تبلیغات
  مسابقه وبلاگ نویسی فرصت تماشا   انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف - با کاروان حسینی......
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : anjoman elmi
نویسندگان
نظرسنجی
اولویت کار فرهنگی سال 1391 دانشگاه پیام نور خواف را چه پیشنهاد می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi
محرم می آید...........

دلها به طپش می افتد وبغض راه گلو را میگیرد وزمانی این بغض میترکد که صدای هل من ناصر ینصرنی .....به گوش میرسد و کاری نمیتوان کرد........

ضربان قلب من یعنی حسین(ع)

بلی محرم می آید.....................

صدای زنگ اشتران وصدای سم وصدای شیهه اسبها کم کم بگوش میرسد.

اشترانی که بر آن محملهائی است که نور از آن محملها به آسمان ساطع میشود......

حضرت زینب (س)وام کلثوم .حضرت سکینه وحضرت رقیه.....

اسبهائی که بیش از چند صد نفر از جوانان بنی هاشمی واصحاب و یاران امام حسین (ع) بر آن سوارند.........

ابوالفضل العباس وعلی اکبر وعون وجعفر و قاسم........

دور محملها را مثل نگین در انگشتر گرفته اند.....

جلودار این قافله عشق کیست؟؟؟

جلودار این قافله کسی نیست جز حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)

نوه رسول خدا فرزند علی ابن ابی الطالب (ع)وفاطمه زهرا(س).....

اینها به کجا میروند؟مقصدشان کجاست ؟هدفشان چیست؟اگر به کوفه میروند مگر ندیدن که کوفیان با علی اابن ابی الطالب(ع)چه کردند؟مگربی وفا ئی کوفیان را هم با حسن بن علی(ع)ندیدند؟

جواب واقعا قشنگی داد امام شهیدان ابی عبدالله(ع):اگرباکشتن من دین جدم محمدپا برجا میماند ای شمشیرها بیائیدو......

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروانِ کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی ‌داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرِّ غیب
ورنه این بی ‌حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، ‌پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه ‌پیمای عراق
می ‌نمید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی‌ وفا دارد حسین

دشمنانش بی‌ امان و دوستانش بی ‌وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می ‌کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می ‌بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی ‌حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ‌ها و پرده ‌ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ‌ئی
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین


دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد
حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد
حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ‌ریا دارد
حسین

محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)

منبع :کانون تعزیه خلیل آباد





نوع مطلب :
برچسب ها :




 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب