‌شاءالله با همه‌ى وجود، با همه‌ى توان، ادامه بدهید و پیش بروید.

سیزدهم آبان هم - كه دو روز دیگر است - در حقیقت به معناى واقعى كلمه، یكى از ایام‌الله است؛ فرصتى است براى فكر كردن و استنتاج كردن و بر اساس این استنتاج، آینده را ساختن و براى آینده برنامه‌ریزى كردن؛ چون آینده مال شماست. چگونه حركت كنیم كه بتوانیم خودمان را، ملتمان را، كشورمان را، تاریخمان را، بلكه امت اسلامى را به اوج برسانیم؟ راه چیست؟ این را باید با تفكر و تدبر در این عبرتها به دست آورد. یكى از این عبرتها در همین سیزدهم آبان است. قدرت الهى از یك طرف - كه همه‌چیز در همین جمله‌ى «قدرت الهى» مندرج است - و بعد اراده‌ى مبارزه و ایستادگى در راه مبارزه، كه متكى به قدرت الهى و توفیق الهى است، از طرف دیگر، سیزدهم آبان را یك برجستگى بخشیده است.

امام عزیز ما، آن مرد یگانه‌ى تاریخ ما، در مقابل طرح كاپیتولاسیون و مصونیت آمریكائى‌ها - كه آن روز در ایران همه‌كاره بودند - ایستاد و به خاطر این اعتراض، روز 13 آبان با حال غربت و تنهائى، به وسیله‌ى مزدوران آمریكا از ایران تبعید شد. در آن روز و در این تبعید، هیچ كس در كنار امام نبود. البته دلهاى مردم با امام بود؛ اما امام را از خانه‌اش ربودند و در غربت كامل، او را در روز 13 آبان سال 43 از ایران تبعید كردند. پانزده سال بعد - پانزده سال، زمان زیادى نیست؛ مثل برق میگذرد - فرزندان امام، یعنى جوانان انقلابى دانشجو، در روز 13 آبان رفتند لانه‌ى جاسوسى آمریكا در تهران را تسخیر كردند؛ آمریكا را از ایران تبعید كردند. ببینید فعل و انفعال حركت مردمىِ متكى به اراده‌ى الهى و قدرت الهى، چه كار میكند. امام در آن غربت در تبعید ایستاد، با كمال استقامت راه را دنبال كرد و مردم را كم‌كم و بمرور آورد وارد صحنه كرد. امام مردم را بیدار كرد؛ احساس استقلال و آرمان‌خواهىِ همراه با مجاهدتى كه در آن هیچ خوف و ترسى وجود ندارد، در مردم زنده كرد. مردم به میدان آمدند و انقلاب پیروز شد. مردم در انقلاب، شاه را از ایران راندند؛ در 13 آبان، آمریكا را از ایران راندند. لذا امام فرمود: انقلابى بزرگتر از انقلاب اول. این یك عبرت است. یعنى یك ملت وقتى در راه درست، با هدایت صحیح و با بصیرت، ایستادگى و استقامت میكند، هیچ قدرتى در مقابل او تاب مقاومت ندارد. همه‌ى مانعها برداشته شد. این مسئله، محال به نظر مى‌آمد. حكومت سلطنتىِ دو هزار و پانصد ساله، آن هم با پشتیبانى همه‌ى قدرتهاى مادى دنیا، از ایران برچیده شود؟ باوركردنى بود؟ اما اراده‌ى اسلامى و ایمانى ملت ایران به رهبرى امام، این امر محال را ممكن كرد؛ این امر نشدنى، واقع شد. همه در مقابل چشمشان این را بوضوح دیدند و آن را لمس كردند. و از این بالاتر، پرچم تسلطِ ظالمانه‌ى متكبرانه‌ى آمریكا از بام ایران پائین كشیده شد؛ زیر پاى جوانهاى مؤمن ما لگدمال شد. این هم نشدنى به نظر میرسید. این هم یك كار ناممكن به نظر میرسید. تحلیل میكردند، میگفتند، مینوشتند كه ایران اسلامى چون در مقابل آمریكا ایستاده است، پس قطعاً شكست میخورد و مجبور به عقب‌نشینى میشود. تحلیلهاى مادى این را میگفت، این را نشان میداد. خیلى از روشنفكرنمایان ما كه خود را اهل تحلیل سیاسى و زیر و رو كردن حوادث و استنتاج از حوادث میدانستند، اینجور تحلیل میكردند. اما بعكس شد؛ اسلام پیروز شد، جمهورى اسلامى پیروز شد، آمریكا مجبور به عقب‌نشینى شد.

از آن روز تا امروز، سى و دو سال میگذرد. جوانهاى عزیز! در این سى و دو سال، هیچ سالى نبوده است كه از سوى استكبار به رهبرى آمریكا و صهیونیسم، علیه ایران توطئه‌اى یا توطئه‌هائى شكل نگیرد؛ به قصد شكست دادن ملت ایران، به قصد شكست دادن انقلاب و نظام جمهورى اسلامى. و به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، به همت مردم عزیز ما، و در هر دوره، به همت پیشروى جوانان عزیز ما، ایران اسلامى در همه‌ى این توطئه‌ها پیروز شد و آمریكا شكست خورد. بعد از این هم همین جور خواهد بود. تحلیل درست، این است. نگاه درست به آینده، این است. شماها ان‌شاءالله پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، پیش روى خودتان عمر دارید. براى این عمر طولانى - كه خداى متعال ان‌شاءالله با بركت و رحمت و فضلِ خود به شما عنایت كند - باید برنامه‌ریزى كنید. پایه‌ى برنامه‌ریزى این است: تصمیم بگیرید، هدف را درست انتخاب كنید و دنبال این هدف، با استقامت حركت كنید؛ در این صورت هیچ قدرتى در مقابل شما یاراى ایستادگى نخواهد داشت. هدفهاى شما در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى اقتصادى، در زمینه‌ى اجتماعى، در زمینه‌ى اخلاق، در زمینه‌ى گسترش تفكر اسلامى و بیدارى اسلامى در جهان است؛ اینها آرزوهاى بزرگ شماست. راه فقط همین است. درست تشخیص بدهید، تصمیم قطعى بگیرید، حركت كنید، راه بیفتید، به خداى متعال تكیه و اعتماد كنید؛ به نتیجه خواهید رسید. دشمنان شما هر كه باشد، هر چه باشد، با هر حجم قدرتى كه در دنیا باشد، مجبور به عقب‌نشینى خواهد شد؛ همچنان كه در قضیه‌ى انقلاب، در قضیه‌ى 13 آبان، در قضایاى جنگ تحمیلى، در قضیه‌ى محاصره‌ى اقتصادى و در همه‌ى توطئه‌هاى دیگر تا امروز اینجورى بوده.

دست ما پر است. ما فكر درست داریم. جمهورى اسلامى یك اندیشه‌ى سیاسىِ نوئى به دنیا عرضه كرده است: مردم‌سالارى دینى. این اندیشه‌ى سیاسى نو، متكى به فلسفه‌ى درست، متكى به زمینه‌هاى فكرى و اعتقادىِ مستحكم و از لحاظ عملى قابل اجرا و پیشرونده است. این فكر، این راه، این فلسفه و این تجربه‌اى كه در طول این سى و دو سال در اختیار ملت ایران است، دست ما را پر كرده است.

دشمن تلاش میكند. نباید فكر كرد كه دشمن از فعالیت منصرف خواهد شد؛ نه، دارید مى‌بینید. در همین روزها، در بحبوحه‌ى گرفتارى‌هاى آمریكا در قضیه‌ى این حركت مردمىِ وسیعِ جنبش وال استریت در نیویورك و در سایر شهرها و ایالات آمریكا، دولت آمریكا به نظرش رسید كه به خیال خودش و به قول خودش، باز یك برگ دیگرى رو كند. یك سناریوى مسخره‌ى تروریستى درست كردند كه جمهورى اسلامى را متهم كنند به یك حركت تروریستىِ مهمل، بى‌منطق و غلط؛ كه هر كس از اهل معرفت و فن در دنیا آن را دید، رد كرد، محكوم كرد. متوسل و متشبث به این چیزها میشوند، براى اینكه شاید بتوانند خودشان را از آن گرفتارى‌ها نجات بدهند، آن را تحت تأثیر و تحت‌الشعاع قرار بدهند؛ شاید بتوانند بر جمهورى اسلامى فشار وارد كنند. البته این مسئله را دنبال خواهند كرد. قصدشان این است كه شریف‌ترین عناصر مبارز و مجاهد در جمهورى اسلامى را متهم به تروریست كنند. آنها خودشان تروریستند. امروز تروریست بزرگ در دنیا، دولت آمریكاست.

در این قضیه هم دست ما پر است. ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم كه نشان میدهد دولت آمریكا پشت سر ترورها و تروریستهائى بوده است كه در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروى آمریكا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروى این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ى با تروریسم را در دنیا پیش افكار عمومى خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئى ندارند.

آمریكا شكست‌خورده است. آمریكا در افغانستان شكست‌خورده است. در مقابل ملت افغانستان، آمریكا نتوانسته است وجهه‌ى خود را حفظ كند؛ ادعاهاى دروغ خود را ثابت كند. در مقابل ملت عراق، آمریكا شكست‌خورده است. همین چند روز قبل از این، نمایندگان و نخبگان سیاسى ملت عراق به اتفاق، مصونیت نظامیان آمریكا در عراق را رد كردند؛ نظر دادند كه باید آمریكا از عراق بكلى خارج شود. و خارج خواهد شد؛ چاره‌اى ندارد. آمریكا بعد از سالها تلاش و هزینه‌هاى مادى و انسانى فراوان، ناچار است از عراق خارج شود؛ ناچار است از افغانستان خارج شود؛ ناچار است شكست را بپذیرد.

اینها در شمال آفریقا شكست خوردند؛ حسنى مبارك را نتوانستند حفظ كنند، بن‌على را نتوانستند حفظ كنند - اینها همه مزدورهاى آمریكا بودند، اما ملتها بر اینها فائق آمدند - در لیبى، رفیقشان قذافى را نتوانستند حفظ كنند. تا همین آخر هم، قبل از مرگ ذلیلانه‌ى قذافى، اینها ارتباطاتى داشتند، شاید بتوانند با هم تفاهم كنند. ملتها نفاق استكبار را، نفاق آمریكائى‌ها و غربى‌ها را، چه در قضیه‌ى مصر، چه در قضیه‌ى تونس، چه در قضیه‌ى لیبى دیدند، در قضایاى دیگر هم خواهند دید. اینها منافقند، اینها دورویند.

امروز در خود آمریكا، در خود كشورهاى غربى، در خود نظام سرمایه‌دارى و به اصطلاح لیبرال‌دموكراسى - كه هم «لیبرال»اش دروغ است، هم «دموكراسى»اش دروغ است - اینها شكست‌خورده‌اند. امروز مردم آمریكا در سرتاسر ایالات آمریكا، و مردم در هشتاد كشور جهان علیه این نظام ایستادگى كردند. ممكن است مردم را سركوب كنند، اما این آتش خاموش نخواهد شد. نمیتوانند دفاع كنند؛ دستشان خالى است. دنیا جریان دیگرى پیدا كرده است و بدانید به حول و قوه‌ى الهى، مبارزه‌ى حق - كه با سردمدارى ملت ایران و با پرچم اسلام آغاز شده است - با باطل، با طاغوتها، با فرعونها و با فرعون استكبار، تا سرنگونى استكبار ادامه پیدا خواهد كرد.

تحلیلگران - به قول خودشان - در اتاقهاى فكرشان مى‌نشینند مطالعه میكنند، بررسى میكنند، مى‌بینند نقطه‌ى كانونى و مركزى این حركت، جمهورى اسلامى است؛ لذا متوجه شماها میشوند؛ متوجه جوانهاى ما، متوجه مسئولان ما كه محكم ایستادند و این راه را با جرأت، با قدرت، با توكل به خدا، با خوشبینى به آینده و با امیدِ تمام دارند ادامه میدهند. آن وقت علیه ملت ایران توطئه میكنند؛ خب، بكنند. سى و دو سال است كه دارند علیه ملت ایران توطئه میكنند. البته در هر توطئه‌اى، براى ملت ایران زحمت‌افزائى كردند، اما ملت ایران پیروز شده است و پس از هر توطئه‌اى كه خنثى شده، ملت ایران یك پله بالاتر رفته. ما را تحریم میكنند. ممكن است تحریم فشارى به وجود بیاورد، اما ملت ایران را یك درجه جلو میبرد؛ توانائى او را بیشتر میكند. به خیال خودشان علم و فناورى را بر روى جوانهاى ایرانى بستند، اما جوانان ایرانى خودشان از درون خودشان جوشیدند. امروز در زمینه‌ى علم و فناورى، پیشرفت ما نسبت به گذشته، نمیشود گفت دو برابر و سه برابر است؛ ده‌ها برابر است. مبارزه‌ى آنها به جائى نمیرسد. مبارزه‌ى با یك ملت بصیر، ملت صبور، ملت آگاه، ملتى كه جوانانش متكى به خدا و پایدار در این راهند، به جائى نمیرسد؛ آنها شكست میخورند، اما ملت ایران پیروز خواهد شد.

شما جوانها باید براى آینده، بیشترین بار این مسئولیت را بر دوش بگیرید و خودتان را بسازید؛ نگذارید دشمن با توطئه‌هاى تبلیغاتى، با دروغ‌پردازى، امید را از دلها بزداید؛ نگذارید بین شما اختلاف ایجاد كنند؛ نگذارید بین ملت و مسئولین، ایجاد اختلاف و جدائى كنند؛ آنها این را میخواهند؛ آنها از این یكپارچگى میترسند؛ آنها از این شعارهاى مستحكم شما میترسند؛ آنها از عزم و اراده‌ى جدى مسئولین میترسند؛ میخواهند این عزم و اراده را متزلزل كنند. وقتى ملت در كنار مسئولین ایستاده است، هیچ مسئولى احساس تردید نمیكند؛ احساس تزلزل نمیكند و پیش میرود. این براى كشور ما لازم است؛ تا امروز بوده است، ان‌شاءالله در آینده هم خواهد بود. قطعاً ملت ایران در همه‌ى این چالشهائى كه امروز با آن مواجه است و احیاناً در آینده هم با آنها مواجه خواهد بود، بینى دشمن را به خاك خواهد مالید.

رحمت خدا بر شهداى عزیز ما. رحمت خدا بر صبر ملت ما. رحمت خدا بر پدران و مادران صبورى كه مشكلات را تحمل كردند، فقدان جوانهاشان را تحمل كردند و ایستادند و به نسلهاى بعدى درس دادند. و رحمت خدا بر امام بزرگوار ما، كه این راه را او باز كرد، او جلو افتاد، او ایستاد تا همه‌ى ما دلگرم شدیم و به دنبال او حركت كردیم و این راه طولانى را طى كردیم. امیدواریم همه‌ى شما مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةالله باشید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

1) حج: 28





نوع مطلب :
برچسب ها :


 

بدینوسیله از عموم دانشجویان محترم علاقمند به فعالیت در عرصه نشریات دانشجویی و یا واجدین شرایط اخذ مجوز نشریه دانشجویی دعوت می شود جهت کسب اطلاعات بیشتر ،اعلام آمادگی و ثبت نام  به امور فرهنگی دانشگاه مراجعه فرمایند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


حجت الاسلام ‘علیرضا مستشاری ‘ چهارشنبه شب در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: آیین نامه اجرایی تشكیل و برگزاری این كرسی ها در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری تدوین شده است.
وی افزود: این آیین نامه ها در مراحل مقدماتی قرار دارند و مراحل قانونی را طی می كند.
مستشاری تصریح كرد: كرسی های آزاد اندیشی برگزار شده در دانشگاه های كشور با استانداردهای لازم فاصله زیاد دارد ولی نفس برگزاری این كرسی ها و لبیك به دستورات معظم له به نوبه خود مطلوب است.
وی با تاكید بر لزوم افزایش ظرفیت دانشگاه ها برای تضارب افكار علمی و سیاسی، گفت: صلاح جامعه اسلامی در برگزاری این كرسی ها و تحقق منویات و تفكرات مقام معظم رهبری است.

منبع خبر : ایرانا





نوع مطلب :
برچسب ها :


روز سه شنبه 10آبانماه 1390 با حضور ریاست محترم دانشگاه پیام نور خواف جناب آقای عرب،مسئول کانون فرهنگی-هنری مسجد النور ،مسئول فرهنگی دانشگاه و اعضای انجمنهای هنری دانشجویی نشستی با هدف بررسی برنامه ها و اهداف کانون هنر،نقاط ضعف و قوت فعالیتهای هنری گذشته و درنهایت انتخاب دبیران جدید انجمنها و کانون هنر در محل سالن جلسات دانشگاه برگزار شد.در این نشست صمیمانه و تخصصی آقای عرب ریاست دانشگاه با اشاره به اهمیت ههنر و فعالیتهای هنری گفت:"هنر علاوه بر ایجاد روحیه شادابی ونشاط ،زبان مشترک و همه فهم انسانهاست"





نوع مطلب :
برچسب ها :


سه شنبه 10 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi
در مراسم یادبود قیصر امین‌پور که در نمایشگاه مطبوعات برگزار شد، از وی به عنوان یک انسان مذهبی به معنای حقیقی و شخصی که هرگز راهی را نرفت که آزادگی اش را محدود کند، یاد شد. به گزارش مهر، مراسم یادبود قیصر امین پور همزمان با سالگرد درگذشتش، روزگذشته 9 آبان با حضور شاعران و شاگردان این شاعر، در سالن کودک و نوجوان هجدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها برگزار شد.صابر مقدمی، شاعر و از شاگردان قیصر امین‌پور، در این برنامه گفت: شخصیت قیصر شاید ناشناخته‌تر از شاعرانگی‌اش باشد. امین‌پور قبل از این که شاعر بزرگی باشد، انسان بزرگی بود. در ادامه آرش شفاعی (شاعر)گفت: قیصر نمونه زنده‌ای از انسان‌هایی بود که هرجا که بود، آن‌جا نبود. یعنی بودنش را به شکلی غیرنمایشی کتمان می‌کرد. شفاعی افزود: او به همه انسان‌ها احترام گذاشت، حتی‌ آن‌هایی که آزارش دادند، با این که امکانش را داشت در مطبوعات مصاحبه کند و واکنش نشان بدهد. این احترام هم شامل بزرگ و کوچک بود و هیچ استثنایی در کار نبود. همیشه ناملایمات را در خودش می‌ریخت و با کسی تسویه حساب نمی‌کرد. در ادامه صابر موسوی، یکی دیگر از شاگردان امین‌پور، گفت: آن‌چه در شخصیت امین‌پور بود و او را برجسته می‌کرد، آزادگی‌اش از هر قید و بندی بود. دیگر این که هیچ‌وقت راهی را نرفت که به کسی مدیون شود و این دین باعث محدود شدن آزادگی‌اش بشود.این شاعر در ادامه گفت: در دوره‌ای که به دلایلی گوشه‌گیر شده بود و در هیچ برنامه‌ای شرکت نمی‌کرد، یکی از افرادی که زمانی در وزارت ارشاد مسئولیت داشت، برایش یک تابلو فرش فرستاد که در آن 3 سکه بهار آزادی تعبیه شده بود. آن فرد در آن زمان مسئولیتی نداشت و هدیه را با هزینه‌ شخصی‌اش خریده بود اما قیصر تا سکه‌ها را دید، فورا آن هدیه را پس فرستاد. او در بند این مسائل نبود و در یک برنامه هم هدیه 12 سکه‌ای را رد کرد.موسوی گفت: امین‌پور یک انسان مذهبی به معنای حقیقی بود. او از سر سفره عقدش وقتی صدای اذان را شنید، برخاست. وضو گرفت و اول نماز خواند. با هیچ شخصیتی هم عهد اخوت نبسته بود. برای او راه مهم بود نه فرد و شخصیت. اصول برایش اهمیت داشت نه یک فرد و قدرت. هیچ وقت کسی را چون در قدرت بود، تمجید نمی‌کرد و هیچ وقت اصول را بر مبنای انسان‌ها تغییر نداد.




نوع مطلب :
برچسب ها :


به همت انجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون هنر دانشگاه پیام نور خواف تئاتر "زخم خار"نمایش تحسین شده بیست و یکمین دوره جشنواره تئاتر خراسان رضوی ویژه دانشجویان روز دوشنبه 9آبانماه 1390 ساعت 18 در محل مجتمع فرهنگی-هنری شهید مدرس اجرا شد.در ابتدای این برنامه عرب سرپرست دانشگاه پیام نور خواف ضمن تقدیر و تشکر از گروه هنری معراج وانجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ابراز امیدواری کرد این گونه کارهای زیبای هنری ضمن ایجاد نشاط روحی الگوی کاری دانشجویان کانون هنر دانشگاه باشد.شایان ذکراست سه نفر از اعضای اجرای این تئاتر از دانشجویان دانشگاه پیام نور خواف هستند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


بیست ویکمین جشنواره تئاتر استان خراسان رضوی به کارخود پایان داد

به همت انجمن نمایش اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی و کانون هنر دانشگاه پیام نور خواف تئاتر "زخم خار"نمایش تحسین شده بیست و یکمین دوره جشنواره تئاتر خراسان رضوی ویژه دانشجویان اجرا می شود.این برنامه روز دوشنبه 9آبانماه 1390 ساعت 18 در محل مجتمع فرهنگی-هنری شهید مدرس (ارشاد)خواف برگزار خواهد شد .دانشجویان محترم علاقمند جهت تهیه بلیط می توانند به امور فرهنگی و یا امور کلاسهای دانشگاه پیام نور خواف مراجعه نمایند





نوع مطلب :
برچسب ها :


پیوند نور با نور

در شب اول ذیحجه که هلال ماه با کرشمه خودنمایی می کرد، خورشید به خانه علی علیه السلام وارد شد. باد صبا همه را خبر رسانید که: زیور ببندید؛ نور با نور پیوست و جهان روشن شد. درختان شکوفه های خود را بر زمینیان ارزانی داشتند. ابرها مُشک بر زمین باریدند و از خاک صد هزار لاله بر آمد. هلهله ای از شادی و پایکوبی برخاست و جهان یکسره در شور و ولوله شد.

ازدواجی ساده با ساز و برگی اندک، اما صفا و صمیمیتی بسیار، صورت گرفت که تحسین همگان را بر انگیخت و اسوه ای برای آیندگان شد. آن پیوند ساده و بی ریا جز پیوند دو معصوم و برگزیده، علی و فاطمه، نبود.

نوید یاری

چنان که از آیات و روایات بر می آید ازدواج کردن مستحب مؤکد و حتی فراتر از آن، در مواردی خاص، واجب شده است.(1) اسلام بیش از همه ی ادیان برای تسهیل در امر ازدواج رسوم غلط و خرافات دست وپاگیر را از میان برداشته است. ازدواج ساده حضرت زهرا علیهاالسلام و حضرت علی علیه السلام و رفتار و گفتار پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم در خلال قضایای این ازدواج، خود به تنهایی گواه روشنی بر این مدعاست(2) و بر همه لازم است که چگونگی های آن را بشناسیم تا شاید در امر مهم ازدواج راهی تازه و آسان فرا روی جوانان قرار دهیم و زندگی شان را هر چه زودتر پر از ترنّم ترانه و شور عاشقانه کنیم.

مراسم خواستگاری علی علیه السلام از فاطمه علیهاالسلام

علی علیه السلام سر به زیر انداخته و از نهایت حیا با سرانگشتان خود زمین را لمس می کند و از گفتن درخواست خود خجالت می کشد تا این که رسول خدا سکوت را می شکند و از او می خواهد درخواستش را بر زبان آورد. علی علیه السلام در حالی که عرق شرم بر جبین مبارکش چون شبنمی بر گُل نشسته بود، با خجلت و کم رویی و با جملاتی زیبا و سرشار از ادب، فاطمه علیهاالسلام را از پدرش خواستگاری کرد.(3) بدین سان مولای شیعیان برای امر مهم ازدواج قدم پیش گذاشت تا به سنّت پایدار اسلام و پیامبرخدا صلی الله علیه و آله وسلم عمل کند؛ زیرا هیچ کس بیش از او به سنّت رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم پایبند نبود تا جایی که حتی خواسته خود را هیچ گاه بر خواسته پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مقدّم نداشت. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم ازدواج را سنّت خود معرفی کرد و هم او بود که ازدواج نکردن را روی گردانی از سنت خویش، یعنی خروج از اسلام، می دانست.(4) و همواره به ازدواج جوانان امّت خویش می بالید و خطاب به آنان می فرمود: «ازدواج کنید و خانواده تشکیل بدهید که من در روز قیامت به شما مباهات می کنم».(5)

در میان گذاشتن خواسته علی علیه السلام با فاطمه علیهاالسلام

وقتی رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم تقاضای امیرالمؤمنان علیه السلام را شنید فرمود: «علی جان خواسته تو را با فاطمه در میان می گذارم و نظرش را پرسیده، به تو جواب می دهم». آن گاه نزد فاطمه صلی الله علیه و آله وسلم رفت و فرمود: «دخترم فاطمه، می دانی که من تو را دوست دارم و پسر عمویم علی را هم خوب می شناسی، که در فضل و تقوی و صدق و صفا و اخلاص هیچ کس به پای او نمی رسد. اینک او برای خواستگاری تو آمده است. آیا اجازه می دهی به او پاسخ مثبت بدهم؟(6)

این رفتار پسندیده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم الگویی است زیبا برای همه پدران و مادران، تا در ازدواج فرزندان خویش، ابتدا نظر آنان را بخواهند و از اجبار و اکراه فرزندان بپرهیزند که پیامدهای ناگوار بسیار به همراه دارد.

پاسخ فاطمه زهرا علیهاالسلام به خواستگاری علی علیه السلام

مسلّم است که فاطمه خواستگاران بسیاری داشت. گروهی از مهاجران و انصار و بسیاری از ثروتمندان از جمله عبد الرحمن بن عوف که ثروتمندترین مرد منطقه بود از خواستگاران فاطمه علیهاالسلام بودند.(7) اما حضرت فاطمه زهرا علیهاالسلام که شایسته ترین بانوی هستی است به ملاکی جز تقوا و فضیلت، در انتخاب همسر نمی اندیشد؛ از این رو وقتی پدر بزرگوارش نظر او را درباره ازدواج با علی علیه السلام جویا شد. سکوت سراپای فاطمه علیهاالسلام را فرا گرفت و از شرم و حیا هیچ نگفت. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله وسلم رضایت دخترش را از حالت او دریافت و در حالی که خنده نمکینی بر لبانش نقش بسته بود، علی را از سکوت فاطمه که در حقیقت نشانه رضایت او بود خبر داد.(8)

مراسم عقد

در مراسمی ساده و دور از هر گونه هیاهو و با نیکوترین کلام، خطبه عقد جاری شد و فاطمه علیهاالسلام به همسری علی علیه السلام در آمد. سپس پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم خطاب به مردم فرمودند: «شما را گواه می گیرم که من بر طبق سنّت پایدار اسلام فاطمه را همسر او می گردانم. امیدوارم خداوند در بین آن ها مهر و محبّت قرار داده، پراکندگی شان را سامان دهد و این وصلت را برایشان فرخنده گرداند و از لطف خویش به آنان فرزندان پاک و پاکیزه مرحمت فرماید و نسلشان را سبب رحمت و برکت و گنج علم و حکمت و موجب امنیّت ملّت اسلام قرار بدهد. از خداوند برای خود و دخترم و دامادم و شما آمرزش می طلبم». سپس علی علیه السلام نیز خطبه ای ایراد کرد و دوباره پیامبر آنان را دعا کرد و همه آمین گفتند.(9) پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم که از پیوند مبارک فاطمه علیهاالسلام و علی علیه السلام موجی از شادی در دلش جاری بود به نزد دختر دل بندش آمد و او را با این جملات تبریک گفت: «دخترم، تو را به عقد مردی در آورده ام که بهترین مردان عالمیان است و تمام امتیازات خوب را داراست. دخترم او اولین کسی است که به من ایمان آورده و با من نماز خوانده در شب هجرتِ من جان بر کف نهاده، در بستر من خوابید و خداوند بر فداکاری او بر من و بر فرشتگان مباهات نمود. او علیّ مرتضی است(10)».

راستی چه کسی غیر از علی بن ابی طالب علیه السلام لیاقت همسری فاطمه زهرا علیهاالسلام را داشت؟ و چه کسی غیر از او می توانست قدر فاطمه علیهاالسلام را بداند؟(11) و چه کسی جز فاطمه(علیهاالسلام) شایسته همسری علی علیه السلام بود؟

جهیزیه فاطمه زهرا علیهاالسلام

حضرت علی علیه السلام درباره جهیزیه حضرت زهرا علیهاالسلام چنین می فرماید: «روزی پیامبر بزرگوار صلی الله علیه و آله وسلم به من فرمود: زره خود را به بازار برده، بفروش تا با پول آن وسایل عروسی و جهیزیه ای برای فاطمه تهیّه کنیم. من نیز به دستور پیامبر چنین کرده، بهای آن را به پیامبر تقدیم کردم . پیامبر مقداری از پول را به ابوبکر و سلمان فارسی و بلال داد و فرمود: مقداری اسباب و لوازم یک زندگی ساده رابرای فاطمه تهیّه کنند و مقداری از آن پول را نیز به همسرش امّ سلمه داد که عطر و چیزهای زینتی برای فاطمه خریداری کند. بدین گونه جهیزیه ای ساده تهیه شد که چیزی جز شانزده یا نوزده قلم جنس نبود که فقط شانزده عدد آن اسباب و وسیله ی مختصری یک زندگی کوچک بود. وقتی چشمان مبارک رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم به آن جهاز مختصر افتاد، سرش را به جانب آسمان بلند کرد و فرمود: ظروف و زندگی را بر کسانی که بیشتر خداوند و وسایلشان گلی و سفالین است مبارک گردان».(12)

مهمانی عروسی

روز جمعه فرا رسید. عدّه بسیاری به مهمانی عروسی دعوت شدند و طعام نیکویی فراهم شد که گوشت و نان آن را پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم داد و به دستور پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم روغن و خرما را علی علیه السلام فراهم آورد. پیامبر آستین خود را بالا زد و در پخت غذا همکاری کرد. در آن جشن با شکوه وتاریخی عباس و حمزه، عموهای پیامبر و علی، و عقیل، برادر امیر المؤمنین علیه السلام ، از مهمانان پذیرایی می کردند و رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم با دستان مبارک و پر برکت خود، غذا را از دیگ بیرون می آورد. مهمانی عروسی حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام هم مثل مراسم عقد با سادگی و صفا و آرامش انجام گرفت.(13)

شکوهی جاودانه

در پایان مراسم عروسی در خانه ی پیامبر، ایشان فرمودند پارچه ای زیبایی بر زین هموارترین مرکب او انداختند و خود آن حضرت صلی الله علیه و آله وسلم ، دست فاطمه علیهاالسلام را گرفت و او را روی زین استر نشاند و افسار آن را به دست سلمان فارسی، که پیرمردی بود، داد و به زنان و دختران عبد المطلب و زنان مهاجر و انصار فرمود به آرامی پشت سر مرکب عروس راه بیفتند و به آنان دستور داده بود«سخنی که خدای راناخشنود می کند بر زبان نیاورند» و فقط سپاس خدا را بگویند و بس. بدین سان با صلوات و تکبیر و اشعاری پرمحتوا دختر پیامبر را تا خانه ی بخت بدرقه کردند.(14) سادگی و صفای ازدواج برترین بانوی هستی که افتخار فرزندی بزرگ ترین پیامبر الهی را نیز دارد، شکوهی جاودانه آفرید که تا کرانه های روزگار همه نگاه های حقیقت جو را به تحیّر و تحسین وا می دارد.

دعای پیامبر

نوشته اند بعد از مراسم شادی و سرود خوانی در پایان مراسم، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم خود وارد حجله عروس شد و علی علیه السلام را به آن جا خواند و دست دخترش فاطمه علیهاالسلام را گرفت و در دست علی علیه السلام گذاشت و این چنین دعا کرد: «خداوندا این دو تن، نزد من از همه محبوب ترند. پروردگارا، تو نیز ایشان را دوست بدار و نسل شان را با برکت و فرخنده فرما او از سوی خود محافظتی برایشان بگمار. من این دو و فرزندانشان را از شرّ شیطان در پناه تو قرار می دهم. بارالها، پلیدی را از آنان بزدای و این عروسی و وصلت را برایشان فرخنده ساز».(15)

سفارش های پیامبر به حضرت علی علیه السلام و فاطمه علیهاالسلام

سه روز پس از عروسی، پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم به خانه ی فاطمه علیهاالسلام آمد و احوال او را جویا شد و از او پرسید: «شوهرت را چگونه یافتی؟» حضرت فاطمه فرمود: «پدر جان شوهرم را بهترین شوهر یافتم، ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: رسول خدا تو را به ازدواج مردی تهی دست در آورده است. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «سوگند به خدا در خیر خواهی تو کوتاهی نکردم، شوهر تو در تقدّم به اسلام از همه پیش تر است و در علم، از همه عالم تر، و در حلم از همه بردبارتر است».

سپس به حضرت فاطمه علیهاالسلام سفارش کرد: «دخترم شوهر تو نیکو شوهری است درهمه ی امور او را اطاعت کن». و رو به علی علیه السلام کرد و فرمود: «با همسرت مدارا و مهربانی کن».(16)

حضرت علی علیه السلام می گویند: «سوگند به خدا، هیچ گاه او را خشمگین و مجبور به کاری نکردم تا آن زمان که خداوند روح او را به سوی خود قبض کرد، و او نیز هیچ گاه مرا ناراحت نکرد و از من نافرمانی ننمود، و من هر زمان به او نگاه می کردم همه ی اندوه ها و رنج هایم برطرف می شد».(17)

منابع:

1.استاد حسین مظاهری، خانواده در اسلام، قم، انتشارات شفق.

2.اسدالله داستانی، مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیهاالسلام ، انتشارات قیام.

3.استاد شهید مطهری، نظام حقوق زن در اسلام.

4.حاج شیخ عباس قمی، بیت الاحزان، ترجمه محمد محمدی اشتهارودی، قم، انتشارات ناصر.

5.سیدجعفر شهیدی، زندگانی فاطمه زهرا علیهاالسلام .

پی نوشت:

1. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص7.

2. خانواده در اسلام، ص91، (با اندکی تغییر و تصرف).

3. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص26 (با تغییر).

4. خانواده در اسلام، ص89 (به نقل از وسایل الشیعه، ج7، ص103).

5. همان، ص90 (به نقل از وسایل الشیعه، ج14، ص4).

6. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص28.

7. زندگانی فاطمه زهرا علیها السلام، ص46.

8. ر.ک: مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص29.

9. همان، ص44.

10. همان، ص45.

11. ر.ک: مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص48.

12. همان، ص50؛ بیت الاحزان، ص56؛ خانواده در اسلام، ص93؛ زندگانی فاطمه علیها السلام، ص58.

13. بیت الاحزان، ص59؛ مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص54.

14. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، صص 59 - 61.

15. همان، ص67.

16. مراسم عروسی و معجزات حضرت زهرا علیها السلام، ص72؛ بیت الاحزان، ص62.

17. بیت الاحزان، ص63.





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب