مسابقه وبلاگ نویسی فرصت تماشا   انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : anjoman elmi
نویسندگان
نظرسنجی
اولویت کار فرهنگی سال 1391 دانشگاه پیام نور خواف را چه پیشنهاد می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM

روزچهارشنبه 27مهرماه 1390 با حضور سردار آقایی فرماندهی محترم قرارگاه ثامن الائمه،روحانیت معظم و معززتشیع و تسنن ،نیروهای نظامی وانتظامی،اعضای شورای اداری و سایر اقشار مردمی مراسمی با عنوان "بزرگداشت یاد و خاطره شهدای وحدت" بویژه سرداران شهید((شوشتری و محمدزاده)) در محل نمازخانه فرمانداری شهرستان خواف برگزار شد.
در این مراسم ضمن قرائت قرآن و فاتحه جهت شادی ارواح تمامی شهدا پس از عرض خیر مقدم فرماندار خواف جناب آقای جغتایی، سردار آقایی فرماندهی محترم قرارگاه ثامن الائمه به ایراد سخنرانی پرداخت .وی گفت:گرامیداشت یاد و نام شهدا وظیفه هر مسلمان از لحظه تولد تا مرگ است و منوط به ابلاغیه و آیین نامه نیست چرا که شهدا هر آنچه داشتند در راه دفاع از نظام ،ولایت و ملت فدا کردند.






نوع مطلب :
برچسب ها :


روز دوشنبه 25مهرماه1390 باحضور سرکار خانم نادرنیا استاد حوزه و دانشگاه همچنین جمع کثیری از دانشجویان(ویژه خواهران)کارگاه آموزش مهارت زندگی و تحکیم بنیان خانواده با عنوان"ازدواج آگاهانه،آسان و بهنگام "در محل ساختمان آموزشی دانشگاه پیام نور خواف برگزار شد.

 این نشست که نکات کلیدی"همسریابی و همسرگزینی"محور موضوعات و موارد مطرح شده بود و به روش مباحثه ای و گفتمان اداره می شد مورد رضایتمندی و استقبال قابل توجه دانشجویان قرار گرفت.






نوع مطلب :
برچسب ها :


به همت اداره فرهنگی وفوق برنامه وبا جضور دکتر تقی زاده ریاست محترم دانشگاه پیام نور خراسان رضوی روز سه شنبه 19مهرماه1390 نشست مسئولین و کارشناسان فرهنگی مراکز و واحدهای استان برگزار شد.

در این جلسه که با دستور ارائه گزارش عملکرد و فعالیتهای مراکز و واحدها در طرح هجرت و بسیج سازندگی،هفته دفاع مقدس ودهه کرامت شکل گرفته بود پس از سخنان ریاست محترم دانشگاه ،حضار به ارائه گزارش و مطرح نمودن مسائل ومشکلات فعالیتهای فرهنگی و پرسشهای خود پرداختند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


 

روز شنبه23 مهرماه1390 درمحل مجتمع فرهنگی -هنری شهید مدرس خواف و با حضور ریاست محترم دانشگاه پیام نور خراسان رضوی وهیات همراه ایشان،مسئولین شهرستان و دانشگاه پیام نور خواف،اساتید و بیش از 300نفر از دانشجویان مراسمی با عنوان "استقبال و توجیه دانشجویان جدیدالورود" برگزار شد.

در این مراسم ابتدا حجت الاسلام "ایزدخواه "کارشناس مسائل خانواده و جوانان دقایقی در رابطه با انگیزه و نقش جوان دانشجو در جامعهصحبت کرد که مورد استقبال دانشجویان قرار گرفت،در ادامه آقای عرب زوزنی سرپرست محترم واحدخواف به خیر مقدم و ارائه گزارشی از وضعیت این دانشگاه و سپس جناب آقای دکتر تقی زاده ریاست محترم دانشگاه پیام نور خراسان رضوی به معرفی توانمندیهای دانشگاه پیام نور پرداختند. در ادامه گروههای هنری دانشجویی اجرای برنامه داشتند و در پایان استاد ابوالقاسم سیدان به ارائه مباحث مشاوره ای و روانشناسی و فرصتها و آسیبهای دوران دانشجویی پرداخت.مراسم با تقدیر از دانشجویان برتر علمی-فرهنگی -هنری و ورزشی به پایان رسید.

 






نوع مطلب :
برچسب ها :


به مناسبت هفته کاهش اثرات بلایای طبیعی کانون هلال احمر دانشگاه پیام نور شهرستان خواف مانور صعود و فرود از ساختمان دانشگاه  توسط تیم کوهستان را انجام داد علاوه بر این پایگاه سلامت  کانون دانشجویی  هلال احمر دانشگاه به مدت یک روز برگزار گردید که استقبال باشکوهی توسط دانشجویان صورت گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :



روز دوشنبه 18مهرماه1390 و با هدف تبادل نظر و تجربیات ، رفع ابهامات و مشکلات احتمالی در امور وام دانشجویی و نیز آشنایی و همدلی هر چه بیشتر همکاران در واحدها و مراکز استان اولین نشست مسولین وام دانشجویی دانشگاه پیام نور خراسان رضوی برگزار شد.
در این جلسه ضمن معارفه و آشنایی کارشناسان امور دانشجویی واحدها و مراکز استان و پاسخ به مشکلات و سوالات مطرح شده ،آئین نامه ها و دستورالعملهای جدید در رابطه با وام دانشجویی بررسی و مراحل ثبت الکترونیک وام و صدور تسویه حساب بصورت تصویری انجام آموزش داده شد.




نوع مطلب :
برچسب ها :






نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 20 مهر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi


ای کاش آن اوایل که زبان گشودم نزدیکانم مرا به گفتن یا مهدی وا می داشتند.ای کاش مهد کودکم مهد اشنایی با تو بود. کاشکی در کلاس اول دبستان آموزگارم الفبای عشق تو را برایم هجی می کرد و نام زیبای تو را سر مشق دفترچه ی تکلیفم قرار می داد. در دوره ی راهنــمایی هیچ کس مرا به خیمه سبز تو راهنمایی نکرد.

در سالهای دبیـرستان کسی مرا با تو که مدیر عالم امکان هستی پیوند نزد... در کتاب جغــرافی ما صحبتی از (ذی طوی) و رضوی نبود. در کلاس تاریـــخ کسی مرا با تاریخ غیبت غربت و تنهایی تو آشنا نساخت. در درس دینـی به ما نگفتند باب الله و دیان دین حق تویی... دریغ که در کلاس ادبیـــات آداب ادب ورزی به ساحت قدس تو را گوش زد نکردند. چرا موضوع انشای ما به جای علم بهتر است یا ثروت از تو و ظهور تو و روش های جلب رضایت تو نبود؟! مگر نه این است که بی تو نه علم خوب است و نه ثروت؟!!

ای کاش در انواع و اقسام فرمولهای پیچیده فیزیــک و ریــاضی و شیمــی فرمول ساده ارتباط با تو را نیز به من یاد می دادند. وقتی برای کنکور درس می خواندم کسی مرا برای ثبت نام در دانشگاه علم و معرفت محبت امـــام زمان تشویق نکرد. کسی برایم تبیین نکرد که معرفت امام نیز مرتبه دارد و خیلی ها تا اخر عمر در همان دوران طفولیت یا مهد کودک خویش در جا می زنند! 



مــــولـای مـــن!!! در دانشگاه هم کسی برایم از تو سخن نگفت!!! پرچمی به نام تو افراشته نبود و کسی به سوی تو دعوت نمی کرد هیچ استادی برایم از وصف تو نگفت. کارکرد دروس معارف اسلامی تاریخ اسلام هم جبران کسری معدل دانشجویان بود!!!!!

نه این که از تبلیغات مذهبی نشست های فرهنگی نماز جماعت اردوهای سیاحتی زیارتی مسابقات قرآن و نهج البلاغه خبری نباشد..... کم و بیش یافت می شود اما در همه ی این عرصه ها نیز تو سهمی نداشته ای و غریب و مظلوم و از یاد رفته ای. اینک اما در عمق ضمیر خود تو را یافته ام چندی است با دیده دل تو را پیدا کرده ام در قلب خویش گرمای حضورت را با تمام وجود حس میکنم گویی دوباره متولد شده ام!!!

آقــای من...... از کجا آغاز کنم؟

از خود بگویم یا از دیگران؟ از نسل های گذشته بگویم یا نسل امروزی؟ از دوستان شکوه کنم یا از دشمنان؟ از آنانی بگویم که خاطر شریفت را می آزرند؟ از آنها که دست پدرانه و مهربانت را خون ریز معرفی می کنند؟ از انان که چنان برق شمشیرت را به رخ میکشند که حتی دوستانت را از ظهور میترسانند؟ از آنان که بر طبل ناامیدی می کوبند و زمان ظهورت را دور می پندارند؟


نـــــــــــــــــه!!!


از خــــود آغاز میکنم که هر کس از خود آغاز ند امر فرج اصلاح خواهد شد. می خواهم به سوی تو برگردم. یقین دارم بر گذشته های پر غفلتم کریمانه چشم می پو شی.

میدانم توبه ام را قبول میکنی و با آغوش باز مرا میپذیری. من از تو گریزان بودم اما تو همچون پدری مهربان دورا دور مرا زیر نظر داشتی.....العفـــو....العفـــو

برگرفته از کتاب آشتـــی با امام عصـــر(هراتی)





نوع مطلب :
برچسب ها :


روز چهارشنبه 20مهرماه1390با حضور استاد ابوالقاسم عوامی کارشناس مسائل خانواده و جوانان وحدود 100نفر از دانشجویان نشستی با عنوان ((آموزش مهارت زندگی و تحکیم بنیان خانواده ))در دانشگاه پیام نور خواف برگزار شد . در این نشست ضمن بررسی روشهاو معیار های صحیح و اسلامی انتخاب همسر ،همسرداری و تربیت فرزندان نیز مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت . در پایان ضمن معرفی کتب و سی دی های مفید و کاربردی در این عرصه به سئوالات مطرح شده حضار توسط استاد عوامی پاسخ داده شد .






نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 14 مهر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi
داستان کوتاه (مادر شوهر)

 
دختری ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولی هرگز نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید و هر روز با هم جرو بحث می کردند.
عاقبت یک روز دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد!
داروساز گفت اگر سم خطرناکی به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجونی به دختر داد و گفت که هر روز مقداری از آن را در غذای مادر شوهر بریزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصیه کرد تا در این مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسی به او شک نکند.
دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداری از آن را در غـذای مادر شوهـر می ریخت و با مهربانی به او می داد.
هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که یک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقای دکتر عزیز، دیگر از مادر شوهرم متنفر نیستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و دیگر دلم نمی خواهد که بمیرد، خواهش می کنم داروی دیگری به من بدهید تا سم را از بدنش خارج کند.
داروساز لبخندی زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجونی که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بین رفته است.
 
داستان کوتاه (معرفی شخصیت)

 
روزی لئون تولستوی در خیابانی راه می رفت که ناآگاهانه به زنی تنه زد. زن بی وقفه شروع به فحش دادن و بد وبیراه گفتن کرد .
بعد از مدتی که خوب تولستوی را فحش مالی کرد ،تولستوی کلاهش را از سرش برداشت و … محترمانه معذرت خواهی کرد و در پایان گفت : مادمازل من لئون تولستوی هستم .
زن که بسیار شرمگین شده بود ،عذر خواهی کرد و گفت :چرا شما خودتان را زودتر معرفی نکردید؟ تولستوی در جواب گفت : شما آنچنان غرق معرفی خودتان بودید که به من مجال این کار را ندادید
 
داستان کوتاه (قهرمانی در پارالمپیک)

 
چند سال پیش در جریان بازی های پارالمپیک (المپیک معلولین) در شهر سیاتل آمریکا ۹ نفر از شرکت کنندگان دو۱۰۰متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند. همه این ۹ نفر افرادی بودند که ما آنها را عقب مانده ذهنی و جسمی می خوانیم. آنها با شنیدن صدای تپانچه حرکت کردند. بدیهی است که آنها هرگز قادر به دویدن با سرعت نبودند و حتی نمی توانستند به سرعت قدم بردارند بلکه هر یک به نوبه خود با تلاش فراوان می کوشید تا مسیر مسابقه را طی کرده و برنده مدال پارالمپیک شود ناگهان در بین راه مچ پای یکی از شرکت کنندگان پیچ خورد . این دختر یکی دو تا غلت روی زمین خورد و به گریه افتاد. هشت نفر دیگر صدای گریه او را شنیدند ، آنها ایستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند یکی از آنها که مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگی شدید جسمی و روانی) بود، خم شد و دختر گریان را بوسید و گفت : این دردت رو تسکین میده .سپس هر ۹ نفر بازو در بازوی هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پایان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعیت ورزشگاه به پا خواستند و ۱۰ دقیقه برای آنها کف زدند
 
داستان کوتاه (بوفالو و بز خودخواه)

 
بوفالوی نر قوی موفق شد تا از حمله شیر بگریزد او به سوی غاری می دوید که اغلب به عنوان پناهگاه از آن استفاده می نمود هوا تاریک شده بود بلاخره به غار رسید در حالی که شیر بدنبال او به هر سو سرک می کشید .
هوا ابری شده بود و باد به شدت می وزید ، طوفانی هولناک در راه بود بوفالو وارد غار شد تا بدینسان از تیر رس نگاه شیر در امان بماند . در این هنگام بزی را دید که به سوی او حمله می کند بوفالو به بز گفت آرام باش دوست من در نزدیکی غار شیر بزرگی حضور دارد تو با این کارها او را متوجه حضور هر دویمان می سازی شیر گرسنه است کمی صبور باش .
اما بز خود خواه همچنان شاخ می زد بوفالو برای در امان ماندن به انتهای غار تاریک رفت و بز هر بار چند قدمی از او دور میشد و دورخیز می نمود و دوباره شاخ های تیزش را در تن بوفالو وارد می ساخت .
آخرین بار که بز از بوفالو دور شد تا دوباره به طرف او حمله کند شیر گرسنه او را در دهانه غار دید و به چشم بر هم زدنی خفه اش نمود و شکمش را با دندانهای تیزش پاره نمود .
این داستان ما را به یاد این جمله حکیم ارد بزرگ می اندازد که : « امنیت دیگران بخشی از امنیت و رفاه ماست » .
و بز نادان بخاطر رفاه خود ، امنیت بوفالو را در نظر نگرفته بود و اینگونه جان خویش را از دست داد .




نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 13 مهر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

wkf5c82n32y1yfn1iy4.jpg

با اینکه روضه خوانم و می خوانم از شما

فهمیده ام که هیچ نمی دانم از شما

یا ایها العزیز ذلیل و معاصی ام

باید ز شرم چهره بپوشانم از شما

می ترسم از رسیدن آن جمعه ای که من

جای سلام روی بگردانم از شما

رویی نمانده به چشمت نظر کنم

پس بی دلیل نیست که گریزانم از شما

من اصل انتظار تو را برده ام ز یاد

با انتظارهای فراوانم از شما

من نان به نرخ نام تو خورده ام حلال کن

محض رضای ذائقه می خوانم از شما

t1lc3rfbhvkb7exe2xx.jpg





نوع مطلب :
برچسب ها :


ورود توریست ممنوع!
 بازدید از نقاط ناشناخته و مرموز در گوشه و کنار دنیا، یکی از کارهای مورد علاقه گردشگران ماجراجویی است که برای تجربه ترس و وحشت قدم به این مکان‌ها می‌گذارند؛ افراد با دل و جرأتی که دوست دارند در طول سفر، حادثه‌های جدیدی را تجربه کنند. با وجود این، درهای ورودی بعضی از این مکان‌ها، به خاطر اتفاق‌های دلهره‌آوری که در آنجا رخ داده به روی گردشگران بسته است و به هیچ گردشگری توصیه نمی‌شود که از نزدیک از این منطقه‌ها بازدید کند یا به تنهایی قدم به داخل آنها بگذارد.
 

جنگل تاریک- ژاپن
جنگل «آئوکیگاهارا» یکی از وحشتناک‌ترین مناطق ژاپن به شمار می‌رود؛ جایی که به اعتقاد مردم این کشور «یورئی»‌ها یا روح‌های سرگردان در میان شاخ و برگ درختان این جنگل مخوف پرسه می‌زنند و با زمزمه‌ای آرام از مرگ می‌گویند. هرچند وزش باد و پیچیدن آن در میان شاخ و برگ درختان این جنگل باعث به وجود آمدن چنین صدای مخوفی می‌شود اما سابقه این مکان رعب‌آور باعث شده خیلی‌ها از تنها ماندن در جنگل آئوکیگاهارا هراس داشته باشند.
 
آئوکیگاهارا که بین محلی‌ها با نام «جنگل تاریک» هم شناخته می‌شود و در کوهستان فوجی قرار گرفته و همه جای آن از درخت‌های انبوه انباشته شده است. نکته عجیب اینجاست که خیلی‌ها معتقدند این جنگل، بهترین مکان برای مردن است! تعداد زیاد خودکشی‌های انجام گرفته در این جنگل هم به این شایعات دامن زده و این‌طور به نظر می‌رسد که شاخ و برگ درختان، افرادی را که در این جنگل تنها می‌مانند به مرگ دعوت می‌کند.
البته رفتن به این جنگل کار ساده‌ای نیست و به خاطر اینکه مسیر منتهی به جنگل آئوکیگاهارا از سنگ‌های آتشفشانی پوشیده شده، رسیدن به این جنگل با دشواری‌های زیادی همراه است.  افراد محلی و بومیان منطقه ادعا می‌کنند که به جز حضور ارواح، در این جنگل، اتفاقات غیرطبیعی زیادی هم رخ می‌دهد؛ هرچند تاکنون آمار دقیقی از افرادی که در آئوکیگاهارا دست به خودکشی زده‌اند در جایی ثبت نشده اما فقط در سال 2002، 78 جسد از میان شاخ و برگ‌های جنگل مرگ پایین کشیده شدند و همین موضوع باعث شد اسم آئوکیگاهارا، بیشتر از قبل بر سر زبان‌ها بیفتد اما ماجرا به همین جا ختم نشد چرا که چهار سال بعد، 16 خودکشی دیگر در این جنگل به ثبت رسید.
 
نکته جالب اینجاست که اگر کسی قدم به این جنگل تاریک بگذارد، از همان ابتدا در گوشه و کنار آن با تابلوهایی روبه‌رو می‌شود که روی آنها جمله‌هایی مثل «لطفا در تصمیم خود تجدیدنظر کنید.» یا «قبل از اینکه تصمیم به ​خود​کشی بگیرید با پلیس مشورت کنید.» نوشته شده است! اما هیچ کدام از این راهکارها نتیجه مطلوبی نداشته‌اند و خودکشی‌ها در آئوکیگاهارا همچنان ادامه دارد.
 
باغ‌های سمی- ایتالیا، انگلیس
پادوآ
یکی از معروف‌ترین فضاهای سبز کشور ایتالیاست که به خاطر گیاهان دارویی و سمی‌ای که  از قرن پانزدهم در آن پرورش داده ​می​شود معروف ​می​شود. از آنجا که بارها اتفاق‌های ناگواری برای بازدیدکننده‌های آن پیش آمد، این مکان هم به فهرست نقاط ممنوعه دنیا برای سفر کردن اضافه شد.
 
قضیه از این قرار بود که بسیاری از بازدیدکننده‌هایی که با این گیاهان سمی آشنایی نداشتند بر اثر تماس اشتباهی یا عمدی، دچار مسمویت‌های شدید می‌شدند و حتی در بعضی موارد جانشان هم به خطر می‌افتاد. به همین خاطر، با وجود زیبایی‌های زیاد این باغ، در آن به روی گردشگران بسته شده است. به جز پادوآ، باغ دیگری به اسم آلنویک هم در انگلیس وجود دارد که به تازگی مجوز کشت گیاهان سمی و دارویی با اهداف مشخص را به دست آورده؛ به همین دلیل افراد عادی اجازه ورود به این ​باغ را ندارند.
 
گورستان سنت لوئیس- آمریکا
گورستان‌ها، همیشه به عنوان مرموزترین و رعب‌آور​ترین نقاط دنیا شناخته می‌شوند. گورستان سنت لوئیس یکی از مکان‌های ترسناکی است که اسمش در فهرست مکان‌های ممنوعه برای سفر ثبت شده. سنت لوئیس، اسم یکی از سه گورستان کاتولیک‌ها در نیواورلئان لوئیزیاناست.
 
از آنجا که آب‌های زیرزمینی زیادی از این منطقه عبور می‌کنند، مسوولان گورستان تصمیم گرفتند قبرهای آن را در بالای زمین بسازند؛ برای همین هر سه گورستان روی سرداب‌های زیرزمینی بنا شده‌اند. بیشتر قسمت‌های این گورستان در قرن هجدهم و نوزدهم ساخته شده و در نتیجه از رنگ و روی قبرها پیداست که سال‌های زیادی از زمان دفن اجساد در آنها می‌گذرد.
افرادی که به این منطقه سفر می‌کنند اجازه ندارند این گورستان را به تنهایی ببینند؛ چون فضای آن طوری است که بدون استثنا بیشتر افرادی که به تنهایی به آن قدم گذاشته‌اند، با وحشت و دلهره زیادی روبه‌رو شده‌اند؛ آن‌قدر که بعضی‌ها به فکر خودکشی هم افتاده‌اند. به خاطر همین افرادی که دوست دارند از نزدیک این گورستان اسرارآمیز را ببینند باید با گروه‌های گردشگری به این منطقه سفر کنند.

محوطه مری کینگ- اسکاتلند
از سال‌ها پیش، محوطه زیرزمینی مری کینگ در شهر قدیمی ادینبورگ اسکاتلند به عنوان یکی از اسرارآمیزترین و ترسناک‌ترین مکان‌ها شناخته می‌شود؛ منطقه‌ای که هیچ گردشگری به تنهایی جرأت حضور در آن را ندارد. از سال 1645 زندگی در این محوطه زیرزمینی، برای همیشه از بین رفت.
آنهایی که در این منطقه زندگی می‌کردند به بیماری طاعون دچار شدند. مسوولان شهر هم تصمیم گرفتند این جایگاه زیرزمینی را بر سر ساکنان آن خراب کنند تا افرادی که دچار طاعون شده‌اند همان‌جا بمیرند. با این حال پزشکان زیادی برای مداوای طاعون‌زده‌ها داوطلب شدند.
 
آنها لباس‌های مخصوصی می‌پوشیدند تا گرفتار این بیماری مهلک نشوند. شاید به همین دلیل است که اسم «خیابان بخشش» را به جایی که مری کینگ در آنجا واقع شده داده‌اند. با اینکه تصمیم مسوولان شهر برای خراب کردن این محوطه با موافقت روبه‌رو نشد، اما بیشتر ساکنان طاعون‌زده این منطقه به خاطر بیماری جانشان را از دست دادند.
از همان زمان، خیلی‌ها درمورد دیده شدن روح سرگردان افرادی که در مری کینگ مرده بودند، صحبت می​کردند. با گذشت سال‌ها هنوز هم گفته می‌شود که در این مکان رعب‌آور روح دختربچه‌ای به نام آنی بارها و بارها دیده شده است. آنهایی که مدعی‌اند آنی را دیده‌اند می‌گویند که او همیشه به خاطر گم کردن عروسکش با چهره‌ای گریان دیده شده است.
برای همین گردشگران پردل و جرأتی که به صورت گروهی به مری کینگ می‌آیند به عنوان هدیه، برای آنی عروسک می‌آورند و یک اتاق پر از عروسک در این محوطه به چشم می‌خورد.

قصر ماشیکول- فرانسه
قصر ماشیکول در فاصله سال‌های 1404 تا 1440 محل زندگی جیل دو رایس شوالیه بریتون بود. اما رایس به خاطر شوالیه بودنش مشهور نشده بود بلکه به خاطر جنایت‌های زیادی که انجام داده بود به شهرت رسیده بود. او یکی از معروف‌ترین قاتلان سریالی کودکان خردسال در قرن پانزدهم بود. در فاصله سال‌های 1432 و 1433 جنازه اولین کودک پیدا شد و پس از آن قتل‌ها یکی پس از دیگری به وقوع پیوستند.
کم‌کم تعداد قربانی‌ها زیاد شد اما هیچ ردی از قاتل بی‌رحم آنها پیدا نمی‌شد. جیل دو رایس در تمام این سال‌ها قربانیانش را در قصر ماشیکول یعنی جایی که در آن زندگی می‌کرد به کام مرگ می‌کشاند. اما بالاخره این شوالیه مشهور فرانسوی شناسایی و دستگیر شد.  البته او مدتی بعد در 26 اکتبر 1440 در شهر نانت به دار آویخته شد و از آن موقع به بعد، اقامتگاه او به یکی از مخوف‌ترین نقاط دنیا تبدیل شد.
 
گفته می‌شود این شوالیه قاتل بعد از کشتن قربانی‌های کم‌سن‌وسالش جنازه ​بیشتر آنها را در دیوارهای قصرش مخفی می‌کرد. نکته عجیب اینجاست که بعدها که این مکان‌ها مورد جست‌وجو قرار گرفتند، بعضی از جسدها به دلیل فرسودگی ساختمان از در و دیوار بیرون زدند.
به خاطر همین سفر به این منطقه از فرانسه و بازدید از قصر ماشیکول به تنهایی امکان‌پذیر نیست و افراد علاقه‌مند باید با یک گروه گردشگری همراه شوند.

معدن آسبستوس- کانادا
معدن آسبستوس
یکی از معادن ششگانه طبیعی پنبه نسوز در کاناداست. این ماده مقاومت بسیار بالایی در برابر گرما دارد و به سادگی آتش نمی‌گیرد و این تنها خاصیت خوب  آن است اما از طرفی چنانچه فردی مدام در مجاورت پنبه نسوز قرار بگیرد و از هوای اطراف آن تنفس کند، نه تنها احتمال ابتلا به بیماری سرطان در او زیاد می‌شود بلکه ممکن است به بیماری‌های دیگری هم دچار شود. استخراج این ماده به حدی خطرناک است که اتحادیه اروپا  بهره​برداری از آن را در سراسر اروپا ممنوع کرده. این در حالی‌ است که کارگران معادن پشم شیشه منطقه تتفورد در کانادا همچنان در حال فعالیت هستند و از همه مهم‌تر اینکه در بخش‌های مسکونی اطراف معدن، خانواده‌های بسیاری در کنار نخاله‌های پنبه نسوز زندگی می‌کنند.
با این حال طبعیت زیبا و بکر اطراف معدن، گردشگران زیادی را به این منطقه می‌کشاند؛ افرادی که از خطرناک بودن پنبه نسوز بی‌خبرند و از سر کنجکاوی به داخل معدن هم سرک می‌کشند. به همین خاطر سفر به این منطقه هم ممنوع اعلام شده مگر در موارد خاص و با رعایت نکات ایمنی و همراه داشتن ماسک اکسیژن برای تنفس هوای عاری از پشم شیشه.
 
پل‌های خودکشی- آمریکا، جمهوری چک، انگلیس
پل طلایی سانفرانسیسکو
هم یکی از مکان‌هایی است که بازدید از آن به هیچ گردشگری توصیه نمی‌شود. برای اینکه با دلیل این کار آشنا شوید بهتر است نام دیگر پل را بدانید. پل طلایی سانفرانسیسکو بین مردم این منطقه با نام پل خودکشی شناخته می‌شود. چرا که افراد زیادی در طول سال برای خودکشی به آنجا می‌روند و با پریدن به درون رودخانه زیر پل به زندگی‌شان خاتمه می‌دهند.
طبق آخرین آمارها تا به حال 1200 نفر روی پل سانفرانسیسکو دست به خودکشی زده‌اند. داستان‌های عجیب شنیده شده درباره این پل، باعث شد که اریک استیل مستندساز معروف انگلیسی در سال 2005 به مدت چند ماه از تمام اتفاقاتی که روی پل می‌افتاد فیلمبرداری کند.
نتیجه این کار باورکردنی نبود چرا که در مستند، فیلم خودکشی 23 نفر ضبط شده بود. این مستند جنجالی همان سال، با نام پل منتشر شد و توجه بسیاری از گردشگران را به این منطقه جلب کرد.
 
البته پل طلایی سانفرانسیسکو تنها پل ممنوعه دنیا نیست؛ پل یابود جورج واشنگتن در سیاتل هم به عنوان دومین پل مرگبار آمریکا، بازدیدکننده‌های زیادی را به این منطقه می‌کشاند. طبق آمارها تا به حال بیش از 230 نفر خودشان را از بالای این پل به پایین انداخته‌اند. در جمهوری چک و شهر پراگ هم پلی به نام نوسل وجود دارد که به خاطر خودکشی‌های زیاد افراد ناامید، معروف شده است.
در این پل هم 300 نفر دست به خودکشی زده‌اند. آمار خودکشی‌های روی این پل در دهه 90 آن‌قدر زیاد شده بود که بالاخره در سال 1997 میله‌هایی به ارتفاع سه متر روی این پل نصب شد تا مانع از پریدن افراد شود. پل‌ هارنسی‌لین در لندن هم یکی از دیگر پل‌های مرگبار جهان است که هر سال افراد زیادی برای اینکه خودشان را به آغوش مرگ بسپارند روی این پل قدم می‌گذارند. به همین دلیل بازدید از این پل هم به هیچ گردشگری توصیه نمی‌شود.





نوع مطلب :
برچسب ها :


 
انسان هم مانند دیگر موجودات زنده روی زمین، دارای محدودیت هایی برای زندگی کردن است. برخلاف بسیاری از موجودات، شرایط زندگی انسان بسیار محدود است و نمی توان در بسیاری از شرایط، جان سالم به دربرد. آنچه در ادامه می بینید، بخشی از محدودیت هایی است که بدن انسان را احاطه کرده است.


بیشترین سرعت دویدن یک انسان چقدر است؟
شاید تا چند سال دیگر، فدراسیون جهانی دو و میدانی مجبور شود مسابقات دوی سرعت را برای همیشه لغوکند؛ چرا؟ چون ورزشکاران تنها یک دهم ثانیه با حد نهایت سرعت انسان فاصله دارند.
یک انسان در سریع ترین حالت نمی تواند ۱۰۰ متر را در ۹ ثانیه طی کند. در حال حاضر، رکورد جهانی مسابقات دوی سرعت در اختیار اوساین بولت است که یکصد متر را در ۹٫۵۸ ثانیه طی کرده و کافی است کمی بیشتر تلاش کند تا سریع ترین مرد تمام تاریخ لقب بگیرد.

حالا این عدد ۹٫۵۸ ثانیه از کجا آمده؟ سرعت یک دونده به نسبت قدرت و وزن او بستگی دارد. اگر ورزشکار ریزنقش باشد، وزن کمتری دارد و سریعتر شتاب می گیرد؛ اما دست و پاهایش کوچکتر است و این به نفع سرعت نیست. اگر بدن حجیم تری داشته باشد، دست و پاهایش بلندتر است و سرعتش هم بالطبع بیشتر می شود؛ ا ما به انرژی و قدرت بیشتری نیاز خواهد داشت. در عین حال نقطه ای بینابین وجود دارد که همه این عوامل به بهترین یکنواختی با یکدیگر می رسند و در همین حالت است که حد نهایی سرعت به دست می آید.

چند ثانیه می توان در شرایط خلأ دوام آورد؟
متاسفانه پاسخ دقیقی برای این پرسش وجود ندارد. در سال ۱۹۷۱ سه کیهان نورد روسی فضاپیمای سایوز ۱۱ در حال بازگشت به زمین بودند که در ارتفاع ۱۶۸ کیلومتری از سطح زمین، دریچه کنترل فشار کابین دچار نقص فنی شد و برای ۱۱ دقیقه و ۴۰ ثانیه، فشار داخل کابین به صفر رسید. بررسی مشخص کرد که فضانوردان طی ۳۰ تا ۴۰ ثانیه اول فشار، به دلیل افت شـدید اکسیژن در بافت های مغز، جان سپردند. دلیلش هم ساده است؛ برای انتقال اکسیژن به بافت های مغزی، هم باید اکسیژن وجود داشته باشد و هم فشار هوا!

البته اگر شرایط خلأ برای زمان محدودتری اتفاق بیفتد، می توان جان سالم به در برد. در سال ۱۹۶۶ یکی از مهندسان ناسا مشغول آزمایش یک لباس فضایی در اتاقک خلأ بود که ناگهان فشار اتاق به شرایط مشابه ارتفاع ۳۶٫۵ کیلومتری تغییر کرد و عملا به صفر رسید! هرچند دیگر افراد، خیلی زود عکس العمل نشان دادند و فشار را در کمتر از ۳۰ ثانیه به حالت عادی برگرداندند، اما این مهندس بعد از ۱۲ تا ۱۵ ثانیه از هوش رفت و ۲۷ ثانیه بعد به هوش آمد. فکر می کنید آخرین چیزی که یادش مانده بود، چه بود؟ اینکه بزاق دهانش به جوش آمده بود!

با کاهش فشار هوای خارجی، حباب های گاز در خون تشکیل می شوند و طی چند دقیقه به ریه ها آسیب می رسانند. بعد از آن خون درون رگ های بدن به جوش می آید، چراکه در نبود فشار هوا، مایعات به سرعت تبخیر می شوند. بعد از چند ساعت گاز نیتروژن محلول در خون آزاد می شود و به شبکه عصبی انسان آسیب می زند.
اگر فشار هوا ناگهان به صفر برسد، هوای محبوس در ریه آ نقدر سریع منبسط می شود که می تواند طی چند ثانیه، ریه را بترکاند. اما اگر تحت شرایط ویژه پزشکی و به آرامی در معرض شرایط نزدیک به خلأ قرار بگیرید، می توان تا یک دقیقه هم در معرض آن ماند و آسیب ندید.

گنجایش مغز انسان چقدر است؟
فکر می کنید مغز انسان چه حجمی از ا طلاعات را می تواند در خود جای دهد؟ رکورد حافظه در دست یک فرد چینی است که پنج سال پیش توانست ۶۷٫۸۹۰ رقم عدد پی رابه ترتیب و از حفظ بنویسد اما دانشمندان معتقدند ظرفیت مغز ما بی انتهاست. در دهه ۱۹۸ ، توماس لندور در تحقیقی به این نتیجه رسید که یک انسان بزرگسال در طول عمر خود ۱۲۵ مگابایت اطلاعات متنی و تصویری را در ذهنش ذخیره می کند که معادل ۱۰۰ جلد کتاب قطور است اما چطور می توان اطلاعاتی مثل چند هزار رقم عدد پی را به ذهن سپرد؟

روش استاندارد این کار، این است که به هر عدد چهار رقمی، از ۰۰۰۰ تا ۹۹۹۹ ، یک شیء یا فرد را نسبت بدهید. وقتی این کار را به دقت انجام دادید، یک رشته از ا عداد به مجموعه ای از ا فراد و اشیاء تبدیل می شود و می توانید با آن یک داستان بسازید. به خاطر سپردن دقیق یک داستان به مراتب ساده تر از حفظ کردن یک عالمه عدد و رقم است!

تا کجا می شود سرما را تحمل کرد؟
اگر خاستگاه انسا ن ها به جای آفریقا، قطب شمال بود؛ این موجود دوپا خیلی راحت می توانست دماهای پایین تر را هم تحمل کند؛ اما چه کنیم که بدن انسان بعد از گذشت این چندصدهزار سال، هنوز هم به گرمای آفریقا عادت دارد. انسان یک موجود خونگرم است، یعنی برای آنکه فعالیت های زیستی بدن بدون مشکل انجام شود، دمای بدن باید حدود ۳۷٫۵ درجه سانتی گراد باقی بماند. اما وقتی در محیط سردی قرار بگیریم، بدن شروع به لرزیدن می کند و جریان خون به نقاط انتهایی رگ ها قطع می شود.

اگر دمای درونی بدن دو درجه سانتیگراد پایین تر بیاید، سرمازدگی به سراغ آدم می آید؛ سطح هشیاری کاهش می یابد و ضربان قلب ضعیف می شود تا وقتی دمای درون بدن به ۲۴ درجه سانتیگراد برسد که قلب از کار می افتد و انسان می میرد. البته رکورد تحمل سرما مربوط به خانمی به نام آنا بگنهام است که ۸۰ دقیقه در مخلوطی از آب و یخ گیرکرده بود و دمای بدنش تا ۱۳٫۷ درجه سانتیگراد افت کرده بود. اما شانس با او همراه بود که به رغم آنکه تنفس و ضربان قلبش در این دمای بسیار پایین قطع شده بود، اما مغز او هم به حداقل فعالیت رسیده بود و از آنجا که به اکسیژن زیادی نیاز نداشت، توانست دوام بیاورد و زنده بماند.

بدون آب و غذا هم می شود زنده ماند؟
خیلی ها فکر می کنند اگر مصرف روزانه آب و غذا قطع شود، آدم تا جاییکه ذخیره چربی، کربوهیدرات و پروتئین داشته باشد، می تواند به زندگی ادامه دهد؛ اما این درست نیست! چون برای مصرف چربی نیاز به ویتامین هست و این ویتامین جز از راه غذا به بدن نمی رسد! بنابراین یک آدم چاق فقط برای یکی دو هفته می تواند زنده بماند و بعد در حالیکه هنوز چاق است، می میرد!

تنها چند روز آب نیاشامیدن هم کافی است تا فرد بمیرد! اما اگر فقط آب و ویتامین به بدن برسد و هیچ غذای دیگری خورده نشود، می توان تا یک سال هم زنده ماند. در روزگاران قدیم از همین روش برای رژیم غذایی استفاده می شد که البته به دلیل عوارض جانبی متعدد، این روش منسوخ شد.

تا چه مدت می شود نخوابید؟
بدن انسان نیازهای فراوانی دارد که عدم تامین آنها به مرگ منجر می‌شود. یکی از آنها خوابیدن است که برای زنده ماندن ضروری است، اما آیا می‌دانستید بی‌خوابی زودتر از بی‌غذایی باعث مرگ انسان می‌شود!؟ فکر می‌کنید رکورددار بیدار ماندن چه کسی است و برای چه مدت بیدار مانده است؟
چنان که نیوساینتیست منتشر کرده،‌ رندی گاردنر، پسر ۱۷ ساله اهل سن دیه‌گو، در روز ۲۸ دسامبر ۱۹۶۳ ساعت ۶ صبح از خواب بیدار شده و تا صبح روز ۸ ژانویه ۱۹۶۴ نخوابیده است، یعنی ۱۱ روز کامل بیداری!
۲۶۴ ساعت بیداری گاردنر هنوز هم رکورد علمی نخوابیدن حساب می‌شود که رکورد ۲۶۰ ساعتی قبل از خود را شکست. گزارش بیداری گاردنر را پژوهشگری به نام ویلیام دمنت از دانشگاه استنفورد نوشته است. جالب است بدانید که این پژوهشگر سه روز آخر را پا به پای گاردنر بیدار ماند.
اما در این مدت برای گاردنر چه اتفاقی افتاد؟ او نوسانات خلقی را تجربه می‌کرد، در حافظه و توجه مشکل داشت،‌ هماهنگی عملکردی نداشت، گفتارش با خطا همراه بود و حتی دچار توهم شده بود. او بعد از ۱۱ روز بیداری، ‌۱۴ ساعت خوابید.
بر اساس گزارش دمنت، گاردنر هیچ دارویی مصرف نکرده بوده است، اما افرادی اطرافش بوده‌اند که او را بیدار نگه می‌داشتند.در غیر این صورت، بعد از ۳۶ ساعت نخوابیدن، ‌بیداری سخت می‌شود و بعد از ۴۸ ساعت تقریبا دیگر نمی‌توانید بیدار ماند.
باید بدانید حتی در این شرایط هم، احتمال زیادی دارد که برای چند ثانیه،‌ بدون این که متوجه شده باشید یا حتی چشم‌هایتان را بسته باشید، خوابیده باشید. به این پدیده میکروخواب می‌گویند.
کسی نمی‌داند که گاردنر چه قدر میکروخواب داشته است. اما مشخص است که بی‌خوابی می‌تواند منجر به مرگ شود. موش‌هایی که بیدار نگه داشته شدند،‌ بعد از ۲ هفته مردند، در حالی که موش‌هایی که گرسنه نگه داشته شدند، بیشتر از این زنده ماندند!
هیچ سندی مبنی بر بیدار نگه داشتن انسان تا مرگ وجود ندارد. اما نوعی اختلال بی‌خوابی به نام بی‌خوابی خانوادگی مرگ‌آور وجود دارد که در آن بیماران توانایی خود برای خوابیدن را از دست می‌دهند. این بیماران تا ۳ ماه بیشتر زنده نمی‌مانند.

بدن انسان تا چه شتابی را تحمل می کند؟
تجربه سواری روی ترن هوایی تجربه عجیبی است، دلیلش هم این است که شتاب حرکت در آنجا زیاد است. حداکثر شتابی که مسافران ترن هوایی تجربه می کنند، پنج برابر شتاب گرانش در سطح زمین است. بیشتر از این مقدار خطرناک است، زیرا می تواند به بیهوشی مسافران منجر شود. اما نه تنها مقدار شتاب که جهت قرارگرفتن بدن هم تاثیرگذار است. اگر به حالت ایستاده باشید، این شتاب موجب می شود خون به سوی پا رانده شود و با کاهش مقدار خون در مغز، خطر بیهوشی افزایش پیدا کند. پنج تا ۱۰ ثانیه تجربه شتاب چهار تا پنج برابر شتاب جاذبه کافی است تا تجربیات نزدیک مرگ به سراغتان بیاید: تونلی از نور و به دنبالش، بیهوشی.
خلبانان با استفاده از لباس ضدشتاب می توانند تا نه برابرشتاب جاذبه را تحمل کنند اما رکورد جهانی در این زمینه به دو فرد اختصاص دارد؛ دکتر فلاناگان گری که با تدابیر ویژه و استفاده از مخزن پرفشار آب برای تحمل فشار، توانست شتاب عمودی ۳۱٫۲۵ برابر شتاب جاذبه را تحمل کند. اما درباره فشار افقی، رکورد جهانی متعلق به جان استپ از پیشکسوتان نیروی هوایی ایالات متحده است که در سال ۱۹۵۴ در مجموعه ای از آزمایش های موشکی شرکت کرد و توانست تا شتاب ۴۶٫۲ برابر شتاب گرانش را تحمل کند.

تا چه ارتفاعی می توان نفس کشید؟
هر چه از سطح زمین ارتفاع می گیریم، فشار هوا هم کمتر می شود و کار اکسیژن رسانی سیستم تنفس هم سختتر. نسبت به سطح مغز انسان اکسیژن درون بدن بسیار حساس است، بنابراین با کاهش فشار هوا، سردرد و سرگیجه هم شروع می شود. با حضور طولانی در ارتفاع بالای پنج هزار متر، بافت ماهیچه ای رو به زوال می رود و احتمال جمع شدن مایعات درون شش ها و مغزها افزایش می یابد که می تواند کشنده باشد. در ارتفاع بالاتر از ۷۵۰۰ متر، افت اکسیژن آن قدر شدید است که فرد هشیاری خود را از دست می دهد و حتی ممکن است منجر به مرگ شود.
به همین دلیل است که کوهنوردان برای صعود به ارتفاع های بالاتر، خود را برای مقابله با فشار پایین آماده می کنند و بیشتر از کپسول اکسیژن استفاده می کنند. اما افراد بسیار کمی هستند که توانسته اند بدون استفاده از کپسول اکسیژن به قله اورست صعود کنند. ارتفاع اورست ۸۸۴۸ متر است و بابو چیری، با ۲۱ ساعت ماندن در قلها ورست، آ ن هم بدون کپسول اکسیژن در این مورد رکورددار است. به نظر می رسد حد نهایی صعود بدون کپسول اکسیژن ارتفاع ۹هزار متری بالای سطح دریا باشد.

بیشترین وزنه ای که می توان بلند کرد چند کیلوگرم است؟
رکورد جهانی بلند کردن وزنه متعلق به وزنه بردار انگلیسی اندی بولتون است که توانست وزنه ۴۵۷٫۵ کیلوگرمی را از زمین بلند کند و تا ران خود بالا بیاورد. رکورد جهانی بالا بردن وزنه تا بالای سر هم متعلق به حسین رضازاده است که در حرکت دوضرب، وزنه ۲۶۳٫۵ کیلوگرم را به بالای سر برده است. البته این وزنه برداران سنگین وزن، پنج تا شش بار قوی تر از یک آدم معمولی هستند. یک انسان معمولی به زحمت می تواند وزنه ۴۵ کیلوگرمی را به بالای سر ببرد اما یک انسان قوی حداکثر چه وزنه ای را می تواند بلند کند؟ بررسی روند رکوردزنی مسابقات وزنه برداری نشان می دهد به حد نهایی نزدیک شده ایم و بعید است کسی بتواند وزنه ۵۰۰ کیلوگرمی را از زمین بلند کند، حتی اگر از داروهای نیروزا استفاده کند.

اما این محدودیت از کجا ناشی می شود؟ برخلاف باور عموم که اسکلت بندی بدن را عامل این موضوع می دانند، این محدودیت به ماهیچه های بدن ما بر می گردد. بیشترین آسیب دیدگی وزنه برداران هم مربوط به پارگی عضله است که بیشتر در نزدیکی تاندون روی می دهد. جالب اینجاست که برتری وزنه برداران هم در نحوه کنترل ماهیچه هایشان است. بدن ما مکانیسمی بازدارنده دارد که با کنترل تعداد بافت های ماهیچه ای فعال در هر لحظه، بدن را از آسیب دیدن به هنگام بلند کردن وزنه های سنگین حفاظت می کند. اما وزنه برداران با تمرین می آموزند که چطور بر این سیستم خودایمنی پیروز شوند و از بیشترین توان ماهیچه ای برای بلندکردن وزنه استفاده کنند. البته توانایی های ژنتیکی را هم نباید از یاد برد.

چقدر تشعشع، انسان را می کشد؟
یک رویداد واقعی می تواند پاسخ این سؤال را بدهد. در سپتامبر ، دو نفر به یک مرکز پزشکی متروک در گویان برزیل دستبرد زدند و بعضی از تجهیزات ارزشمند آنجا را به سرقت بردند. طی یک روز آنها به استفراغ، اسهال و سرگیجه شدید دچار شدند. دلیل این مشکلات هم این بود که یکی از ابزارهایی که به سرقت برده بودند، حاوی یک منبع قوی رادیواکتیو به نام نمک کلرید سزیوم بود که برای درمان بیماران سرطانی به کار می رفت. یک سمسار محلی به نام دوایر فری هرا این ابزار را خرید و آ ن را به خانه آورد. او مجذوب نور آبی ای شده بود که شب هنگام از پودر درون این جسم تابیده می شد. او ابزار را در اتاق نشیمن خانه گذاشت و خانواده و فامیل را به تماشای این گوهر زیبا دعوت کرد!

مهمانان هم این ماده را لمس کردند و آن را مثل کرم ضدآفتاب به پوست خود مالیدند، حتی بخشی از این کلرید سزیوم را با خود به خانه هایشان بردند، اما طی یک ماه، همسر فری هرا، برادرزاده شش ساله اش و دو نفر از کارمندانش از سندرم حاد تشعشعی مردند و سرجمع ۴۹ نفربه تشعشعات رادیواکتیو آلوده شدند. دوز تشعشعی که این افراد طی چند روز دریافت کرده بودند، بین ۴٫۵ تا ۶ سیور بود. هر سیور معادل مقدار تشعشعی است که به هر کیلوگرم از جرم فرد دریافت کننده، می تواند یک ژول انرژی منتقل کند. این درحالی است که در حالت طبیعی، ما سالانه ۲٫۴ هزارم سیور تشعشع طبیعی را از موادی مانند رادون دریافت می کنیم که البته آسیب رسان نیست؛ حال حساب کنید شدت تشعشعی که این افراد بخت برگشته طی چند روز دریافت کرده اند، به چه اندازه خطرناک است.

محاسبات دانشمندان نشان می دهد آستانه مرگ با تشعشع حدود ۲ سیور است و در تشعشع ۶ سیوری، مرگ حتمی خواهد بود! ا ما خود فری هرا که تحت تشعشع ۷سیوری قرار گرفته بود، زنده ماند و بعدها، در سال ۱۹۷۴ درا ثر مصرف مشروبات ا لکلی جان سپرد شاید دلیل جان به در بردن فری هرا ا ز تشعشع، این بود که او بیشتر ا ز همسرش در خارج از خانه حضور داشت و این، به سلو ل های بدنش فرصت می داد تا بخشی از صدمات ناشی از تشعشع را بهبود بخشند.


چند دقیقه می توان نفس را در سینه حبس کرد؟
خیلی ها نمی توانند بیشتر از یک دقیقه نفس نکشند، اما استفان میفسود در خرداد سال گذشته توانست ۱۱ دقیقه و ۳۵ ثانیه نفسش را در سینه حبس کند و رکورد جهانی نفس در سینه حبس کردن را به دست آورد. البته او این کار را در زیر سطح آب انجام داد.
وقتی نفس نکشیم، واکنش هایی غیر ارادی در بدن آغاز می شود که تنفس دوباره آغاز شود و اکسیژن به بدن برسد. اما وقتی سر را به زیر آب می بریم، مثل دیگر پستانداران واکنش هایی طبیعی در بدن آغاز می شود؛ رگ های سطحی خون منقبض می شوند و جریان خون در نقاط انتهایی بدن، کاهش می یابد و در مقابل، خون بیشتری به قلب و مغز می رسد. ضربان قلب ضعیف تر می شود و با کندتر شدن گردش خون، اکسیژن کمتری هم در دیگر اندام های بدن مصرف می شود.

رکوردداران حرفه ای قبل از حبس کردن نفس، تنفس های عمیق و سریعی را ا نجام می دهند تا سطح اکسیژن خون را افزایش و سطح دی اکسیدکربن را کاهش دهند. مغز ما، زمان واکنش نفس نفس زدن را با سطح دی اکسیدکربن موجود در خون تنظیم می کند؛ بنابراین با تنفس عمیق و سریع، سطح دی اکسیدکربن خون آ نقدر پایین می آید که زمان قابل توجهی را در اختیار افراد قرار دهد. با تمرین های فراوان، شش های فرد هم بزرگتر می شود و دانشمندان معتقدند می توان به زمان نفس نکشیدن ۱۵ دقیقه نیز دست پیدا کرد.




نوع مطلب :
برچسب ها :


تقریبا هیچ کس از دوران بسیار ابتدایی کودکی‌اش خاطره‌ای ندارد- اما این وضع ناشی از آن نیست که کودکان کمسن اطلاعات را در مغزشان ثبت نمی‌کنند؛

بر عکس این به یاد نیاوردن ممکن است به این علت باشد که در آن سن بسیار کم‌، مغزهای ما هنوز به طریقی عمل نمی‌کند اطلاعات را به صورت الگوهای عصبی پیچیده - که ما آنها را خاطرات می‌نامیم- در آورد.

روشن است که کودکان کم‌سن می‌توانند واقعیت‌ها را در لحظه به یاد آورند- مانند اینکه پدر و مادرشان کیست، یا اینکه پیش از اینکه مادرشان به آنها شیرینی بدهد باید بگویند "لطفا". این حافظه را "حافظه معناشناختی" (semantic memory) می‌نامند.

کودکان تا زمانی میان 2 تا 4 سالگی، فاقد "حافظه رویدادی" (episodic memory) هستند- حافظه‌ای که در رابطه با جزئیات یک رویداد خاص است. خاطراتی از این نوع در چندین بخش در قشر سطحی مغز یا "کورتکس" ذخیره می‌شوند.

برای مثال خاطره صدا در کورتکس‌های شنوایی،‌ در طرفین مغز پردازش می‌شود، در حالیکه خاطرات دیداری بوسیله کورتکس بینایی در عقب مغز مدیریت می‌شوند. ناحیه‌ای از مغز به نام هیپوکامپ همه این بخش‌های پراکنده را به هم ارتباط می‌دهد.

پاتریشیا باوئر از دانشگاه اموری در آتلانتا می‌گوید: "اگر کورتکس را یک تخت گل فرض کنید، گل‌هایی در سراسر سطح مغز شما وجود دارند. هیپوکامپ که به نحوی بسیار دقیق در میان مغز شما قرار گرفته است، مسئول قرار دادن این گل‌ها در کنار هم و به هم پیچیدن آنها برای ایجاد یک دسته گل است.

" خاطره همین دسته‌گل است- الگویی عصبی از پیوندها میان بخش‌هایی از مغز که هر بخش خاطره در آنها ذخیره شده است.

اما چرا کودکان تا دامنه سنی 2 تا 4 سالگی نمی‌توانند رویدادهای خاص را به ذهن بسپارند؟ به گفته روان‌شناس، نور نیوکامب از دانشگاه تمپل در فیلادلفیا این وضع ممکن است به این علت باشد که در این دوره زمانی است که هیپوکامپ کار پیوند دادن قطعات اطلاعات به یکدیگر را آغاز می‌کند.

و به گفته نیوکامب ممکن است دلیلی هم برای این وضع وجود داشته باشد. در زمانی که کودک تازه دارد یاد می‌گیرد که جهان چطور عمل می‌کند،‌ حافظه رویدادی ممکن است به نحوی غیرضروری پیچیده شود.

نیوکامب می‌گوید:‌"به نظر من هدف اصلی در دو سال اول زندگی کسب آگاهی معناشناختی است و از این دیدگاه در آن زمان حافظه دیداری ممکن است واقعا باعث حواسپرتی شود."





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 9 مهر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

دریم لاینر بوئینگ حداکثر ظرفیت حمل ۲۵۰ مسافر را دارد

یک فروند هواپیمای مسافربری بوئینگ ۷۸۷ که جدیدترین محصول این شرکت است ایالت واشنگتن آمریکا را به سوی توکیو، پایتخت ژاپن، ترک کرده است.

مدیران شرکت هوایی "ای ان ای" ژاپن روز دوشنبه (۲۶ سپتامبر) یک فروند هواپیمای بوئینگ ۷۸۷ که به دریم لاینر (رویاپیما) شهرت دارد را طی مراسمی از بوئینگ تحویل گرفتند.

این هواپیما، با ظرفیت حمل حداکثر ۲۵۰ مسافر، برای پروازهای با برد دور ساخته شده و به علت مشکلات فنی، با سه سال تاخیر به بازار عرضه می شود.

قرار است که دریم لاینر از ماه نوامبر سال جاری پروازهای داخلی خود را در ژاپن آغاز کند و سپس در ژانویه سال آینده دامنه ماموریتش، تا فرانکفورت آلمان گسترش یابد.

بوئینگ می گوید که ۸۲۱ فروند دریم لاینر را تاکنون پیش فروش کرده است.

این محصول بوئینگ عمدتا از مواد کامپوزیتی (ترکیبی) ساخته شده است.

کاربرد فیبر کربنی در بدنه اش به ویژه آنرا نسبت به هواپیماهای دیگر سبک تر و مصرف سوخت آنرا کمتر کرده است.

تاد کورتیس، مهندس سابق شرکت بوئینگ، به بی بی سی گفته است: "این مواد در گذشته در هواپیماهای کوچک تر به ویژه در بخش نظامی بکار رفته بود، اما این نخستین بار است که یک هواپیمای مسافربری بزرگ عمدتا از مواد کامپوزیتی ساخته شده است."

بوئینگ می گوید که تازه ترین محصولش ۲۰ درصد از هواپیماهای هم اندازه خود، کمتر سوخت مصرف می کند.

این شرکت قصد دارد که از سال ۲۰۱۳ میلادی هر ماه ۱۰ فروند هواپیمای ۷۸۷ تولید کند.

مهم ترین رقیب بوئینگ ۷۸۷ دریم لاینر، سوپر جامبوجت A۳۸۰ ایرباس است که در سال ۲۰۰۷ میلادی به بازار عرضه شد.

این هواپیما با ظرفیت حمل ۸۰۰ نفر، بزرگ ترین هواپیمای مسافربری جهان است.

به گفته سازندگان آن، تازه ترین محصول بوئینگ شاید به بزرگی سوپر جامبوجت ایرباس نباشد اما مسیرهای دور را سریع تر و با مصرف سوخت کمتر طی می کند و مسافران در آن از آسایش بیشتری برخوردارند.





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 19 )    ...   6   7   8   9   10   11   12   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب
 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات