تبلیغات
  مسابقه وبلاگ نویسی فرصت تماشا   انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف - توفان شن، شكست حمله نظامی آمریكا به ایران در طبس
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : anjoman elmi
نویسندگان
نظرسنجی
اولویت کار فرهنگی سال 1391 دانشگاه پیام نور خواف را چه پیشنهاد می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

پنجم اردیبهشت، سالروز شكست نظامی آمریكا در صحرای طبس است. در این حمله نظامی، شیطان بزرگ با مفتضحانه‌ترین وضعی شكست خورد. شكست شیطان بزرگ در این عملیات، حمله فیلداران ابرهه را به خانه كعبه در ذهن‌ها زنده می‌كند. لشگریان ابرهه، همچون نیروهای متجاوز آمریكایی، از فراوانی قدرت و شوكت، تصور نمی‌كردند كسی بتواند مانع حمله آنها به خانه كعبه شود، ولی آن هنگام كه به سوی كعبه هجوم آغاز كردند، به فرمان خداوند متعال، پرندگانی در آسمان ظاهر شدند و سنگ‌هایی كه در منقار داشتند، بر سر فیل سواران فرود آوردند و بدین وسیله، كافران یكی پس از دیگری به هلاكت رسیدند. در پنجم اردیبهشت 1359 نیز دانه‌های ریز شن، دسیسه بزرگ آمریكا را فرو شكست.
زمینه‌ها
دخالت نظامی آمریكا كه به شكست مفتضحانه‌ای انجامید، كوششی برای رها سازی گروگان‌های آمریكایی بود كه در جریان تسخیر لانه جاسوسی، به دست دانشجویان پیرو خط امام به دام افتاده بودند. این اقدامات آمریكا، به دنبال پیروزی انقلاب اسلامی صورت می‌گرفت؛ انقلابی كه ایران را از چنگال نفوذ آمریكاییان بیرون آورد. منابع سرشار نفت، موقعیت حساس ایران به علت داشتن مرزهای طولانی با شوروی سابق، خریدهای سرسام آور تجهیزات نظامی، داشتن نقش مثبت در مسئله اعراب و اسرائیل و دلایل فراوان دیگر، ایران را به عنوان سودمندترین كشور برای آمریكاییان در آورده بود. با پیروزی انقلاب، طبیعی بود كه آمریكا برای بازگرداندن آب رفته به جوی، دست به هر اقدامی بزند كه انجام شبه كوتای نظامی در طبس، یكی از آنان بود.
عملیات دلتا
از این رو نیروهای امریكایی در عملیاتی موسوم به دلتا با هدف آزاد كردن گروگان‌های این كشور چهارم اردیبهشت 1359 در صحرای طبس پیاده شدند.
قرار بود این نیرو‌ها كه در میان آنان افسران رژیم پهلوی و افراد وابسته به ساواك نیز حضور داشتند، از طبس با چرخبال به سوی تهران حركت كرده و در ورزشگاه امجدیه (شهید شیرودی) فرود آیند و سپس با لباس مبدل، به سفارت امریكا در تهران حمله كرده و جاسوسان خود را آزاد كنند. طبق این نقشه، آنان پس از پایان فعالیت شان، از همین راه به طبس رفته و از آنجا با هواپیما از ایران خارج می‌شدند.
نیرو‌های امریكایی برای انجام این عملیات در فورت برگ امریكا آموزش نظامی دیده و در فرودگاه كارولینای شمالی انجام آن را تمرین كرده بودند. پیش از شروع عملیات نیز به پایگاه‌هایی در مصر و عمان منتقل شده بودند.
فرودگاه‌های نظامی مصر، عمان و عرشه ناو هواپیمابر امریكا در دریای عمان از مراكز عمده برخاستن هواپیما‌ها و چرخبال‌های مهاجم امریكا برای فرود در منطقه طبس بود. ناو هواپیمابر نیمیتس نیز 4 ماه پیش از این حمله ـ دی 1358 ـ در چهارچوب نیرو‌های موسوم به واكنش سریع وارد خلیج فارس شده بودند. حمله نظامی امریكا به طبس، دو هفته پس از آن صورت گرفت كه دولت این كشور در اقدامی یكجانبه، روابط كشورش را با جمهوری اسلامی ایران قطع كرد.
نیرو‌های امریكایی شامل 132 نظامی، 8 چرخبال و سه هواپیمای باربری هركولس 130ـ C پس از استقرار در طبس و قبل از حركت به تهران دچار حوادث مختلفی شدند و از ادامه مأموریت بازماندند. دستگاه هیدرولیك یكی از چرخبال‌ها از كار افتاد، چرخبال دیگر بر اثر طوفان شن و عدم دید كافی به هنگام جابجایی، با یكی از هواپیما‌های هركولس برخورد كرده و هر دو وسیله نقلیه آتش گرفت و در نتیجه آن 8 تن از نظامیان در شعله‌های آتش سوختند.
منابع سیاسی امریكا مدعی‌اند كه كاخ سفید برای توقف عملیات، از سوی كرملین نیز تحت فشار بوده‌اند. ادعایی كه به نظر می‌رسد با هدف كتمان شكست عملیات مطرح شده است. در تمام مراحل عملیات دلتا تنها 4 نفر در امریكا از انجام آن باخبر بودند: كارتر رئیس جمهور، هارولد براون وزیر دفاع، هامیلتون جوردن مشاور كاخ سفید و برژینسكی مشاور امنیت ملی. در ایران نیز عوامل ناشناخته‌ای در جریان این عملیات بوده و با آن همكاری داشته‌اند.
به هرحال، در پی حادثه صحرای طبس و فرار باقی مانده هواپیما‌ها و چرخبال‌های امریكایی به سوی ناو نیمیتس جیمی كارتر رئیس‌جمهور امریكا شكست این عملیات مداخله جویانه را اعلام كرد.
در پی شكست آمریكا در صحرای طبس، بار دیگر نظریه پیروزی فن آوری بر ایمان رد شد و بر حیثیت و اعتبار جهانی انقلاب اسلامی افزوده گردید. به دنبال تجاوز نافرجام كماندوهای آمریكا در طبس، امام خمینی رهبر بزرگ‌ترین انقلاب ضد آمریكایی با صدور پیامی فرمود: "اشتباه كارتر در آن است كه گمان می‌كند با دست زدن به این مانورهای احمقانه، می‌تواند ملت ایران را كه برای آزادی و استقلال خویش و برای اسلام عزیز از هیچ فداكاری روی گردان نیست، از راه خودش كه راه خدا و انسانیت است، منصرف كند. كارتر نفهمیدكه... با چه ملتی رو به روست و با چه مكتبی بازی می‌كند. ملت ما، ملت خون و مكتب جهاد است. حمله به ایران، حمله به تمام بلاد مسلمین است".
بازتاب شكست
پس از این مداخله، كتاب‌های بسیاری در خارج از كشور انتشار یافت و اهداف پشت پرده امریكا در این حمله ماجراجویانه و ناموفق و همچنین ابعاد رسوایی كاخ سفید را بر ملا ساخت. علاوه بر این، گزارش‌های مستند و مصور منابع خبری امریكا به ویژه روزنامه نیویورك تایمز و مجلات تایم و نیوزویك، همچنین مصاحبه‌هایی كه از قول فرماندهان نظامی امریكا درباره عملیات طبس در این منابع منعكس شد، ابعاد مداخله جویانه تروریسم دولتی و نگاه متعرضانه كاخ سفید علیه جمهوری اسلامی ایران را نشان می‌داد. این حادثه یكی از بزرگترین رسوایی‌های نظامی و سیاسی كاخ سفید در برابر انقلاب اسلامی ایران محسوب می‌شود.
در پی شكست قطعی عملیات امریكا در طبس و بازگشت باقیمانده هواپیما‌های آن كشور یكی از چرخبال‌ها كه حاوی مداركی در مورد جزئیات عملیات بود، به دستور بنی صدر بمباران شد. در همین بمباران بود كه محمد منتظر قائم، فرمانده سپاه پاسداران یزد به شهادت رسید. به هرحال این اقدام كاخ سفید كه پس از بلوكه كردن دارائی‌های ایران در بانك‌های امریكا، تحریم اقتصادی ایران و اعلام قطع رابطه سیاسی واشنگتن با جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت، حلقه دیگری از اقدامات كاخ سفید علیه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های پس از پیروزی انقلاب بود كه به شكست انجامید.
واقعه شكست آمریكا در طبس، آن قدر مهم و سرنوشت ساز بود كه حتی مشهورترین چهره‌های سیاسی را در آمریكا وادار به اعتراف به شكست كرد. برای مثال، برژینسكی، مشاور امنیت ملی كارتر، احساس ناامیدی ملی را در آمریكا، از پیامدهای مهم شكست این كشور در طبس می‌داند و می‌گوید: "ماجرای مفتضح ایران، یكی از سه عامل مهم شكست كارتر بود و این ماجرا، احساس ناامیدی ملی را برانگیخت". ویلیام سولیوان، سفیر سابق آمریكا در تهران نیز از این واقعه، با عنوان دوران تحقیر ملی آمریكا یاد می‌كند و می‌نویسد: "روش سست و بی‌قید حكومت كارتر و اقدامات نامعقول او، به گروگان گیری اعضای سفارت آمریكا انجامید و دوران تحقیر ملی كه در تاریخ آمریكا نظیر آن دیده نشده است، آغاز شد". یكی از خبرنگاران روزنامه آمریكایی نیویورك تایمز می‌نویسد: "داغ شكستی كه آمریكاییان در ایران خوردند، تا مدتها آنها را رها نخواهد كرد؛ به ویژه بدین دلیل كه این شكست، ضربه دوباره‌ای به احساس آنهایی بود كه شدیدا به فن آوری معتقدند و به آن ایمان دارند. از كار افتادن سه بالگرد در میان بادهای شنی بیابان، ضربه بسیار سنگینی بوده است".
مهم‌ترین بُعد شكست آمریكا در طبس، تأثیر آن بر انتخابات ریاست جمهوری آن كشور در سال 1980م (1359ش) به شمار می‌آید. در آن زمان، جیمی كارتر كاندیدای حزب دموكرات و رونالد ریگان كاندیدای حزب جمهوری خواه بود. بهترین اهرمی كه كارتر می‌توانست با آن رقیب انتخاباتی خود را در معرض فشار قرار دهد، آزاد سازی گروگان‌های آمریكا در تهران بود. سرانجام شكست در عملیات آزاد سازی گروگان‌ها یا واقعه طبس، سبب شد كه جامعه رأی دهندگان آمریكایی، امید خود را به كارتر از دست بدهند و هنگامی كه وی در واپسین روزهای دوران ریاست جمهوری خود نتوانست مسئله گروگان‌ها را خاتمه دهد، اعتماد مردم به وی و حكومتش سلب گردید.
تهاجم نظامی ناموفق آمریكا موجب شد تا سایروس ونس وزیر خارجه آمریكا به‌عنوان اعتراض به كارتر استعفاء نماید و خانواده گروگان‌های آمریكایی با احمقانه خواندن عملیات نظامی، خواستار جلوگیری از تكرار آن شدند. ایران اجساد متجاوزان آمریكایی را پس داد و دانشجویان پیرو خط امام، گروگان‌ها را به نقاط مختلف كشور منتقل كردند. از این تاریخ، روابط آمریكا با ایران از تیرگی شدید به وضعیت خصمانه تبدیل شد و آمریكا به‌عنوان مهم‌ترین دشمن مردم ایران تلقی شد. سال‌ها پس از ماجرای گروگان‌گیری، كارتر در مصاحبه با خبرگزاری آسوشیتدپرس در تاریخ 13/8/88 گفت: من می‌توانستم با سلاح‌هایی كه در اختیار داشتم، ایران را ویران كنم، اما احساس می‌كردم ممكن است در این ماجرا گروگان‌ها هم كشته شوند و من نمی‌خواستم 20 هزار ایرانی را بكشم. برای همین به ایران حمله نكردم. طبیعی است كه منظور كارتر عدم‌حمله گسترده نظامی به ایران است ولی رئیس‌جمهور آمریكا تصمیم به انجام یك عملیات ویژه نظامی برای آزاد‌سازی‌ گروگان‌ها گرفت.
طبق اسنادی كه اخیراً از سوی مارگارت تاچر نخست‌وزیر وقت انگلستان منتشر شده است وی در پاسخ به نامه خصوصی كارتر رئیس‌جمهور آمریكا جهت همكاری انگلیس با ایالات متحده در حمله نظامی به ایران، از همكاری خودداری ورزیده است و این اقدام را خطری برای دیپلمات‌های انگلیسی در تهران تلقی كرده است. البته نخست‌وزیر انگلیس پس از اتمام عملیات طبس، كارتر را برای شجاعت او در اقدام برای آزاد كردن گروگان‌ها تحسین كرد. اسناد منتشره نشان می‌دهد كه برخی از كشورهای اروپایی، همراهی و همكاری لازم را با كارتر برای حمله نظامی جهت آزادی گروگان‌های آمریكایی انجام نداده‌اند. ولی دبیركل سازمان ملل متحد اقدام آمریكا را محكوم نكرد و خواستار خویشتن‌داری طرفین شد. انور‌سادات رئیس‌جمهور مصر هم گفت: آمریكا نباید از انجام اقدام دیگری برای آزادی گروگان‌ها مایوس شود.
اهمیت واقعه
اهمیت واقعه طبس در این نبود كه آمریكاییان برای نخستین بار آشكارا در داخل خاك ایران نیرو پیاده كردند؛ زیرا این واقعه، نمونه كوچكی از تجاوز آمریكایی‌ها را در كشورهای مختلف جهان نشان می‌دهد. اهمیت واقعه صحرای طبس، در این بود كه وقتی نظامی مردمی و اسلامی مورد عنایات باری تعالی باشد، حتی عواملی مانند ریگ‌ها و گرد و غبار بیابان هم می‌توانند ماشین جنگی قدرتمندترین كشور جهان را در هم بكوبد و منهدم سازد. از آن پس، تصمیمات و اقدامات خصمانه آمریكا و دشمنان انقلاب در پرتو عنایت خداوند بی‌ثمر می‌ماند و كاروان پر خروش انقلاب، همچنان با حضور ملت به حركت سرنوشت ساز و امیدبخشش ادامه می‌دهد.
واقعه طبس همچنین توانست ضمن فراهم آوردن اتحاد و یكپارچگی بیشتر نیروهای انقلابی ایران، حقانیت انقلاب اسلامی را در جامعه بین‌المللی به اثبات رساند. در جریان این حادثه، چهره دشمن واقعی انقلاب بیش از هر زمانی نمایان تر، و الهی بودن انقلاب نیز برای جهانیان روشن شد. در حقیقت، خداوند متعالی با توفان شن، پرده دیگری از چهره زشت حاكمان واشنگتن را برداشت و تجاوز آشكار و مغایر با قوانین و موازین بین‌المللی آنان را به نمایش گذاشت.




نوع مطلب :
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب