تبلیغات
  مسابقه وبلاگ نویسی فرصت تماشا   انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
 
درباره وبلاگ




مدیر وبلاگ : anjoman elmi
نویسندگان
نظرسنجی
اولویت کار فرهنگی سال 1391 دانشگاه پیام نور خواف را چه پیشنهاد می کنید؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
انجمن علمی دانشگاه پیام نور خواف
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
- ابا عبدالله ( ابو شهدا - حسین بن علی (ع) ) :

کنیه ابا عبدالله را رسول خدا (ص) از هنگام ولادت بر حضرت امام حسین نهادند .
امام حسین (ع) در سوم شعبان سال چهارم هجری در مدینه به دنیا آمد . رسول خدا (ص) نام این فرزند زهرا (ع) را حسین نهاد . وی مورد علاقه شدید پیامبر (ص) بود و آن حضرت درباره او می فرماید : حسین منی و انا من حسین ...

وی در آغوش پیامبر بزرگ شد . هنگام رحلت رسول خدا ، شش ساله بود . در دوران پدرش علی بن ابی طالب (ع) نیز از موقعیت بالایی برخوردار بود ، علم ، بخشش ، بزرگواری ، فصاحت ، تواضع ، دستگیری از بینوایان ، عفو ، حلم و ... از صفات برجسته این حجت الهی بود .

پس از شهادت پدرش امامت به امام حسن بن علی (ع) رسید همچون سربازی مطیع رهبر و مولای خویش و همراه برادر بود . پس از انعقاد پیمان صلح میان امام مجتبی (ع) و معاویه ، با برادرش و بقیه اهل بیت (ع) به مدینه آمدند . با شهادت امام حسن مجتبی (ع) در سال 49 یا 50 هجری بار امامت به دوش سید الشهدا قرار گرفت . با مرگ معاویه در سال 60 هجری یزید به والی مدینه نوشت که از امام حسین (ع) بیعت بگیرد . اما سید الشهدا که فساد یزید و بی لیاقتی او را می دانست ، از بیعت امتناع کرد و برای نجات اسلام از سلطه یزید که به زوال و محو دین می انجامید ، راه مبارزه را پیش گرفت . از مدینه به مکه هجرت کرد و در پی نامه نگاری های کوفیان و شیعیان عراق با آن حضرت و دعوت برای آمدن به کوفه ، آن امام ابتدا مسلم بن عقیل را فرستاد و نامه هایی برای شیعیان کوفه و بصره نوشت و بادرسافت پاسخ کوفیان در بیعت شان با مسلم بن عقیل ، در روز هشتم ذیحجه سال 60 هجری از مکه به سوی عراق ، حرکت کرد .

پیمان شکنی کوفیان و شهادت مسلم بن عقیل اوضاع عراق نامطلوب ساخت و سید الشهدا که همراه خانواده ، فرزندان و یاران به سوی کوفه می رفت ، پیش از رسیدن به کوفه در سرزمین کربلا در محاصره سپاه کوفه قرار گرفت . تسلیم نیرو های یزیدی نشد و سرانجام در روز عاشورا در آن سرزمین مظلومانه و تشنه کام ، همراه فرزندان و اصحابش به شهادت رسید . از آن پس ، کربلا کانون الهام و عاشورا سرچشمه قیام و آزادگی شد و کشته شدن وی ، سبب زنده شدن اسلام و بیدار شدن وجدان های خفته گردید .
Image Detail


2- ابراهیم بن حصین ازدی :

از شهدای کربلا و اصحاب دلاور امام حسین (ع) بود ؛ از جمله کسانی که سید الشهدا (ع) در لحظات تنهایی ، نام برخی از یاران را می برده و صدا می زده است : " و یا ابراهیم بن الحسین ... " . وی بعد از ظهر عاشورا در کنار امام حسین (ع) به شهادت رسید .

3- ابوبکر حسن بن علی :

از شهدای کربلا ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) . مادر او ام ولد بود . از مدینه همراه عمویش امام حسین (ع) به کربلا آمد و روز عاشورا پس از شهادت قاسم بن حسن ، خدمت سید الشهدا آمد و اجازه میدان طلبید و به میدان رفت و پس از نبردی دلاورانه به شهادت رسید .

4- ابو ثمامه صائدی :

از یاران سید الشهدا و شهید نماز ، که روز عاشورا به فیض شهادت رسید . وی از چهره های سرشناس شیعه در کوفه و مردی آگاه و شجاع و اسلحه شناس بود . مسلم بن عقیل در ایام بیعت گرفتن از مردم برای نهضت حسینی ، او را مسؤول دریافت اموال و خرید اسلحه قرار داده بود . نامش عمربن عبدالله بود . پیش از شروع درگیری های کربلا خود را از کوفه به کربلا رساند و به امام پیوست .

روز عاشورا ، که یاران امام به تدریج شهید می شدند و از تعدادشان کاسته میشد و این کاهش محسوس بود ابو ثمامه هنگام ظهر خدمت امام آمد و گفت جانم به فدای تو ! چنین می بینم که دشمنان به تو نزدیک شده اند . به خدا قسم تو کشته نخواهی شد مگر اینکه من پیش از تو کشته شوم دوست دارم این خدای خود را در حالی ملاقات کنم که این نماز که وقتش نزدیک است بخوانم . امام نگاهی به بالا افکند و فرمود : نماز را به یاد آوردی ، خدا تو را از نمازگزاران ذاکر قرار دهد . آری ، اینک اول وقت نماز است . مهلتی از سپاه دشمن خواستند . آنگاه ابو ثمامه و جمعی دیگر ، با امام حسین (ع) نماز جماعت خواندند . وی جزء آخرین سه نفری بود که از یاران امام تا عصر عاشورا زنده مانده بودند . برخی گفته اند که در اثر جراحت های بسیار بر زمین افتاد ، خویشانش او را به دوش کشیده و از میدان به در بردند و مدتها بعد از دنیا رفت .

5- ابو عمرو نهشلی ( یا : خثعمی ) :

از شهدای کربلاست که به قولی در حمله اول و به قولی در نبرد تن به تن شهید شد . از شخصیت های کوفه و مردی متهجد و شب زنده دار بود .

6- اسلم ترکی :

یکی از شهدا کربلا . وی غلام سیدالشهدا و ترک زبان بود ، تیر انداز و کماندار و قاری قرآن و آشنا به عربی بود . وی دلاورانه جنگید و بر زمین افتاد . امام به بالین او آمد و گریست و چهره بر چهره او نهاد . اسم چشم گشود و امام حسین (ع) را بر بالین خود دید ، تبسمی کرد و جان داد .

7- امیة بن سعد طائی :

از شهدای کربلا به شمار آمده که خود را در کربلا به امام حسین (ع) رساند و روز عاشورا ، به نقلی در حمله اول شهید شد .

8- انس بن حارث کاهلی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) ، از طائفه بنی کاهل از بنی اسد بود . پیرمردی سالخورده ، از شیعیان کوفه بود که موقعیتی والا داشت . شبانه خود را به کربلا رساند و روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسید .

9- بریربن خضیر همدانی :

از شهدای کربلاست . از اصحاب وفادار امام حسین (ع) و از انسان های شایسته و پرهیزگار که زاهد ، قاری قرآن و معلم قرآن و از شجاعان بزرگوار کوفه ، از قبیله همدان بود . وی در سال 60 هجری از کوفه به مکه رفت و به امام حسین (ع) پیوست و همراه او به کوفه آمد . شب عاشورا نیز از کسانی بود که برخاست و در حمایت و جانبازی یزای امام ، سخنانی ایراد کرد . روز عشورا به میدان رفت و خطاب به سپاه عمر سعد خطابه ای ایراد کرد و به نکوهش آنان پرداخت . بریر ، پس از حر به میدان رفت و جنگید تا شهید شد .

10- جابر بن حارث سلمانی :

از شهدای کربلاست . وی از شخصیت های شیعه در کوفه بود . در نهضت مسلم بن عقیل هم شرکت داشت و پس از شکست آن ، همراه گروهی به سوی حسین حرکت کردند و پیش از رسیدن آن حضرت به کربلا ، به او پیوستند .

11- جابر بن حجاج تیمی :

از شهدای عاشورا در حمله نخست است . وی از سوارکاران شجاع کوفه بود که در کربلا از سپاه عمر سعد به سپاه حسین (ع) پیوست . در نهضت مسلم بن عقیل نیز از بیعت کنندگان با وی بود .

12- جبلة بن علی شیبانی :

از شجاعان کوفه که در کربلا در حمله اول روز عاشورا به شهادت رسید . وی در صفین ، در رکاب امیرالمومنین (ع) حضور داشت و در قیام مسلم بن عقیل در کوفه همراه او بود . پس از شهادت مسلم نزد قبیله خود رفت و پنهان شد و انگاه که امام حسین (ع) به کربلا آمد خود را به آن حضرت رساند و در رکابش جنگید و شهید شد .

13- جعفر بن عقیل بن ابی طالب :

فرزند عقیل و عمو زاده سیدالشهدا بود . روز عاشورا در رکاب امام حسین (ع) شهید شد .

14- جعفر بن علی بن ابی طالب :

فرزند امیر المومنین وبدار ابوالفضل العباس بود که در کربلا شهید شد . هنگام شهادت 19 سال داشت .

15- جنادة بن کعب انصاری :

از شهدای کربلاست . از مکه همراه امام حسین (ع) به کوفه آمد و در روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید . پسرش ( عمر بن جناده ) هم در کربلا شهید شد .

16- جندب بن حجیر خولانی :

از شهدای کربلا در روز عاشور است . وی از چهره های بارز شیعه در کوفه و از یاران علی (ع) بود و قبل از رسیدن سپاه حر به کاروان امام حسین (ع) ، از کوفه بیرون آمد و به کاروان حسینی پیوسته بود . شهادتش را در حمله اول نوشته اند .

17- جون :

غلام سیاه ابوذر غفاری که در کربلا به شهادت رسید . جون بن حوی پس از شهادت مولایش ابوذر به مدینه برگشت و در خدمت اهل بیت در آمد . در سفر کربلا ، از مدینه همراه امام تا مکه و از آنجا به کربلا آمد . چون به اسلحه سازی و اسلحه شناسی آشنا بود ، شب عاشورا هم در کربلا به کار اصلاح سلاحها اشتغال داشت . با آنکه سن او زیاد بود ، ولی روز عاشورا از سید الشهدا (ع) اذن میدان طلبید . امام او را رخصت داد و آزادش کرد . ولی او با اصرار می خواست در روز های شادی و غم و راحتی و رنج از خاندان پیامبر جدا نشود . پس از نبرد وقتی بر زمین افتاد امام خود را بر بالین او رساند و چنین دعا کرد : خدایا ! رویش را سفید و بویش را معطر کن و او را با نیکان محشور گردان .

18- حبیب بن مظاهر :

از شهدای والا قدر کربلا بود . در هر سه جنگ صفین ، نهروان و جمل ، در رکاب علی (ع) شرکت داشت و در نهضت مسلم بن عقیل در کوفه ، از کسانی بود که در راه بیعت گرفتن برای مسلم بن عقیل ، کوشش فراوان می کرد . نیز از سران شیعه در کوفه محسوب می شد که به حسین بن علی (ع) دعوت نامه نوشت . نزد امام حسین موقعیت والایی داشت . در کربلا نیز او را به عنوان فرمانده جناح چپ سپاه خویش تعیین کرد .

حبیب بن مظاهر ، روز عاشورا از اینکه با شهادتش به بهشت خواهد رفت ، خوشحال بود و با بریر بن خضیر مزاح می کرد . شهادت او بر حسین (ع) بسیار سخت بود هنگام شهادتش 75 سال داشت . سر او نیز همراه سرهای شهدا در کوفه گردانده شد .

19 - حجاج بن مسروق جعفی :

از شهدای گرانقدر سید الشهدا (ع) . وی اهل کوفه و از یاران امیر المومنین (ع) بود . وقتی خبر هجرت امام حسین (ع) را از مدینه به مکه شنید خود را به آن حضرت رساند و همراه امام از آنجا به کربلا آمد . همواره ملازم سید الشهدا بود و در پنج وقت ، اذان می گفت . روز عاشورا به میدان رفت و جنگید و غرق خون خود نزد امام برگشت . پس از گفتگویی با سیدالشهدا بار دیگر به میدان رفت و شهید شد .

20- حر بن یزید ریاحی :

شهید والاقدر عاشورا ، حر از خاندان های معروف عراق و از روسای کوفیان بود . به درخواست ابن زیاد ، برای مبارزه با حسین (ع) فراخوانده شد و به سر کردگی هزار شوار برگزیده گشت . در منزل قصر بنی مقاتل یا شراف ، راه را بر امام بست و مانع از حرکت آن حضرت به سوی کوفه شد . کاروان حسینی را همراهی کرد تا به کربلا رسیدند و امام در آنجا فرود آمد . حر وقتی فهمید کار جنگیدن با حسین بن علی (ع) جدی است ، صبح روز عاشورا به بهانه آب دادن به اسب خویش ، از اردوگاه عمر سعد جدا شد به کاروان حسینی پیوست . توبه کنان کنار خیمه های امام آمد و اظهار پشیمانی کرد ، سپس اذن میدان طلبید و پس از نبردی دلیرانه به شهادت رسید . حسین بن علی (ع) بر بالین حر حضور یافت و خطاب به آن شهید فرمود : تو همون گونه که مادرت نامت را حر گذاشته است ، حر و آزاده ای ، آزاد در دنیا و سعادتمند در آخرت !

21- حلاس بن عمر راسبی :

از شهدای کربلاست که در حمله اول در روز عاشورا به شراف شهادت نائل شد .

22- حنظلة بن اسعد شبامی :

از شهدای کربلاست . حنظله از چهره های شیعی در کوفه و زبان آور شجاع و معلم قرآن بود . چون سید الشهدا به کربلا رسید ، وی به آن حضرت پیوست وی جزء شهدایی است که تا اواخر زنده بود و از جان حسین بن علی (ع) در مقابل تیر ها و نیزه های دشمن محافظت می کرد و گاهی هم با سخنانش به سپاه کوفه هشدار میداد و موعظه می کرد .

23- زاهر ، مولی عمرو بن حمق :

از شهدای عاشوراست . وی را از شخصیت های کوفه و مردی سالخورده از قبیله کنده دانسته اند . غلام عمرو بن حمق خزاعی ( از یاران ویژه امیر المومنین ) بود و در حرکت های انقلابی عمرو بن حمق ( که به دست معاویه شهید شد ) همدوش و همراه او و تحت تعقیب معاویه بود . در سال 60 هجری به مکه آمد و به حسین (ع) پیوست و در حمله نخست روز عاشورا به شهادت رسید .

24- زهیر بن قین بجلی :

از شخصیت های برجسته کوفه بود که در روز عاشورا ، افتخار یافت در رکاب حسین بن علی (ع) به شهادت برسد . وی در میدان های جنگ ، دلاوری های بسیاری نشان داده بود . در سال 60 هجری ( که سید الشهدا هم از مکه به قصد کوفه حرکت کرده بود ) از سفر حج بر می گشت و دوست نداشت که با سید الشهدا برخورد کند و هم منزل شود . اما در یکی از منزلگاها به ناچار با فرود آمدن کاروان حسینی همزمان شد . امام کسی را نزد او فرستاد . زهیر نزد امام رفت . همسرش نیز همراه او آمد و به کاروان حسین (ع) پیوستند . شب عاشورا نیز ، از جمله کسانی بود که با نطقی پر شور ، مراتب اخلاص و حمایت جانبازی خویش را نسبت به امام ابراز کرد و گفت : اگر هزار بار هم کشته شوم ، و زنده گردم هرگز دست از یاری پسر پیغمبر برنخواهم داشت . روز عاشورا ، سید الشهدا فرماندهی جناح راست خویش را در میدان به زهیر سپرد . ظهر عاشورا هم او و سعید بن عبدالله جلوی امام ایستادند و سپر تیرها شدند تا امام نماز بخواند . پس از اتمام نماز به میدان رفت و شجاعانه نبرد کرد و با شمشیر از حسین (ع) دفاع کرد و جنگید و کشته شد . امام به مالین او آمد و او را دعا کرد و کشندگانش را نفرین کرد .

25- سالم بن عمرو :

از شهدای کربلاست . وی غلامی از طایفه بنی مدینه بود و در کوفه می زیست و از شیعیان اهل بیت به شمار می آمد سوارکاری نامدار بود . در نهضت حضرت مسلم شرکت داشت . پس از تنها ماندن مسلم بن عقیل او و جمعی دیگر از شیعیان دستگیر شدند ، اما سالم از جنگ دشمن گریخت و پنهان شد . چون شنید امام حسین (ع) به کربلا رسیده است ، خود را به آن حضرت رساند و روز عاشورا در حمله اول شهید شد .

26- سعید بن عبدالله حنفی :

از شهدای والاقدر کربلاست ، که ایمانی راسخ و شجاعتی فراوان داشت و هواداران سر سخت اهل بیت (ع) بود . شب عاشورا وقتی سیدالشهدا (ع) از افراد خواست که از تاریکی شب استفاده کرده و متفرق شوند ، یاران برخواستند و هر یک سخنانی گفتند . از جمله سعید بن عبدالله ایستاد و گفت : نه به خدا قسم ، تو را وا نمی گذاریم . اگر بدانم که کشته می شوم و سپس زنده می شوم ، آنگاه سوزانده می شوم ، و هفتاد بار با من چنین می کنند ، باز هم از تو جدا نمی شوم تا در راه تو فدا شوم . وی از انقلابیون پر شور کوفه به حساب می آمد . در نهضت مسلم بن عقیل هم فعال بود و نامه مسلم را به مکه رساند و از مکه همراه امام به کوفه آمد تا روز عاشورا در مقابل امام حسین (ع) ایستاد تا آن حضرت نمازش را بخواند . او آنقدر تیر خورد که بر زمین افتاد و جان باخت .

27- سلمان بن مضارب بجلی :

از شهدای کربلاست . گفته شده وی پسر عموی زهیر بن قین بوده و همراه او ، پیش از رسیدن به کربلا ، به سپاه حسین بن علی (ع) پیوست و عصر عاشورا شهید شد .

28- سوار بن منعم :

از شهدای حادثه کربلاست . وی پس از رسیدن امام حسین (ع) به کربلا از کوفه آمد و به آن حضرت پیوست .

29- سوید بن عمرو خثعمی :

آخرین کشته کربلاست . وی پس از شهادت امام حسین (ع) شهید شد . یکی از دو مردی بود که همراه امام حسین بودند . او مجروحی افتاده در میدان ، میان زخمیان بود و رمقی در بدن داشت و در آن حال ، چون شنیو کوفیان شادی کنان می گویند حسین کشته شد ، به هوش آمد و با چاقو و شمشیری که داشت با همان حالت به جنگ پرداخت و شهید شد .

30- سیف بن حارث بن سریع جابری :

از شهدای جوان کربلاست . وی و پسر عمویش مالک بن عبدالله از کوفه آمده ، در کربلا به امام حسین (ع) پیوستند . روز عاشورا پس از شهادت حنظة بن قیس ، هنگامی که دشمن به خیمه گاه امام حسین نزدیک شده بود ، گریان خدمت امام آمدند و اذن میدان طلبیدند . سپس هردو با هم به میدان رفته ، جنگیدن تا شهید شدند .

31- سیف بن مالک عبدی :

از شهدای کربلاست . از بصره به کوفه آمد و از آنجا به کاروان امام حسین (ع) پیوست ، سپس همراه او به کربلا آمد . عصر عاشورا در نبرد تن به تن به شهادت رسید .

32- شوذب ، مولی شکر :

از شهدای کربلاست . وی غلام شاکر بن عبدالله همدانی بود و از شیعیان برجسته و از بزرگترین انقلابیون حماسی و مخلص به شمار می آمد که در کربلا ، در کهنسالی به شهادت رسید . از مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . شهادت او بعد از ظهر عاشورا بود .

33- ضرغامة بن مالک :

از شهدای کربلاست . وی در کوفه میزیست و از شیعیان امام و بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل بود . چون مسلم شهید شد ، همراه سپاه کوفه به کربلا آمد ، اما در آنجا به یاران سید الشهدا (ع) پیوست و عصر عاشورا به شهادت رسید .

34- عابس بن ابی شبیب شاکری :

از شهدای کربلاست . عابس از رجال برجسته شیعه و مردی دلیر ، سخنور ، کوشا و تلاشگر ، شب زنده دار ، از طایفه بنی شاکر بود . از کسانی بود که وقتی مسلم بن عقیل نامه امام حسین (ع) را برای اهل کوفه خواند ، به پا خواست و اعلام هواداری و حمایت کرد و پس از بعت کوفیان با مسلم بن عقیل بعنوان پیک ، نامه ای از سوی آنان به امام حسین (ع) در مکه رساند . دلاوری های او در کربلا مشهور است . رشادت های وی چنان بود که سپاه کوفه از نبرد تن به تن با وی ناتوان بودند . به دستور عمر سعد ، از اطراف او را سنگباران کردند . او هم زره از تن بیرون آورد و کلاه خود از سر برداشت و لخت شد و با تیغ بر دشمن حمله کرد و یک تنه آنقدر جنگید تا در قلب میدان و محاصره دشمن به شهادت رسید .

35- عامر بن حسان بن شریح طائی :

از اصحاب امام حسین (ع) بود که از مکه همراه آن حضرت آمد و در کربلا در حمله اول به شهادت رسید . وی از شجاعان معروف و شیعیان خالص بود . پدرش نیز در جنگ جمل و صفین ، در رکاب حضرت علی (ع) جنگیده بود .

36- عامر بن مسلم عبدی :

از شهدای کربلا بود . عامر اهل بصره بود ، همراه غلامش سالم از بصره به مکه آمد و به سید الشهدا (ع) پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اول به شهادت رسید .

37- عباس بن علی (ع) :

فرزند امیر المومنین ، برادر سید الشهدا ، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین (ع) در روز عاشورا . مادرش فاطمه کلابیه بود که بعدها به ام البنین شهرت یافت . علی (ع) پس از شهادت فاطمه زهرا با ام البنین ازدواج کرد . عباس و 3 پسر دیگر ثمره این ازدواج بود . ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند ام البنین بود . و این چهار فرزند رسید همه در کربلا در رکاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند.

آن حضرت ، قامتی رسید ، چهره ایی زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذابش او را قمر بنی هاشم می گفتند . در حادثه کربلا ، سمت پرچمدار سپاه حسین (ع) و سقایی خیمه ها اطفال و اهل بیت امام حسین را داشت و در رکاب برادر غیر از تهیه آب ، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیت خاندان حسین (ع) نیز بر عهده او بود و تا زنده بود دودمان امامت ، آسایش و امنیت داشتند .

روز عاشورا سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند . مقتی علمدار کربلا از امام حسین (ع) اذن میدان طلبید حضرت از او خواست تا برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب آب تهیه کند . ابوالفضل به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها که فرات را در محاصره داشتند در گیر شد و دست هایش قطع گردید و به شهادت رسید . عباس مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود .

وقتی به فرات وارد شد با اینکه تشنه بود ، اما به خاطر تشنگی برادرش آب نخورد . شهادت عباس برای امام حسین بسیار نا گوار و شکنند بود . پیکرش در کنار نهر علقمه ماند و سید الشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد . هنگام دفن شهدای کربلا نیز ، در همان محل دفن شد . از این رو امروز حرم ابوالفضل (ع) با حرم سید الشهدا فاصله دارد .

38- عبدالرحمن بن عبدالله ارحبی :

از شهدای کربلاست از همراهان مسلم بن عقیل در کوفه بود . مردی بود شجاع ، موجه و محترم و تابعی . در مکه همراه امام شد و به کربلا آمد . گفته اند در حمله نخست به شهادت رسید .

39- عبدالرحمن بن عبد ربه انصاری خزرجی :

از شهدای کربلاست . وی از اصحاب رسول خدا (ص) بود و پس از رحلت آن حضرت نیز از کسانی بود که به امیر المومنین اخلاص داشت و از آن حضرت قرآن آموخته بود . روز تاسوعا با بریر شوخی می کرد . وقتی گفتند الان چه وقت شوخی است ؟ گفت چرا خوشحال نباشم ؟ میان ما و بهشت جز درگیری با این کافران و شهادت فاصله ای نیست .

40 و 41- عبدالرحمن بن عروه غفاری و عبدالله بن عروه غفاری :

عبدالرحمن و برادرش عبدالله که هر دو در کربلا شهید شدند ، از اشراف و شجاعان کوفه بودند و به خاندان پیامبر عشق می ورزیدند . این دو برادر با هم از کوفه به کربلا آمده بودند . هر دو با هم روز عاشورا از سیدالشهدا اذن پیکار گرفتند و با هم به میدان رفتند . در رفتن به میدان نبرد از هم سبقت می جستند . این دو برادر با هم نیز به شهادت رسیدند .

42- عبدالرحمن بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای کربلا و اولاد عقیل است .

43- عبدالله بن حسن بن علی (ع) :

نوجوان 11 ساله ، فرزند امام حسن مجتبی (ع) که در روز عاشورا ، وقتی دید سید الشهدا بر زمین افتاده ، برای دفاع از عموی به سوی میدان شتافت و در دفاع از عموی مظلومش جنگید و عده ای را کشت و به شهادت رسید . برخی هم نقل کرده اند حرمله ، با شمشیر ، دست او را که در آغوش عمویش حسین قرار گرفته بود قطع نموده همانجا شهیدش کرد .

44 و 45 - عبدالله بن عقیل بن ابی طالب :

از شهدای بنی هاشم در روز عاشورا . عقیل دو پسر داشت که نام هر دو عبدالله بود ، یکی به نام اکبر یاد میشد و دیگری به نام اصغر . هر دو در کربلا با امام حسین (ع) شهید شدند .

46 - عبدالله بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست وی فرزند امیر المومنین و برادر عباس و مادرش ام البنین بود . هنگام شهادت 25 سال داشت .

47- عبدالله بن عمیر کلبی :

جزء اولین شهدا ست که از جبهه امام حسین به میدان رفت . جوانی دلاور از شیعیان کوفه بود . به کوفه آمده و در نزدیکی بئرالعبد خانه ای گرفت و با همسرش به آنجا منتقل شد . وقتی دید عمر سعد ، نیرو آماده و سازماندهی میکند تا از نخیله به جنگ حسین بن علی (ع) در کربلا برند ، به خدا قسم شیفته جهاد با مشرکان بودم . امیدوارم جنگ با اینان که به نبرد فرزند پیامبر می روند ، نزد خداوند کم ثواب تر از جهاد با مشرکان نباشد . پیش همسر خود رفت و نیست خود را با او در میان گذاشت ، شبانه هر دو از کوفه بیرون رفتند و شب هشتم محرم به یاران امام حسین در کربلا پیوستند . همسر او نیز از شهدای کربلا بود . پس از شهادت عبدالله همسرش خود را به بالین او رسانید و خاک از چهره او می زدود که به دست شمر ، یکی از غلامانش به نام رستم با گرزی بر سر اورد و کنار شوهرش به شهادت رسید .

48- عبدالله بن مسلم بن عقیل :

از شهدای بنی هاشم در کربلا ، مادرش رقیه دختر علی علیه السلام بود . گفته اند در حالی که دست بر پیشانی نهاده بود تیری آمد و دست و پیشانی را به هم دوخت . برخی او را هنگام شهادت 14 ساله دانسته اند .

49- عثمان بن علی بن ابی طالب (ع) :

یکی از شهدای کربلا . وی برادر عباس است که مادرش ام البنین و پدرش امیرالمومنین است . در روز عاشورا مجروح شد و بر زمین افتاد و یکی از سپاه ابن سعد او را کشت . هنگام شهادت 21 سال داشت .

50- علی اصغر (ع) :

یکی از فرزندان امام حسین (ع) که شیر خوار بود از تشنگی روز عاشورا بی تاب شده بود . امام خطاب به دشمن فرمود : از یاران و فرزندانم کسی جز این کودک نمانده است . نمیبینید که چگونه از تشنگی بی تاب شده است ؟

در حال گفتگو بود که تیری از کمان حرمله آمد و گوش تا گوش حلقوم علی اصغر را درید امام حسین (ع) خون گلوی او را گرفت و به آسمان پاشید . از این کودک با عنوانها شیرخواره ، شش ماهه ، باب الحوائج ، طفل رضیع و ... یاد می شود و قنداقه و گهواره از مفاهیمی است که در ارتباط با او آورده می شود .

51- علی اکبر (ع) :

فرزند بزرگ سید الشهدا و شبیه پیامبر که روز عاشورا فدای دین شد . مادر علی اکبر لیلا دختر ابی مره بود . در کربلا حدود 25 سال داشت . سن او را 18 سال و 20 هم گفته اند . او اولین شهید روز عاشورا از بنی هاشم بود . علی شباهت بسیاری به پیامبر داشت ، هم در خلقت ، هم در اخلاق و هم در گفتار .

علی چندین بار به میدان رفت و رزم های شجاعانه ای با انبوه سپاه دشمن نمود . پیکار سخت او را تشنه تر ساخت . به خیمه آمد . بی آنکه آبی بتواند بنوشد ، با همان تشنگی و جراحت دوباره به میدان رفت و جنگید تا به شهادت رسید . علی اکبر ، نزدیکترین شهیدی است که با حسین (ع) دفن شده است . مدفن او پایین پای ابا عبدالله الحسین (ع) قرار دارد و به این خاطر ضریح امام ، شش گوشه دارد .

52- عمار بن حسان طائی :

از شهدای کربلاست . وی از شیعیان خالص و از شجاعان معروف بود . از مکه همراه امام به کربلا آمد و در پیش روی آن حضرت به شهادت رسید .

53- عمرو بن جناده انصاری :

از شهدای نوجوان کربلا که پدرش نیز در رکاب سیدالشهدا (ع) شهید شد . این نوجوان چون خواست به میدان رود امام فرمود : پدر این نوجوان کشته شد ؛ شاید مادرش راضی نباشد که به میدان رود . گفت مادرم دستور داده که به میدان روم و لباس جنگ بر من پوشانده است . او که 9 ساله یا 11 ساله بود ، به میدان رفت و رجز خواند و جنگید تا کشته شد .

54- عمرو بن قرظه انصاری :

از شهدای کربلاست عمرو از کوفه آمد و در کربلا ، روز ششم محرم به سید الشهدا پیوست . روز عاشورا جلوی امام حسین ایستاد و تیر های دشمن را با سینه و پیشانی خود به جان می خرید و این گونه از جان امام محافظت می کرد زخم های زیادی بر پیکرش نشست . به امام خطاب کرد که ای پسر پیامبر ! آیا وفا کردم ؟ حضرت فرمود آری تو پیش از من به بهشت میروی . از من به پیامبر سلام برسان و بگو که من در پی تو می آیم و ... افتاد و شهید شد .

55- عون بن جعفر :

از شهدای کربلاست . پسر جعفر بن ابی طالب ( جعفر طیار ) . عون در زمان امام مجتبی و سپس امام حسین از یاوران آن دو امام بود . همراه همسرش در کربلا حضور داشت . روز عاشورا از سیدالشهدا (ع) اجازه گرفت و به میدان رفت . نبردی دلاورانه کرد و به شهادت رسید هنگام شهادت 56 ساله بود .

56- عون بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینب (س) بود که همراه برادر دیگرش محمد در روز عاشورا در نبرد تن به تن با سپاه کوفه به شهادت رسید . عون و برادرش پس از حرکت امام حسین از مدینه ، در پی کاروان راه افتادند و در منزگاه ذات عرق خدمت امام رسیدند .

57- عون بن علی بن ابی طالب (ع) :

از شهدای کربلاست اولین کسی بود که پس از شهادت جمع زیادی یاران امام ، از جمع برادرانش داوطلب رفتن به میدان شد . وقتی برای اذن گرفتن آمد ، برادرش امام حسین (ع) فرمود : آیا آماده مرگ شدی ؟ گفت چگونه آماده نشوم ، در حالی که تو را تنها و بی یاور می بینم !

امام دعایش کرد که برو ، خداوند پاداش نیکت دهد . به میدان رفت ، جنگید و مجروح شد . از هر طرف بر سر او ریختند و او را شهید کردند .

58- قاسط بن زهیر تغلبی :

از شهدای حمله نخست در روز عاشورا . پیرمردی از طایفه بنی تغلب بن وائل بود . او و برادرانش چون خبر آمدن حسین به کوفه را شنیدند ، شب عاشورا خود را مخفیانه به کوفه رساندند . هر سه برادر روز عاشورا به شهادت رسیدند .

59- قاسم بن حسن (ع) :


نوجوان شهید عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) فرزند گرامی امام حسن مجتبی (ع) . روز عاشورا سن او به حد بلوغ نرسیده بود . برای میدان رفتن از امام خویش اجازه خواست . ابا عبدالله چون نگاه به او افکند ، وی را در آغوش کشید و گریست ، آنگاه اجازه داد . قاسم خوش سیما بود . سوار بر اسب شد و عازم میدان گشت . در جنگی دلاورانه به شهادت رسید . هنگامی که بر زمین می افتاد عمویش ابا عبدالله (ع) خود را بر بالین او رساند ولی او در حال جان دادن بود . پیکر او را آورد و کنار شهدای اهل بیت قرار داد .

60- مالک بن عبدالله جابری :

از شهدای کربلاست ، وی و برادرش سیف بن حارث بن سریع ، در کربلا به حسین بن علی (ع) پیوستند و عصر عاشورا ، در لحظاتی که سپاه کوفه به خیمه گاه امام حسین (ع) نزدیک شده بودند ، اجازه میدان گرفته ، جنگیدند و شهید شدند .

61- مجمع بن عبدالله عائذی :

وی از شهدای کربلا در حمله اول است . در مسیر کوفه در منزلگاه زباله به سید الشهدا (ع) پیوست و در رکاب امام به کربلا آمد .

62- محمد بن عبدالله بن جعفر :

پسر حضرت زینت و عبدالله بن جعفر ، که در روز عاشورا در رکاب سید الشهدا (ع) به شهادت رسید . او برادرش عون پس از خروج امام حسین (ع) از مکه میان راه به او پیوستند و در کربلا در نبرد تن به تن با دشمن در محاصره قرار گرفتند و شهید شدند .

63- مسعود بن حجاج :

از شهدای کربلا . وی و پسرش ( عبدالرحمان بن حجاج ) در حمله اول به شهادت رسیدند .

64- مسلم بن عوسجه اسدی :

اولین شهید عاشورا که در حمله نخست به شهادت رسید . پیر مردی بزرگوار از طائفه بنی اسد و از چهره های درخشان کوفه و هواداران اهل بیت (ع) بود . در نهضت مسلم نقش دریافت پول از هواداران و تهیه سلاح برای نهضت را بر عهده داشت . در کربلا از یاران شجاع و فداکار امام بود . سپاه دشمن چون در نبرد تن به تن یارای جنگیدن با او را نداشتند ، او را سنگباران کردند . چون مسلم به زمین افتاد ، رمقی در تن داشت که حسین بن علی (ع) و حبیب بن مظاهر خود را به او رساندند .

65- مسلم بن کثیر ازدی :

از شهدای کربلا در حادثه عاشورا ، از کسانی بود که به قصد حسین بن علی (ع) از کوفه بیرون آمد و نزدیکی های کربلا به آن حضرت پیوست و روز عاشورا در حمله نخست به شهادت رسید .

66- منجح ، مولی الحسین (ع) :

از شهدای کربلاست ، نامش منجح بن سهم و در زمان امام حسن مجتبی (ع) غلام آن حضرت بود . پس از وی غلام سید الشهدا بود . منجح در روز عاشورا پس از نبردی دلیرانه در رکاب مولایش به شهادت رسید و از شهدای اولیه بود .

67- نافع بن هلال :

از شهدای کربلاست . نافع ، بزرگواری دلاور ، قاری قرآن ، کاتب و از حاملان حدیث و از اصحاب امیرالمومنین (ع) بود و در سه جنگ جمل ، صفین و نهروان در رکاب آن حضرت بود . وی از شخصیت های بارز کوفه به شمار می رفت و پیش از شهادت مسلم بن عقیل مخفیانه از کوفه بیرون آمده به استقبال امام شتافته بود ، سپس همراه امام حسین(ع) به کربلا آمد . در کربلا همراه عباس (ع) در آوردن آب به خیمه ها مشارکت داشت . از جمله کسانی بود که در سخنرانی پر شوری وفاداری خویش را نسبت به سید الشهدا ابراز داشت . نافع نام خود را روی تیر های زهر آگین خود می نوشت و همواره با آنها تیر اندازی می کرد . روز عاشورا وقتی تیرهایش تمام شد ، شمشیر کشید و بر سپاه کوفه تاخت ، کوفیان با سنگ و تیر او را مورد ضربه های خود قرار دادند تا اینکه بازویش شکست او را محاصره کرده و زنده دستگیر کردند شمر او را گرفته نزد عمر سعد برد . سپس به دست شمر به شهادت رسید .

68- نعیم بن عجلان انصاری :

از شهدای کربلاست . نعیم از طایفه خزرج بود و دو برادرش از یاران حضرت علی (ع) و از مدافعان آن حضرت در جنگ صفین بودند . او از کوفه حرکت کرد و در کربلا خود را به امام حسین (ع) رساند و در روز عاشورا در حمله نخست شهید شد .

69 - وهب بن عبدالله کلبی :

از شهدای کربلاست ، مادر و همسرش نیز در کربلا بودند و به شهادت رسیدند . وهب که اهل کوفه بود ، در کربلا در رکاب امام حسین (ع) حضور داشت . روز عاشورا پس از حر و بریر به میدان رفت . مادرش مشوق او در رفتن به میدان بود . وقتی پس از مقداری جنگ ، نزد مادر برگشت که : آیا راضی شدی ؟ گفت وقتی راضی میشوم که در رکاب امام حسین (ع) به شهادت برسی . دوباره رفت و جنگید ، همسرش هم رفت و چوبی بر گرفت و به میدان رفت . وهب آنقدر جنگید تا شهید شد .

70- هفهاف بن منهد راسبی :

از شهدای کربلاست . مردی دلیر و تکسوار از شیعیان بصره و از یاران علی (ع) که وقتی خبر حرکت امام را به سوی کوفه شنید از بصره به سوی کربلا حرکت کرد . وقتی رسید که حادثه پایان یافته و با تیغ بر افراد سپاه عمر سعد حمله کرد . عده ای را کشت و خود به شهادت رسید .

71- یزیدبن ثبیط ( ثبیت ) عبدی :

از شهدای کربلاست . وی ده پسر داشت . پس از دریافت نامه سید الشهدا (ع) که خطاب به اهل بصره نوشته بود همراه دو پسرش عبدالله و عبیدالله از بصره خارج آمدند و به علت بسته بودن راه ها با پیمودن بیراهه ها در مکه خود را به امام حسین (ع) رسانده ، به کاروان او پیوستند . روز عاشورا پسرانش در حمله اول و خودش در مبارزه تن به تن به شهادت رسیدند .

72- یزید بن مغفل جعفی :

از شجاعان هنرمند و شاعر شیعه که در کربلا به شهادت رسید . وی در مکه به کاروان حسینی پیوست و با آن حضرت به کربلا آمد و روز عاشورا در پیکار تن به تن با کوفیان ، پس از کشتن عده ای زیادی به شهادت رسید .

منبع:وبسایت دارالشیعه http://darolshieh.blogfa.com




نوع مطلب :
برچسب ها :


جمعه 4 آذر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi
محرم می آید...........

دلها به طپش می افتد وبغض راه گلو را میگیرد وزمانی این بغض میترکد که صدای هل من ناصر ینصرنی .....به گوش میرسد و کاری نمیتوان کرد........

ضربان قلب من یعنی حسین(ع)

بلی محرم می آید.....................

صدای زنگ اشتران وصدای سم وصدای شیهه اسبها کم کم بگوش میرسد.

اشترانی که بر آن محملهائی است که نور از آن محملها به آسمان ساطع میشود......

حضرت زینب (س)وام کلثوم .حضرت سکینه وحضرت رقیه.....

اسبهائی که بیش از چند صد نفر از جوانان بنی هاشمی واصحاب و یاران امام حسین (ع) بر آن سوارند.........

ابوالفضل العباس وعلی اکبر وعون وجعفر و قاسم........

دور محملها را مثل نگین در انگشتر گرفته اند.....

جلودار این قافله عشق کیست؟؟؟

جلودار این قافله کسی نیست جز حضرت ابا عبدالله الحسین(ع)

نوه رسول خدا فرزند علی ابن ابی الطالب (ع)وفاطمه زهرا(س).....

اینها به کجا میروند؟مقصدشان کجاست ؟هدفشان چیست؟اگر به کوفه میروند مگر ندیدن که کوفیان با علی اابن ابی الطالب(ع)چه کردند؟مگربی وفا ئی کوفیان را هم با حسن بن علی(ع)ندیدند؟

جواب واقعا قشنگی داد امام شهیدان ابی عبدالله(ع):اگرباکشتن من دین جدم محمدپا برجا میماند ای شمشیرها بیائیدو......

شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروانِ کربلا دارد حسین

از حریم کعبه ی جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین

می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از اینها حرمت کوی منا دارد حسین

پیش رو راه دیار نیستی کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین

بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی ‌داند عروسی یا عزا دارد حسین

رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا بجائی که کفن از بوریا دارد حسین

بردن اهل حرم دستور بود و سرِّ غیب
ورنه این بی ‌حرمتی ها کی روا دارد حسین

سروران ، ‌پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین

سر به تاج زین نهاده راه ‌پیمای عراق
می ‌نمید خود که عهدی با خدا دارد حسین

او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی‌ وفا دارد حسین

دشمنانش بی‌ امان و دوستانش بی ‌وفا
با کدامین سر کند مشکل دو تا دارد حسین

سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما یکی صورت نما دارد حسین

آب خود با دشمنان تشنه قسمت می ‌کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین

دشمنش هم آب می ‌بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی ‌حیا دارد حسین

بعد ازینش صحنه ‌ها و پرده ‌ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین

ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ‌ئی
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین


دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد
حسین

شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد
حسین

اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ‌ریا دارد
حسین

محمدحسین بهجت تبریزی (شهریار)

منبع :کانون تعزیه خلیل آباد





نوع مطلب :
برچسب ها :


در باره جشنواره :

امروزه وبلاگ،  بعنوان ابزاری قدرتمند، کم هزینه، پرسرعت و فرا ملی توانسته است مورد توجه افکار و سلایق اقشار مختلف بویژه نوجوانان و جوانان قرار گیرد، بصورتی که وبلاگ‌های فارسی در سال‌های اخیر رتبه سوم را در جهان کسب نموده است. بخش اعظم محتوای این وبلاگ‌ها را مسایل اجتماعی- روزنامه نگاری و مسایل شخصی تشکیل می‌دهد. لذا در این عرصه فرهنگی لزوم حضور هر چند بیشتر نیروهای ارزشی جهت نشر و ترویج معارف اسلام عزیز و آرمان‌های والای انقلاب اسلامی بیش از پیش احساس می‌شود و بار تکلیف و مسئولیت این جهاد فرهنگی به دوش کسانی است که در این صحنه می ‌توانند با قدرت قلم خود و نوشته‌های هنرمندانه در قالب داستان، ، طنز، شعر، خبر، تاریخ، ادبیات و بیان معارف دینی و انقلابی گام بردارند. در این راستا فرمایشات مقام معظم رهبری برای دست اندر کاران و متولیان امور فرهنگی بسیارراهگشا و تعیین کننده میباشد . ایشان در جمع طلاب کرمان در تاریخ ۱۱/۲/۱۳۸۴ می فرمایند :

“امروز اینترنت و ماهواره و وسایل ارتباطی بسیار متنوع وجود دارد و حرف ، آسان به همه جای دنیا می رسد . میدان افکار مردم و مومنین ، عرصه کارزار تفکرات گوناگون است .امروز در یک میدان جنگ و کارزار حقیقی قرار داریم. این کارزار فکری به هیچ وجه به زیان ما نیست ، به سود ماست. اگر وارد این میدان بشویم و آنچه را که نیاز ماست -از مهمات تفکر اسلامی و انبارهای معارف الهی و اسلامی  بیرون بکشیم و صرف کنیم، قطعا برد با ماست، لیکن مساله این است که ما باید این کار را بکنیم.”

پایگاه اطلاع رسانی سپاه امام رضا (ع) ،   جهت بهره برداری ازرسانه وبلاگ و نشر و ترویج فرهنگ و تفکر بسیجی و معرفی فعالیت های گسترده این حماسه آفرینان عرصه جهاد و ایثار در زمینه های فرهنگی، علمی، هنری ، سازندگی  و… به عموم بویژه نوجوانان و جوانان که عمده کاربران در اینترنت هستند ، در آستانه هفته مبارک بسیج ، طرح سراسری و فراگیر اچهارمین رزمایش فرهنگی خود را در فضای مجازی برگزار نمود که با استقبال کم نظیر عزیزان بسیجی در سراسر کشور و مواجه گشت .

• موضوعات و محورهای محتوایی جشنواره :

۱- بسیج ،پیشتاز در عرصه های جهاد علمی، فرهنگی، سازندگی و دفاع از ارزش های انقلاب اسلامی

۲- انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی

۳- نقش  مثلث آمریکا، صهیونیسم و آل سعود در مقابله با  خیزش و بیداری اسلامی

۴- انتخابات ، تجلی بصیرت ، حضور مردم ، قانون گرایی و احترام به رای مردم

۵- جنبش وال استریت ، آغاز فروپاشی نظام سرمایه داری آمریکا و غرب

۶- حجاب و عفاف ، ارزش والای زن مسلمان ایرانی

۷- آثار و برکات مسجد در رشد ، بالندگی و پیشرفت مادی و معنوی مسلمانان.

آیین نامه جشنواره :

۱- کلیه علاقمندان و اعضای بسیج اعم از عادی و فعال از هر قشر می توانند در این جشنواره شرکت نمایند.

۲- وبلاگ ها براساس معیارهای شکلی و محتوایی توسط داوران ارزشیابی و انتخاب خواهند شد.

۳- داشتن شمارشگر برای وبلاگ ها الزامی است.

۴- وبلا گ ها می بایست در مقطع زمانی ۲۰ آبان تا ۲۰ آذرماه حداقل دارای ۵ پست مرتبط با موضوعات جشنواره باشند.

۵- سابقه بیش از سه ماه در ایجاد وبلاگ  و بروز رسانی مستمر ازجمله ملاک های موثر در ارزیابی می باشد .

۶- اسامی برندگان جشنواره بمناسبت دهه فجر انقلاب اسلامی در مراسم و همایش بررسی آخرین تحولات فضای مجازی  با حضور وبلاگ نویسان در هر استان اعلام  می گردد.

۷- در جشنواره به وبلاگ های برتر و منتخب جایزه ا هداء شود.

۹- حضور یک نفر با دو وبلاگ در جشنواره بلامانع می باشد.

۱۰- ثبت نام  از بیستم آبان ماه شروع و حداکثر تا ۳۰/۹/۹۰ ادامه خواهد داشت.

۱۱- داوری وبلاگها از ۱۳ آذرماه آغاز و تا ۱۵ دی ماه ادامه خواهد داشت.





نوع مطلب :
برچسب ها :


چهارشنبه 2 آذر 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

خانواده، همین سرپناهی است كه سرشار از عطر لبخندهای من و توست. خانواده، همین شانه‌های مهربانی است كه تكیه‌گاه دلتنگی‌های ناگهانی من و توست. خانواده، آغوش گرمی است كه تمام عمر، پناه لحظه‌های تنهایی است.
خانواده به عنوان مهمترین نهاد اجتماعی در جامعه می‌تواند بنای توسعه منابع انسانی را پایه‌ریزی كند و تكریم این نهاد موجب استحكام این واحد اجتماعی شده است و این در حالی است كه حضور بازنشستگان به عنوان افرادی، با تجربه كه سالها عمر خود را در مسیر خدمت به مردم و سازندگی كشور صرف كرده‌اند نباید فراموش شوند و باید از تجربیات گرانبهای آنان برای ساختن آینده‌ای بهتر بهره برد و جوانان را باید با سوق دادن به سوی این عزیزان به آینده كاری خود امیدوار ساخت.
25 ذی‌الحجه (4 دی ماه) مصادف است با روز «تكریم خانواده و تكریم بازنشستگان»، علت انتخاب این روز شأن نزول آیه «هل اتی» در سوره الانسان كه راجع به خانواده و استحكام پایه‌های آن است عنوان شده است.
گفتنی است این سوره در روز 25 ذی‌الحجه در شأن اهل‌بیت پیامبر(ص) نازل شد كه پس از سه روز روزه و انفاق افطا خود، از طرف خداوند اطعام شدند اما این در حالی است كه در شورای فرهنگی عمومی اتفاق نظر بر این بود كه روز بازنشستگان با یك روز در تقویم رسمی كشور تلفیق شود كه بهترین روز برای این منظور روز 25 ذی‌الحجه یعنی روز «خانواده» بود چرا كه در دین مبین اسلام خانواده یكی از مهمترین اركان جامعه محسوب می‌گردد و پایبندی به خانواده و جلوگیری از بی‌بند و باری و همچنین ارتقای جایگاه و تحكیم بنیان خانواده، از جمله مسائلی است كه به آن سفارش فراوان شده است.
بی‌شك با انجام فرامین دینی اسلام در مورد خانواده و در نظر گرفتن آنها می‌توان تا حد زیادی زمینه سلامت خانوادگی و سعادت و جاودانگی را برای خویش فراهم سازیم.
از طرفی خانواده به عنوان كوچكترین نهاد اجتماعی، آسیب‌پذیرترین گروه در برابر آسیب‌های اجتماعی است به طوری كه اكثر مشكلات و آسیب‌ها ابتدا در خانواده بروز پیدا می‌كند و در صورت عدم پیشگیری و برخورد ناصحیح با آنها، به درون جامعه نیز رسوخ می‌كند و در این شرایط دشوار، دیگر نمی‌توان به راحتی مشكلات و آسیب‌ها را كنترل كرد.
گفتنی است در راستای بهره‌مندی از تجربیات گران‌بهای افراد با تجربه (بازنشستگان) كه سالهای خود را در راه سازندگی كشور صرف نموده‌اند و همچنین جامعه، برای ساختن آینده‌ای بهتر از این قشر بهره‌مند بوده است، سالیانه همایش‌های گوناگونی در جهت تكریم خانواده و تجلیل از بازنشستگان برگزار می‌شود كه متأسفانه خلأ چنین همایش‌ها و پاسداری‌ها از این قشر به روشنی مشاهده می‌شود.
به راستی چه كسی جز گنجشكان حیاط، به بهانه نان ریزه‌ای، ضربه به پنجره تنهایی آنها خواهد زد و احوال‌پرس لحظات پیر و فرتوتشان خواهد شد، آن هم به پاس آن همه تلاشهای بی‌منت برای آنانی كه قدر نمی‌دانند...





نوع مطلب :
برچسب ها :



به گزارش پایگاه اینترنتی بسیج به نقل از روابط عمومی سازمان بسیج جامعه پزشكی كشور،متن این بیانه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
پنجم آذر ماه یادآور فرمان تاریخی معمار كبیر انقلاب، مبنی بر تشكیل مردمی ترین نهاد اسلامی است؛ نهادی كه عقبه تاریخی آن به درازای تاریخ ظلم ستیزی، توحید مداری ،اخلاق و اخلاص نوع بشر است و بر اساس همین تعریف ،تفكر بسیجی محصور به یك جغرافیا ودین نیست. الگوی بسیجیان عصر حاضر حضرت روح الله (ره) و خلف صالح او امام خامنه ای است و بسیجیان بصیر ،توانسته اند با تأسی به این مظاهر علمی در دهه چهارم انقلاب و در روزگار پر طلاتم ((تأویل)) علاوه بر حفظ روحیه انقلابی ،پیشتاز عرصه های علمی فن آوری ،سازندگی و فرهنگی باشند.بر همگان با هر گرایش سیاسی این گفته اثبات شده كه امروزه بسیج و بسیجی به عنوان تضمین آینده انقلاب و قابل اتكاترین پشتوانه نظام مقدس جمهوری اسلامی است؛ از همین روست كه دشمنان قسم خورده اسلام و نظام در گذشته با حربه جنگ مسلحانه و ترورهای كور و امروز با توسل به ابزارهای جنگ نرم به دنبال مخدوش نمودن جلوه نورانی بسیج هستند.
بسیج جامعه پزشكی، متشكل از آحاد اعضاء متعهد و تلاشگر جامعه پزشكی كشور از ،خانه های بهداشت روستاها گرفته تا سطوح مسئولیتی در وزارت بهداشت و درمان و كمسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی ،همواره متعهد به آرمانهای والای انقلاب اسلامی بوده و در دوران پس از دفاع مقدس میكوشند با حفظ و ارتقاء پایه های اعتقادی ،معنوی و علمی خود در جای جای حوزه سلامت كشور ،الگویی عملی از ایثار،حس نوع دوستی و خدمت رسانی بی منت را به منصه ظهور برسانند.
بسیج جامعه پزشكی كشور ،ضمن گرامیداشت این هفته مقدس وعرض تبریك این ایام به همه بسیجیان به خصوص همكاران خدوم خود در جامعه پزشكی كشور یاد و خاطره شهدای مظلوم بسیج به خصوص شهدای جامعه پزشكی را گرامی داشته ودر محضر این سپیدجامگان آسمانی بار دیگر با خدای خود پیمان میبندیم كه درصیانت از دستاوردهای انقلاب و دفاع از حریم ولایت و ارزش های اسلامی ،لحظه ای از پا نخواهیم نشست.


سازمان بسیج جامعه پزشكی كشور





نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 29 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

انا لله وانا الیه راجعون...


با نهایت تاثر و تاسف مطلع شدیم که استاد گرانقدر و عزیز تعزیه ایران، علی ترابی دعوت حق را لبیک گفت و به دیدار معبود خویش شتافت.

این ضایعه اسفناک را خدمت خانواده بزرگ تعزیه تسلیت و تعزیت عرض می کنیم و برای آن مرحوم رحمت و مغفرت و برای بازماندگانش اجر و صبر جزیل مسئلت می داریم.روحش شاد

مراسم تشییع آنمرحوم بزرگوار امروز یکشنبه 29/8/90 ساعت 10 صبح در بهشت زهرای تهران

منبع:پایگاه اطلاع رسانی حسینیه حضرت ابوالفضل (ع)قودجان





نوع مطلب :
برچسب ها :


دو دقیقه پیش از نیمه شب یکشنبه، هفت میلیاردمین آدم جهان در فیلیپین به دنیا آمد. دانیکا، این نوزاد دختر فیلیپینی سمبل معضل جدی انفجار جمعیت جهان و نگرانی از کمبود منابع کافی در آینده است.

دو دقیقه به نیمه شب یکشنبه مانده بود که او پای در این جهان گذاشت، نوزاد دختری کنوچک با پوستی چین خورده که فرزند خانواده ای فقیر در مانیلا، پایتخت فیلیپین است. دانیکا دیروز به دنیا آمد تا به عنوان سمبل جهان هفت میلیارد نفری، نگرانی های ما را نسبت به انفجار جمعیت در کره زمین بیشتر کند.



دانیکا می کاماچو، در بیمارستانی عمومی و شلوغ متولد شد و با کیکی شکلاتی که رویش نوشته شده بود «هفت میلیارد فیلیپین» و یک کوپن برای دریافت کفش های رایگان مورد استقبال قرار گرفت. تولد دانیکا با انفجار فلش های دوربین های خبری و سخنرانی های مقامات محلی همراه بود. البته، این مراسم استقبال بیشتر از آنکه به انگیزه و تحریک پدیده ای جمعیت شناسانه باشد، سمبلیک بود.

در میان میلیون ها مرگ و تولدی که روزانه در سراسر جهان اتفاق می افتد، مشخص کردن دقیق اینکه هفت میلیاردمین ساکن زمین جا و کی به دنیا آمده غیرممکن است ولی سازمان ملل متحد روز دوشنبه را برای برگزاری یک سلسله مراسم بزرگداشت رسیدن جمعیت جهان به هفت میلیارد نفر برگزید و در اقدامی نمادین چند نوزاد که در نخستین دقایق این روز در گوشه و کنار جهان به دنیا آمدند به عنوان «هفت میلیاردمین آدم» جهان اعلام شدند. در این فهرست هفت نوزاد از هند که یکی از پرجمعیت ترین کشورهای جهان است و نوزادان دیگری در روسیه و چین به چشم می خورند. دانیکا نخستین این نوزادان بود که دو دقیقه پیش از نیمه شب یکشنبه در بیمارستان یادبود خوزه فابلا در مانیلا فیلیپین به دنیا آمد. دکترها می گویند تولد دانیکا آنقدر به دوشنبه نزدیک بود که بتوان آن را در روز دوشنبه خواند.



جمیله گالورا، مادر دانیکا، نوزاد 5/2 کیلوگرمی اش را که در آغوش گرفت زیر لب گفت: «خیلی زیبا و ناز است.» دانیکا که تقریبا یک ماه زودتر از موعد به دنیا آمده است، دومین فرزند گالورا و فلورانته کاماچو، شوهر او است. فلورانته که راننده است، به زحمت و با درآمدی اندک سرپرستی از خانواده اش را برعهده دارد.

دکتر اریک تایاگ، از وزارت سلامت فیلیپین بعد از تولد دانیکا گفت که این نوزاد با هشداری جدی چشم به جهان گشوده است. وی می گوید: «هفت میلیارد عدد کمی نیست و ما باید به جد درباره این وضعیت بیندیشیم. باید بر این مساله مهم متمرکز شویم که آیا غذا، آب سالم، سرپناه، امکانات آموزشی و زندگی آبرومند برای هر یک از این کودکان وجود خواهد داشت یا نه و اگر پاسخ منفی باشد، بهتر آن خواهد بود که به این انفجار جمعیت جدی تر فکر کنیم و از رشد سرسام آور جمعیت جلوگیری کنیم.»

در فیلیپین مسئله کنترل زاد و ولدو جلوگیری از آبستنی مسئله ای مهم و مورد بحث است. دولت این کشور از برنامه ای حمایت می کند که راه های گوناگون جلوگیری از آبستنی را دربر می گیرد. ولی از سوی دیگر، کلیسای کاتولیک این کشور که از قدرت و نفوذ زیادی هم برخوردار است، سرسختانه با جلوگیری از آبستنی مخالفت می کند.



کاماچو که مثل شوهرش کاتولیک است، می گوید که از موضع کلیسا آگاه بوده ولی با این همه تصمیم گرفته است که یکی از راه های جلوگیری از آبستنی را آغاز کند. وی می گوید: «تعداد بی خانمان هایی که هر روز در خیابان می بینیم روز به روز بیشتر می شوند. وقتی آنها را می بینم اذیت می شوم، چون من غذایی برای خوردن دارم ولی شاید آنها نداشته باشند.»

جمعیت شناسان می گویند تا سال 1804 طول کشید تا تعداد ساکنان کره زمین به یک میلیارد برسد و یک قرن بعد از آن هم در سال 1927 این تعداد به دو میلیارد رسید اما قرن بیستم با انفجار جمعیت همراه بود و جمعیت جهان در سال 1959 به سه میلیارد، در سال 1974 به چهار میلیارد، در سال 1987 به پنج میلیارد و در سال 1998 به شش میلیارد رسید. انتظار می رود این روند با سرعت حتی بیشتر ادامه یابد و در آینده ای نزدیک معضل گسترده کمبود منابع غذایی و آب سالم ساکنان کره زمین را تهدید کند.



منبع: روزنامه هفت صبح



نوع مطلب :
برچسب ها :


یکشنبه 15 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

عید قربان، تجدید خاطره عشق و ایثار

عید قربان، روز ثبوت و اثبات عشق و تسلیم است. روزی است که انسان در برابر معشوق، هیچ بودن همه چیز را می پذیرد، خود و همه چیز را فدای او می کند و «تعبّد» را که نتیجه عرفان، شهود و دیدن یار است، به معرض دید می گذارد. امروز باید به گونه ای عمل کنیم و به نوعی از آزمایش و امتحان به درآییم که ابراهیم علیه السلام وار و اسماعیل علیه السلام وار عشق و تسلیم را به نمایش بگذاریم. امروز باید خاطره عشق و ایثار حضرت ابراهیم علیه السلام و حضرت اسماعیل علیه السلام و حضرت هاجر علیهاالسلام را تجدید کنیم. امروز باید معلوم شود که عشق و ایمان ما، در چه مرتبه ای و آروزی وصل در چه حدی است و تا چه اندازه ای به تعبد و تسلیم دست یافته ایم.

محو جمال یار

ابراهیم علیه السلام هنگامی که از آزمایش های پی درپی کامیاب به درآمد و به خوبی آنها را به پایان رساند، به مقام «امامت» نایل شد. هنگامی که در «منا»، در قربانگه یار، قربانی خویش را حاضر کرد و سراپا تسلیم محض و سرشار از عشق و تعبد شد، دل از غیر دوست برداشت و محو جمال و دیدار یار شد:

چنان پر شد فضای سینه از دوست که فکر خویش گم شد از ضمیرم

در اینجا که با عشق، ایثار و تسلیم ذبیح خود، اسماعیل را فدا می کرد، از جانب معبود، ندا آمد که: هان ای ابراهیم، به خوبی امتحان دادی و اکنون «فدیه»ای که برایت فرستاده ایم قربانی کن که بیش از این از تو نمی خواستیم.

تمرین عشق و تعبد

امروز ما مسلمانان با رفتن به قربانگاه و قربانی کردن، این سنت خلیل علیه السلام را تجدید می کنیم و نیز عشق، تسلیم و

تعبّد را به مرحله عمل و آزمون می گذاریم و هنگام قربانی کلماتی را که ابراهیم خلیل علیه السلام در حال قربانی زمزمه می کرد، ما نیز خلیل آسا بر زبان می رانیم و عاشقانه می گوییم: بار خدایا، همچنان که از ابراهیم، خلیلت، و موسی کلیمت و محمد حبیبت، قبول کردی، این قربانی را از ما بپذیر.

سربریدن انانیّت ها

امروز، با سربریدن قربانی، تمام «انانیّت»ها و هواها را سر می بریم و از هر آنچه غیر خداست می بریم و چشم امید و طمع، از غیر او می بندیم. امام معصوم علیه السلام به «شِبلی» فرمود:... هنگامی که قربانی خویش را ذبح می کردی، آیا بدین نکته آگاه بودی که گلوی طمع را می بری؟ و آیا به این حقیقت توجه داشتی که به ابراهیم خلیل علیه السلام اقتدا کرده و فرزند عزیزت را به قربانگاه دوست آورده ای تا فدای معشوق کنی؟ شبلی گفت: نه توجه نداشتم.... فرمود: پس قربانی نکردی!

عید قربان در کلام امام خمینی(ره)

«فرا رسیدن عید بزرگ اسلامی قربان را به همه مسلمین تبریک عرض می کنم، عیدی که انسان های آگاه را به یاد قربانگاه ابراهیمی می اندازد؛ قربانگاهی که درس فداکاری و جهاد را در راه خدای بزرگ به فرزندان آدم و اصفیا و اولیای خدا می دهد... این پدر توحید و بت شکن جهان به ما و همه انسان ها آموخت که قربانی در راه خدا پیش از آن که جنبه توحیدی و عبادی داشته باشد جنبه های سیاسی و ارزش های اجتماعی دارد. به ما و همه انسان ها آموخت که عزیزترین ثمره حیات خود را در راه خدا بدهید و عید بگیرید. خود و عزیزان خود را فدا کنید و دین خدا را و عدل الهی را برپا نمایید.»

قربانگاه تجلی اسم جلال قهار

کعبه جلوه گاه قدرت و جلال الهی و مرکز عشق و ایمان است و قربانگاه، تجلّی اسم قهار حق. کعبه جایگاه همدلی و وحدت، و قربانگاه نمایش قدرت و توان آن وحدت است. کعبه به دور دوست گشتن و قربانگاه از خودگذشتن است. کعبه به گرد شمع یار پریدن و قربانگاه از غیر یار بریدن است. کعبه به معشوق پیوستن و قربانگاه از غیر او گسستن است.

قربانی از منظر امام صادق علیه السلام

امام صادق علیه السلام در پاسخ پرسشی، در مورد فلسفه قربانی فرمودند: با اولین قطره ای که از خون قربانی بر زمین می چکد، صاحب آن قربانی آمرزیده می شود، و این بدان جهت است که معلوم شود که چه کسی بدون چون و چرا و از سر عشق و تسلیم، اطاعت می کند. خدا فرموده است: از گوشت و خون قربانی به خدا نمی رسد، بلکه آنچه به حساب خدا در می آید، تقوای شماست. بنگر که چگونه قربانی هابیل پذیرفته و از آنِ قابیل مردود شد؟

نکاتی درباره قربانی

ـ حکمت انجام دادن قربانی، تقرب قربانی کننده به سوی خدا و تعالی و تقوای اوست. بنابراین، قربانی آنگاه پذیرفته است که با تقوا انجام گیرد و روح این عمل تقوا باشد.

ـ سرّ قربانی، طبق بیان نورانی امام سجاد علیه السلام این است که حج گزار و قربانی کننده با تمسک به حقیقت پرهیزگاری، گلوی دیو طمع را بریده، او را بکشد. بنابراین، صرف ذبح گاو و گوسفند و یا نحر شتر و رها کردن آنها بدون توجه به فلسفه قربانی، مایه تعالی حج گزار نخواهد بود. از این رو شایسته است قصد او از این عمل، کشتن دیو درونی و ذبح طمع و تمنیات باشد.

قربانی های امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام از همان آغاز حرکت خود از مدینه به مکه در سال 60 هجری، قصد عمره مفرده داشت و اصلاً قصد حج تمتع نکرد. به هر حال، آن حضرت اگر چه به منا نرفت، لیکن قربانی های گرانقدری داد و نیز وجود مبارک خویش را فدا کرد تا مکه و منا بماند. از این رو، امام سجاد علیه السلام در شام خود را فرزند مکه و منا معرفی فرمود. بنابراین، کسی که جانش را فدای دوست کرد، او از منا و عرفات ارث می برد. از این رو، همه شهدا و راهیان راه امام، وارثان عرفات و مشعر و منایند؛ زیرا اهدای جان و فدا کردن فرزند، انسان را وارث اسرار منا می کند، نه صرف حضور جسمانی در منا و قربانی کردن گوسفند و مانند آن.

درس های عید قربان

قربانی کردن در روز عید، زنده نگه داشتن روح ایثار پدران و تسلیم بودن فرزندان را به ما می آموزد. عید قربان، مقدم داشتن وظیفه را بر غریزه به ما یاد می دهد و این که چگونه حضرت ابراهیم علیه السلام خشنودی خداوند و تکلیف را بر تمایلات شخصی و غریزه فرزند دوستی خود مقدم داشت. لذا باید این روز مبارک را عید گرفت.

مبارزه با شیطان

ما مسلم و برنامه ما قرآن است ملیت ما به پایه ایمان است
عیدی که برای ما پسندیده خدا فطر است و غدیر و جمعه و قربان است

عید قربان، عیدی است که باید تسلیم بودن و انقیادکامل را در برابر مولا به منصه ظهور رساند و در این رستاخیز عظیم، که عید بزرگ مسلمانان است، به شکرانه توفیق در انجام دادن مناسک حج و پیروزی در مصاف با شیطان، آخرین ذرات باقیمانده از تعلقات غیرخدایی را در قربانگاه ذبح کنیم و این روز بزرگ را جشن بگیریم.





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 14 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

http://www.snn.ir/pic/13900807046_201142005e.jpg

... اگر تمام فشارها و حرکات تروریستی علیه انقلاب را در کل 30 سال یک طرف بگذارید و جنایات این دولت‌های غربگرای دیکتاتوری عربی را یک طرف، باز هم آدم متعجب می‌شود از شدت خشونت جمهوری اسلامی! چقدر کرامت و بزرگواری.

گروه سیاسی «خبرگزاری دانشجو»- علی اللهیاری؛ رها می‌کنیم یک دفعه و حتی خیلی زود. ابعاد مختلفش را نمی‌کاویم. به یک تحلیل که می‌رسیم، تعمیقش نمی‌کنیم. در فلان بعد ماجرا این تحلیل چطور بروز می‌یابد؟ از منظر و زاویه‌ای دیگر نگریسته شود چه؟ یک موضوع، غیر از استفاده سیاسی‌اش، می‌تواند درسی اجتماعی، خانوادگی و حتی فلسفی هم داشته باشد؟ می‌توان با یک فلسفه، تاریخ مناسب آن را بهتر شرح داد؟ چرا از همه ظرفیت‌های ماجراها استفاده نمی‌کنیم؟ همین ماجراهای انقلاب‌های منطقه را ببینید! هر کدامشان را می‌شود از صدها بعد و جهت بررسی کرد. مثلا من ندیده‌ام که یک تحلیل مفصل و جدی درباره ساختارهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشورها و میزان خشونتی که دولت‌های غرب‌گرایشان برای سرکوب استفاده کردند، ارائه شود. این تحلیل قطعا درس‌های فراوانی دارد. هم برای ما و هم برای مسلمانان جهان و هم برای آزادگان جهان! 
 
لیبی هزاران نفر را با توپ و تانک و هواپیما می‌کشد، در مصر صدها نفر کشته می‌شوند، در یمن و بحرین و تونس حتی سوریه هم! مگر چه اتفاقی افتاده است؟ یعنی در یک مدت کوتاهی حجم عظیمی از مردم کشته می‌شوند. چرا این اتفاق می‌افتد؟ دیکتاتورهایی که سالیان دراز تمام حکومت را ظاهرا با قدرت در اختیار داشتند، مورد حمایت کامل آمریکا، غرب، عربستان و تمام دیکتاتورهای عربی بودند، علیه تظاهرات مردمی که به جایی هم متصل نیستند و منبع مالی و سیاسی جدی ندارند، این طور مذبوحانه درمانده می‌شوند. درماندگی‌شان را هم با خشونت وحشیانه‌ای اعمال می‌کنند و البته آمریکا، عربستان، اروپا هم از این جنایت‌ها حمایت کامل و وقیحانه‌ای می‌کنند.
 
حالا نگاهی به جمهوری اسلامی بیندازید! یک مقایسه ساده بین شرایط جمهوری اسلامی و واکنش به مسائل با شرایط این دولت‌ها و واکنش‌هایشان؛ مثلا به فتنه سال 88 نگاه کنیم. انتخاباتی برگزار شده، یک دیکتاتور بی‌آبرو، وقتی می‌بازد، تمام رای 40 میلیونی را زیر سوال می‌برد و هوادارانش را به خیابان می‌کشاند، آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و کل اروپا، عربستان و کل دیکتاتورهای عرب هم تمام قد به حمایت کامل از او می‌پردازند. پشتیبانی مالی، سیاسی، تبلیغاتی و رسانه‌ای تا حتی پشتیبانی امنیتی-نظامی؛ هدف یک فرد نیست! ماجرا، حرکت باسرعت تا سرنگونی جمهوری اسلامی است.
 
این طرف چه اتفاقی افتاده است؟ یک نظامی هست که یک رهبر الهی دارد و پشتوانه مردمی مستمر و بسیار شگفت آور! یک اقتصاد معمولی، سیاستمداران غرب زده و بزدل و ترسو هم که کم ندارد! دانشگاهیان مرعوب و بی‌سواد نیز! رسانه‌های ناکارآمد و حتی خائن! و البته یک فرهنگ غنی و پر بنیه؛ اما آن سو تمام قوای مادی متحد شده‌اند. اکثر دولت‌های جهان، زورمندان و صاحبان غول رسانه‌ای، آنهایی که خود را ابرقدرت می‌نامند، هجمه سنگین رسانه‌ای و تبلیغاتی، حجم بی‌نظیری از فعالیت‌های سیاسی، حضور با تمام قدرت دستگاه‌های اطلاعاتی امنیتی جهان، و موارد بسیاری از فکر و برنامه‌ریزی‌های شبانه‌روزی و بلند مدت که ما هنوز بی‌خبریم از ابعادش.
 
اما چه اتفاقی می‌افتد؟ این نظام می‌آید جلوی این هجمه عجیب و همه‌جانبه می‌ایستد! با چه آرامش و متانت عجیبی هم می‌ایستد. هول نمی‌شود، خود را گم نمی‌کند، حتی وقتی که خیلی از آنها که خودخواص‌پنداری دارند و باید باری از دوش انقلاب برمی‌داشتند، اما خود غده‌ متعفنی بر دوشش شدند، کم آورده و ترسیده بودند.
 
فقط بیایید خشونت و میزان کشته‌های انسانی را ببینید. چقدر کشته داده شد؟ 40 و خورده‌ای! بیش از نصفشان هم یا بسیجی‌اند یا مردم عادی که رهگذر بوده و مورد حمله تروریستی قرار می‌گیرند. بعد تمام بوق تبلیغاتی مستکبرین و گروهک سبز نمی‌تواند لیست 72 تا جنازه را درست کند! هی شهیدانشان زنده می‌شوند، دروغی از آب در می‌آید، جنازه 6 سال پیش را جا می‌زنند! با خباثت بی‌نظیر در ختم آدم زنده شرکت می‌کنند.
 
اتفاقی که افتاده خیلی مهم است! اصلا نمی‌فهمیم چقدر بزرگ است. در 8 ماه مبارزه تمام عیار و سنگین با‌ امکانات همه دنیا (آمریکا، اروپا، عربستان و ...)، با ارفاق کمتر از 20 نفر کشته از مخالفین! بعد کشورهای دیکتاتور عربی با وجود همه حمایت دنیا (آمریکا، اروپا، عربستان و...) و مخالفان بی سازماندهی و به ظاهر بی‌پشتوانه از لحاظ مسائل مادی، این افتضاح را در مدت کوتاهی می‌آفرینند! یعنی ظرف چند روز این همه خشونت؟ تازه فتنه 88 یکی از موارد بسیاری است که جمهوری اسلامی به خود دیده است.
 
این یک مثال بود. به نظرم تمام فشارها و حرکات تروریستی علیه انقلاب را در کل 30 سال یک طرف بگذارید و جنایات این دولت‌های غربگرای دیکتاتوری عربی را یک طرف، باز هم آدم متعجب می‌شود از شدت خشونت جمهوری اسلامی! چقدر کرامت، بزرگواری، آرامش، لطافت و مهربانی؟ تمام حوادث این 30 سال و اندی را با چنان درایتی و کمترین هزینه مادی و معنوی مدیریت کرد، که باور کردنی نیست.
 
هزاران پروژه تحقیقاتی و پایان‌نامه باید درباره این قدرت و مانور شکوهمند جمهوری اسلامی نوشته شود. هم از بعد اجتماعی و جامعه شناختی و فرهنگی، هم امنیتی، نظامی، سیاسی و...! خیلی ماجرا بزرگ است! شاید قرن‌ها بگذرد کمی از بزرگی و تاریخ‌ساز بودن رفتار جمهوری اسلامی شناخته شود.
 
ریشه این تفاوت عظیم را غیر از منابع معنوی (اسلام ناب محمدی، آرمان‌های امام روح الله، رهبری گرانقدر، مردمی مومن و مقاوم) باید به سالیان دراز تجربه‌ مقاومت پس از انقلاب علیه توطئه‌های مستکبرین در حوزه‌های مختلف سیاسی، امنیتی، اجتماعی، فرهنگی و غیره دانست.
 
تجربه‌ای که بشدت جمهوری اسلامی را قدرتی بی نظیر کرده است؛ قدرتی که نه تنها دیکتاتورهای مزدور آمریکایی کشورهای عربی، فاقد آنند، بلکه حتی خود کشورهای اروپایی چون فرانسه، انگلیس، ایتالیا و اسپانیا نیز در آشوب‌های اخیر اروپا نشان دادند، توان مدیریت بحران را ندارند.
 
این تجربه قطعا بدون یک ایدئولوژی توانمند و نیز حمایت قلبی و اعتقادی مردمی وفادار و صبور - حتی فراتر از مرزهای ایران -، هیچ فایده‌ای نخواهد داشت؛ دو فاکتوری که مزدوران عربی و تمام دولت‌های آمریکایی و اروپایی از آن بی‌بهره‌اند؛ این عاملی است که انقلاب اسلامی را تنها قدرت واقعی جهان ساخته و آینده‌ جهان، آینده‌ای درخشان برای بشریت در سایه آرمان‌های انقلاب اسلامی است.
 
آری برادر! درود بر جمهوری اسلامی! 

منبع: خبرگزاری دانشجو




نوع مطلب :
برچسب ها :


 

مظلومى آل مرتضى پیدا شد

در كوفه دوباره محشرى بر پا شد

مهمان غریب كوفه را دریابید

زیرا كه اسیر فتنه اعدا شد

كفن پوش عشق

مى بینمت اى سفیر سفر انقلاب كه سفارتت را آغاز كرده اى ، دعوتى كه هیجده هزار دعوتنامه داشته است ، و در بیابانهاى تفدیده ، راه مى سپرى و پرچم فراز مند نهضت ازاد یبخش حسین علیه السلام را بر دوش مى كشى و نستوه و استوار، با طنین گامهاى قهرمانانه ات ، سكوت سرد و مرگ افزاى چندین ساله تاریخ اسلام را درهم مى شكنى .

جوانمردى ، وفا، و دریا دلى به تو ایمان آورده اند و ارزشها، هرگز، پاسدارى ، پایدارتر از تو ندیده اند.

ان شب ، كه با غافلگیرى و ترور عامل دشمن ، فقط و فقط براى ارزشها، به مخالفت برخاستى ، همه خصلتهاى آسمانى ، بنده ارزش خرید تو شدند. ارى وفا از اینكه چون توئى را در كوفه ، شهر بى وفایان ، در كوى بى وفایى مى دید، شرمسار بود و این ازرم را كه از حضور وفا مردترین یار اباالاحرار در ان خلوت خالى از مردانگى و غیرت ، احساس مى كرد نمى توانست پنهان كند.

اى الگوى بزرگ مقاومت ، اى اسوه صبر و استوارى ، از ان لحظه هاى خون و خشم ، شمشیر و تكبیر، و رویاروئى نا برابر نور و ظلمت چه بگویم كه كار و كارزار از جنگ تن به تن گذشته بود و تبدیل به جنگ تن به تن ها شده بود.

رزم حماسه آفرین تنى تنها و دور از دیار با تن ها و گرگهایى تا دندان مسلح ، با نگهبانان اشرافیت و حافظان شیطان .

عدالت بر خود، لحظه اى غم افزاتر از آن هنگام تنهایى تو در آن هنگامه خون و آتش ، ندیده است . دلهاى همه خدا پرستان ، از ان روز و دقیق تر بگویم از آن شب ، خانه تو شد، (از آن شب ) كه بر درگاه خانه آن زن و در جواب سئوالش ‍ نالید كه : من در این شهر، خانه اى ندارم .

هنوز و هماره ، خونرنگى شفق ، از شرمگینى ان شامگاهان است ، ان شام شوم و آن شب تا ابد سیاه كه در كوچه هاى شهر هیجده هزار دعوتنامه اى ، تنها ماندى و از هیچ پنجره اى ، نورى ، هر چند نا چیز، سوسو نمى زد.

هر وقت به ان تنهایى تاریخى ات فكر مى كنم و ان خاطره غمبار را یاد مى اورم به این نتیجه مى رسم كه غمى كه هر غروب را مى اكند، غم توست و غروب ، ائینه دار غصه هاى توست ، و ابهام راز الودش از سر گذشت تو نشئت گرفته است .

اى عارف عرفه ، اى شاهد عرصات ، اى سفیر ثوره واى شهید عرفات .

اى فرستاده فرزانه حسین علیه السلام ، به تنهائیت در كوچه هاى تنگ و تاریك و مالا مال از آتش و دود كوفه سوگند دلهایمان ، دشتهاى وسیعى است كه در ان ، الاله هاى سرخ و شقایقهاى ارغوانى عشق تو و مولاى تو، روئیده است . مسلم تو از بام قصر قساوت بر زمین نیفتادى . هرگز، كه در دلهاى ازادگان و عدالت دوستان و ظلم ستیزان جاى گرفتى ، تو به میهمانى دلهاى عاشق رفتى و قلبهاى مومنى كه عرش الرحمان گفته شده اند، جایگاه توست اى عبد صالح رحمان .

مى بینمت بر تارك تاریخ ، بشكوه ایستاده اى و قامت خونینت از زخمهاى كشیده شدن پیكرت بر سنگفرشهاى كوفه ، ستاره باران است . سنگفرشهاى كوى و برزن كوفه ، وقتى با بدن مطهرت مماس بودند، بر عرش ،پهلو مى زدند، دیگر سنگفرش نبودند بلكه سنگ عرش شده بودند.

تمام ابهاى جهان و بى كرانگى اقیانوسهاى زمین ، وآمدار و شرمسار ان لحظه اب خواستن و ابخوردن تو هستند. تا، لب گذاشتى ، ظرف اب ، بحر احمر شد و ظرفیت و گستره وجود تو را به حكایت نشست .

اه چه بگویم ؟ كه مى بینم از بام دارالاماره و از سر دار، بر سرداران جهان ، امارت مى كنى و هر جا حق طلب و ظلم ستیزى است مسلم تو شده است .

چاه ها چاله هاى انباشته از آتش و شمشیر، گواه روشنى است . بر این حقیقت آفتابى كه تو آفتابى و تسلیم ، تسلیم توست . اى سلم بزرگ ؛ عزت و شرف ، بندگان مودب استان رفیع تو هستند و در قدمت به خاك ادب افتاده اند.

اى شهید پیشتاز كربلا، هنوز، عطر دل انگیز ان سلام ملكوتى كه به عنوان حسین علیه السلام فرستادى در فضاى آسمان فتوت ، برادرى و انسانیت ، با مشام جان استشمام مى شود و روح را روحانیت و طور سیناى سینه ها را طراوتى تازه مى بخشد.

به سلام قسم ،... الملك القدوس السلام ... سلامى دل انگیزتر از سلام تو در حافظه تاریخ نیست . سلامى از اسلام ناب یك مسلم .

تو از كوه استوا ترى و استوارى عكس برگردان ضایع و كمرنگى است از تو، از همان ایستادن بر بام و به سلام .

اه ... باز هم اه ... از این غم ، كه براى عاشقانت ، هممین یك غم كافى است تا هیچ گاه به سرور ننشینند، غم جانكاه ان لحظه كه امام نازنین نازدانه ات را بر زانوى مهر نشاند و دیگر دختركان كاروان ، نگاه معنى دار و غم الودى به یكدیگر كردند و لب گزیدند.

دست مهربان و نوازشگر امام كه بر سر دختر تو كشیده مى شد، اعلامیه اى بود، اعلامیه وصال مسلم به ملكوت تو در عرفه شهید شدى تا دعاى ، عرفه مولى الكونین را تفسیر كنى و حماسه مسلم بودن و تسلیم نشدن را بیافرینى .

سفیر حسین علیه السلام

آنشب كه شهر كوفه در اشوب غم بود

نامه نگاران را قلم تیغ ستم بود

آنشب كه عروس حجله شب شعر میخواند

اشعار غم با واژه هاى بكر میخواند

آنشب زمین از پرده دل ناله میزد

داغ شقایق را به قلب لاله میزد

آنشب حكومت بود سر تا پا نظامى

حامى یك مامور جلبش صد حرامى

در كوچه اى مرد غریبى راه میرفت

از بى پناهى در پناه اه میرفت

مرغ دلش گاهى هواى یار میكرد

از خستگى گه تكیه بر دیوار میكرد

در كارگاه لب درنا سفته مى سفت

اسرار دل را این چنین با باد میگفت

اى باد صرصر همتى چون وقت تنگ است

چرخ زمان ابستن اشوب جنگ است

دارم بتو من دست استمداد اى باد

چون هستیم را داده ام بر باد اى باد

اینك كه در این شهر دلدارى ندارم

تنهاى تنها هستم و یارى ندارم

از من ببر در نزد دلدارم پیامى

زیرا كه غیر از او ندارم من امانى

از قول من بر گو تو با نور دو عینم

فرزند دلبند على یعنى حسینم

مولاى من از كوفیان قطع نظر كن

كوفه میاعزم سفر جاى دگر كن

مولاى من جان رسول الله برگرد

دانم كه در راهى ولى زین راه برگرد

اینان كه بر لب نعره تكبیر دارند

جاى وفا زیر عبا شمشیر دارند

شمشیرها شان بهر قتلت تیز گشته

پیمانه ها شان از ستم لبریز گشته

با سنگ و تیر و نیزه ها شان میزبانند

آماده از بهر ورود میهمانند

اى یوسف من پا سر بازار مگذار

پا بر سر بازار این اشرار مگذار

اینجا متاع عاشقى را مشترى نیست

این فرقه را كارى بجز غارتگرى نیست

اینان همه ایفا گران نقش خونند

چون بیخبر از سنگر عشق و جنونند

تنها بیا اما میاور خواهرت را

تنها به خواهر ان سه ساله حضرت را

ائى اگر در كوفه اى فخر زمانه

دشمن زند بر خواهر تو تازیانه

ائى اگر در كوفه میگردد به سیلى

مانند زهرا روى اطفال تو نیلى

ائى اگر در كوفه بینى داغ اكبر

انسان كه روید لاله ها از باغ اكبر





نوع مطلب :
برچسب ها :


شنبه 14 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

دل در جوشش ناب عرفه، وضو می گیرد و در صحرای تفتیده عرفات، جاری می شود. آن جا كه ایوان هزار نقش خداشناسی است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بیقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضریح اجابت، تصویر می دهد و این صحرای عرفات است كه با كلمات روحبخش دعای امام حسین (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش می كند. اشك و زمزمه ما را نیز بپذیر، ای خدای عرفه.

عرفات نام جایگاهی است كه حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می كنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مكه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند كه جبرائیل علیه السلام هنگامی كه مناسك را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت �عرفت� و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است كه مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می كنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند كه برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا كه یكی از معانی �عرف� صبر و شكیبایی و تحمل است.(1)

فَتَلَقی آدَمُ مِنْ رَبِّه كَلماتًُ فتابَ عَلیهِ اِنَّه� هو التَّوابُ الرّحیمْ

آدم از پروردگارش كلماتی دریافت داشت و با آن به سوی خدا بازگشت و خداوند، توبه او را پذیرفت، چه او توبه پذیر مهربان است.

طبق روایت امام صادق(ع)، آدم (ع) پس از خروج از جوار خداوند، و فرود به دنیا، چهل روز هر بامداد بر فرار كوه صفا با چشم گریان در حال سجود بود، جبرئیل بر آدم فرود آمد و پرسید:

ـ چرا گریه می كنی ای آدم؟

ـ چگونه می توانم گریه نكنم در حالیكه خداوند مرا از جوارش بیرون رانده و در دنیا فرود آورده است.

ـ ای آدم به درگاه خدا توبه كن و به سوی او بازگرد.

ـ چگونه توبه كنم؟

جبرئیل در روز هشتم ذیحجه آدم را به منی برد، آدم شب را در آنجا ماند. و صبح با جبرئیل به صحرای عرفات رفت، جبرئیل هنگام خروج از مكه، احرام بستن را به او یاد داد و به او لبیك گفتن را آموخت و چون بعد از ظهر روز عرفه فرا رسید تلبیه را قطع كرد و به دستور جبرئیل غسل كرد و پس از نماز عصر، آدم را به وقوف در عرفات واداشت و كلماتی را كه از پروردگار دریافت كرده بود به وی تعلیم داد، این كلمات عبارت بودند از:
 

خداوندا با ستایشت تو را تسبیح می گویم

سُبحانَكَ اللهُمَ وَ بِحمدِك

جز تو خدایی نیست

لا الهَ الاّ اَنْتْ 

كار بد كردم و بخود ظلم نمودم

عَمِلْتُ سوء وَ ظَلَمْتُ نَفْسی

به گناه خود اعتراف می كنم

وَ اِعْتَرِفْتُ بِذَنبی اِغْفرلی

تو مرا ببخش كه تو بخشنده مهربانی

اِنَّكَ اَنْتَ اَلغَفور الرّحیمْ


آدم (ع) تا هنگام غروب آفتاب همچنان دستش رو به آسمان بلند بود و با تضرع اشك می ریخت، وقتی كه آفتاب غروب كرد همراه جبرئیل روانه مشعر شد، و شب را در آنجا گذراند. و صبحگاهان در مشعر بپاخاست و در آنجا نیز با كلماتی به دعا پرداخت و به درگاه خداوند توبه گذاشت......

 

حضرت ابراهیم (ع) در عرفات

در صحرای عرفات، جبرئیل، پیك وحی الهی، مناسك حج را به حضرت ابراهیم (ع) نیز آموخت و حضرت ابراهیم (ع) در برابر او می فرمود: عَرِفتُ، عَرِفتُ (شناختم، شناختم).

 

پیامبر اسلام (ص) در عرفات

و نیز دامنه كوه عرفات در زمان صدر اسلام كلاس صحرایی پیامبر اسلام (ص) بود و بنا به گفته مفسرین آخرین سوره قرآن در صحرای عرفات بر پیغمبر (ص) نازل شد و پیغمبر این سوره را كه از جامع ترین سوره های قرآن است و دارای میثاق و پیمانهای متعدد با ملل یهود، مسیحی و مسلمان و علمای آنها می باشد، و قوانین و احكام كلی اسلام را در بر دارد، به مردم و شاگردانش تعلیم فرمود.

و طبق مشهور میان محدثان پیامبر (ص) در چنین روزی سخنان تاریخی خود را در اجتماعی عظیم و با شكوه حجاج بیان داشت:

...... ای مردم سخنان مرا بشنوید! شاید دیگر شما را در این نقطه ملاقات نكنم. شما به زودی به سوی خدا باز می گردید. در آن جهان به اعمال نیك و بد شما رسیدگی می شود. من به شما توصیه می كنم هركس امانتی نزد اوست باید به صاحبش برگرداند. هان ای مردم بدانید ربا در آئین اسلام اكیداً حرام است. از پیروی شیطان بپرهیزید. به شما سفارش می كنم كه به زنان نیكی كنید زیرا آنان امانتهای الهی در دست شما هستند، و با قوانین الهی بر شما حلال شده اند.

......... من در میان شما دو چیز به یادگار می گذارم كه اگر به آن دو چنگ زنید گمراه نمی شوید، یكی كتاب خدا و دیگری سنت و (عترت) من است.

هر مسلمانی با مسلمان دیگر برادر است و همه مسلمانان جهان با یكدیگر برادرند و چیزی از اموال مسلمانان بر مسلمانی حلال نیست مگر اینكه آنرا به طیب خاطر به دست آورده باشد.....

ش

صحرای عرفات همایش شناخت و خودسازی امام حسین (ع)

حضرت سیدالشهدا، امام حسین (ع) نیز بعد از ظهر روز عرفه همراه با فرزندان و گروهی از اصحاب از خیمه های خود در صحرای عرفات بیرون آمدند، و روی به دامن �كوه رحمت� نهادند و در سمت چپ كوه روی به كعبه، همایشی تشكیل دادند، كه موضوع آن به مناسبت روز عرفه (روز شناخت)، شناخت و سازندگی بود. این همایش، تنها جنبه علم و معرفت نداشت بلكه شناخت توأم با عمل و سازندگی و تزكیه و خودسازی بود





نوع مطلب :
برچسب ها :


پنجشنبه 12 آبان 1390 :: نویسنده : anjoman elmi

نام مبارک امام پنجم محمد بود . لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ،بدین جهت که : دریای دانش را شکافت و اسرار علوم را آشکارا ساخت . القاب دیگری مانند شاکر و صابر و هادی نیز برای آن حضرت ذکر کرده اند که هریک باز گوینده صفتی از صفات آن امام بزرگوار بوده است .
کنیه امام " ابوجعفر " بود . مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبی ( ع ) است . بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اکبر حضرت امام حسن ( ع ) و از سوی پدر به امام حسین ( ع ) می رسید . پدرش حضرت سیدالساجدین ، امام زین العابدین ، علی بن الحسین ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57هجری در مدینه اتفاق افتاد . در واقعه جانگداز کربلا همراه پدر و در کنار جدش حضرت سید الشهداء کودکی بود که به چهارمین بهار زندگیش نزدیک می شد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95هجری که سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114ه . یعنی مدت 19سال و چند ماه ادامه داشته است .

مسموم شدن امام باقر(علیه السلام)
آنچه مسلم است این است که امام باقر( علیه السلام) با طرح مرموز ومخفیانه هشام بن عبدالملک ، مسموم شد وبه شهادت رسید، ولی عامل وچگونگی آن به روشنی مشخص نیست .
بعضی می نویسند: ابراهیم بن ولید بن یزید بن عبدالملک ( پسر برادر زاده هشام) آن حضرت را مسموم كرد
وبعضی می نویسند : زید بن حسن به دستورهشام ، زهر را به زین اسب مالید واسب را به حضور امام باقر( علیه السلام) آورد، واصرار کرد که آن حضرت برآن سوار گردد ، آن حضرت ناگزیر بر آن سوار شد وآن زهر دربدن او اثر کرد ، به گونه ای که رانهایش متورم شد وسه روز به سختی در بستر بیماری افتاد وسرانجام به شهادت رسید .
آن حضرت ساعات آخر عمر خود را با کفنهایی که که باآن احرام بجا آورده بود مشخص نمود
ازکف برفت صبر و نماندش دگر قرار
دین شد تهی زمخزن اسرارکردگار
ازضعف برجبین منیرش عرق نشست
ارکان پنجمین امامت زهم شکست
گاهی زبان به ذکر حق وگه شدی به هوش
ازدل کشیده آه شرربار وشد خموش

امام باقر (علیه السلام) در بستر بیماری
کلینی به سند صحیح اززراره روایت کرده است که گفت روزی از حضرت امام محمد باقر (علیه السلام) شنیدم که فرمود :
درخواب دیدم که برسرکوهی ایستاده ام ومردم ازهرطرف آن کوه به سوی من بالا می آمدند چون مردم بسیاری دراطراف آن کوه جمع شدند به ناگاه کوه بلند شد ومردم ازهرطرف آن فرو می ریختند ، تا آنکه جماعتی برآن کوه باقی ماندند واین اتفاق پنج مرتبه تکرارشد ، گویا آن حضرت این خواب رابه وفات خود تعبیر فرموده بود ، که بعدازگذشت پنج شب ازاین خواب به رحمت ایزدی پیوستند .
درکافی وبصائر الدَّرجات وسایرکتابهای معتبرروایت کرده اند که حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود :
که پدرم بیماری سختی گرفته بود وبیشتر مردم ازبیماری حضرت ترسیدند واهل بیت آن حضرت را به گریه درآمدند که امام باقر(علیه السلام) فرمود :
من دراین بیماری ازدنیا نخواهم رفت زیرا دو نفر نزد من آمدند وبه من چنین خبردادند پس ازآن بیماری صحت یافت ومدتی وسالم بود .
وبرای من زمین را بشکاف وگود کن زیرا که من فربه هستم ودرزمین مدینه برای من نمی توان لحد ساخت .
علت فرمایش حضرت آن است که زمینهای مدینه سخت بودند به جای آنکه قبر را به اندازه قد متوسط انسان گود کنند ، معمولاً برای قبر درآن زمینها لحد درمی آوردند یعنی حفره ای به اندازه جسد دردیوار قبردرسمت قبله درست می کردند وچون امام صادق(علیه السلام) فربه وچاق بودند ودردیوار قبربه سختی جای می گرفتند ، لذا وصیت کردند که زمین را برای این امر گود نمایند تا ایشان به آسانی وبدون مشکل درقبر شریفشان جای گیرند .
پس گفتم : ای پدر بزرگوار من امروز تورا ازهمه وقت سالم تر می بینم وناراحتی درتو مشاهده نمی کنم حضرت فرمود : آن دونفر که درآن بیماری صحت وسلامت من راخبر دادند دراین بیماری به نزد من آمدند وگفتند : دراین مریضی به عالم آخرت رحلت می نمایی وبه روایت دیگری فرمود :
که ای فرزند ، مگر نشنیدی حضرت علی بن الحسین (علیهما السلام) من را ازپس دیوار ندا کرد که ای محمد بیا وزود باش که ما انتظار تورا می کشیم .
کلینی به سند حسن روایت کرده است که حضرت امام محمد باقر(علیه السلام) هشتصد درهم برای تعزیه وماتم خود وصیت فرمود .
وبه سند موثق ازحضرت امام صادق(علیه السلام) روایت کرده است که پدرم گفت :
ای جعفر ازمال من برای ندبه کنندگان وقف کن که ده سال درمنی درموسم حج برمن ندبه وگریه کنند ورسم ماتم راتجدید نمایند وبرمظلومیت من زاری کنند .
کلینی به سند معتبر نیزروایت کرده است که چون امام محمد باقر(علیه السلام) به جهان باقی رحلت نمود ، حضرت امام صادق(علیه السلام) فرمود : که هرشب درحجره ای که آن حضرت درآن وفات یافته بود ، چراغ می افروختند .
شیخ عباس قمی میگویند : که درتاریخ وفات آن حضرت اختلافست و وفات ایشان درروز دوشنبه هفتم ذیحجه سال صدو چهاردهم به سن پنجاه وهفت سالگی درمدینه مشرفه اتفاق افتاد .
وفات ایشان درایام خلافت هشام بن عبدالملک بود وگفته شده که آن حضرت راابراهیم بن ولید بن عبدالملک بن مروان به زهر شهید کرده وشاید به امر هشام بوده است .
قبر مقدس آن حضرت به اتفاق همگی دربقیع ، كنار قبر پدر وعم بزرگوار خود ، حضرت امام حسن (علیه السلام) قرار دارد
.





نوع مطلب :
برچسب ها :


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌



خوشامد عرض میكنم به همه‌ى شما جوانان عزیز، دانش‌آموزان، دانشجویان و مسئولان محترم. مبارك باد بر شما سیزدهم آبان، كه روز مبارزه‌ى با استكبار نام نهاده شده. در واقع باید گفت: روز شروع سقوط هیبت استكبارى آمریكا.

این ایام، ایام دهه‌ى ذى‌حجه است. شما جوانان عزیز، دلهاى نورانى، روحیه‌هاى شاداب، فرزندان عزیز من، توجه داشته باشید كه یكى از بهترین روزها و شبهاى دوره‌ى سال، از لحاظ فضیلت و امكان ارتباط دلها با خدا، همین روزهاست. مایه و قوام اصلى همه‌ى حركتهاى بزرگ و پیروز، ذكر الهى است؛ یاد خدا بودن، با خدا ارتباط داشتن. در قرآن میفرماید: «و یذكروا اسم الله فى ایّام معلومات».(1) در حدیث دارد كه «ایام معلومات» كه خداى متعال به ذكر در این ایام دستور داده است، همین ده روز اول ذى‌حجه است.

در این ده روز، روز عرفه وجود دارد، كه روز دعا و استغفار و توجه است. دعاى سراسر عشق و شور و سوز در روز عرفه، كه سیدالشهداء امام حسین (علیه‌السّلام) در مراسم عرفات انشاء فرموده است، نشان‌دهنده‌ى آن روحیه‌ى شیدائى و عشق و شورى است كه پیروان اهل‌بیت در یك چنین ایامى باید داشته باشند. این ایام را قدر بدانید. فرصت مال شماست. همچنان كه امروز فرصت پیشرفت، فرصت شكوفائى، فرصت حركتهاى بزرگ سیاسى و انقلابى و اجتماعى مال شما جوانهاست، فرصت توجه به خداى متعال و ذكر الهى و مستحكم كردن رابطه‌ى قلبى با خدا هم متعلق به شماست. بهترین وسیله‌اى كه میتواند ذكر الهى را براى شما و براى ما زنده كند، ترك گناه است. این كار، براى شما آسانتر از پیرهاست. شما جوانها دلهاى نورانى دارید، زمینه‌هاى آماده‌اى دارید؛ از خداى متعال كمك بخواهید. قدر این دوره‌ى درخشان جوانى را بدانید، رابطه‌ى خودتان را با خدا مستحكم كنید و در این راه پرافتخارى كه ملت ایران آغاز كرده است و شما امروز در نقاط اوج این راه قرار دارید، ان‌شاءالله با همه‌ى وجود، با همه‌ى توان، ادامه بدهید و پیش بروید.

سیزدهم آبان هم - كه دو روز دیگر است - در حقیقت به معناى واقعى كلمه، یكى از ایام‌الله است؛ فرصتى است براى فكر كردن و استنتاج كردن و بر اساس این استنتاج، آینده را ساختن و براى آینده برنامه‌ریزى كردن؛ چون آینده مال شماست. چگونه حركت كنیم كه بتوانیم خودمان را، ملتمان را، كشورمان را، تاریخمان را، بلكه امت اسلامى را به اوج برسانیم؟ راه چیست؟ این را باید با تفكر و تدبر در این عبرتها به دست آورد. یكى از این عبرتها در همین سیزدهم آبان است. قدرت الهى از یك طرف - كه همه‌چیز در همین جمله‌ى «قدرت الهى» مندرج است - و بعد اراده‌ى مبارزه و ایستادگى در راه مبارزه، كه متكى به قدرت الهى و توفیق الهى است، از طرف دیگر، سیزدهم آبان را یك برجستگى بخشیده است.

امام عزیز ما، آن مرد یگانه‌ى تاریخ ما، در مقابل طرح كاپیتولاسیون و مصونیت آمریكائى‌ها - كه آن روز در ایران همه‌كاره بودند - ایستاد و به خاطر این اعتراض، روز 13 آبان با حال غربت و تنهائى، به وسیله‌ى مزدوران آمریكا از ایران تبعید شد. در آن روز و در این تبعید، هیچ كس در كنار امام نبود. البته دلهاى مردم با امام بود؛ اما امام را از خانه‌اش ربودند و در غربت كامل، او را در روز 13 آبان سال 43 از ایران تبعید كردند. پانزده سال بعد - پانزده سال، زمان زیادى نیست؛ مثل برق میگذرد - فرزندان امام، یعنى جوانان انقلابى دانشجو، در روز 13 آبان رفتند لانه‌ى جاسوسى آمریكا در تهران را تسخیر كردند؛ آمریكا را از ایران تبعید كردند. ببینید فعل و انفعال حركت مردمىِ متكى به اراده‌ى الهى و قدرت الهى، چه كار میكند. امام در آن غربت در تبعید ایستاد، با كمال استقامت راه را دنبال كرد و مردم را كم‌كم و بمرور آورد وارد صحنه كرد. امام مردم را بیدار كرد؛ احساس استقلال و آرمان‌خواهىِ همراه با مجاهدتى كه در آن هیچ خوف و ترسى وجود ندارد، در مردم زنده كرد. مردم به میدان آمدند و انقلاب پیروز شد. مردم در انقلاب، شاه را از ایران راندند؛ در 13 آبان، آمریكا را از ایران راندند. لذا امام فرمود: انقلابى بزرگتر از انقلاب اول. این یك عبرت است. یعنى یك ملت وقتى در راه درست، با هدایت صحیح و با بصیرت، ایستادگى و استقامت میكند، هیچ قدرتى در مقابل او تاب مقاومت ندارد. همه‌ى مانعها برداشته شد. این مسئله، محال به نظر مى‌آمد. حكومت سلطنتىِ دو هزار و پانصد ساله، آن هم با پشتیبانى همه‌ى قدرتهاى مادى دنیا، از ایران برچیده شود؟ باوركردنى بود؟ اما اراده‌ى اسلامى و ایمانى ملت ایران به رهبرى امام، این امر محال را ممكن كرد؛ این امر نشدنى، واقع شد. همه در مقابل چشمشان این را بوضوح دیدند و آن را لمس كردند. و از این بالاتر، پرچم تسلطِ ظالمانه‌ى متكبرانه‌ى آمریكا از بام ایران پائین كشیده شد؛ زیر پاى جوانهاى مؤمن ما لگدمال شد. این هم نشدنى به نظر میرسید. این هم یك كار ناممكن به نظر میرسید. تحلیل میكردند، میگفتند، مینوشتند كه ایران اسلامى چون در مقابل آمریكا ایستاده است، پس قطعاً شكست میخورد و مجبور به عقب‌نشینى میشود. تحلیلهاى مادى این را میگفت، این را نشان میداد. خیلى از روشنفكرنمایان ما كه خود را اهل تحلیل سیاسى و زیر و رو كردن حوادث و استنتاج از حوادث میدانستند، اینجور تحلیل میكردند. اما بعكس شد؛ اسلام پیروز شد، جمهورى اسلامى پیروز شد، آمریكا مجبور به عقب‌نشینى شد.

از آن روز تا امروز، سى و دو سال میگذرد. جوانهاى عزیز! در این سى و دو سال، هیچ سالى نبوده است كه از سوى استكبار به رهبرى آمریكا و صهیونیسم، علیه ایران توطئه‌اى یا توطئه‌هائى شكل نگیرد؛ به قصد شكست دادن ملت ایران، به قصد شكست دادن انقلاب و نظام جمهورى اسلامى. و به فضل الهى، به حول و قوه‌ى الهى، به همت مردم عزیز ما، و در هر دوره، به همت پیشروى جوانان عزیز ما، ایران اسلامى در همه‌ى این توطئه‌ها پیروز شد و آمریكا شكست خورد. بعد از این هم همین جور خواهد بود. تحلیل درست، این است. نگاه درست به آینده، این است. شماها ان‌شاءالله پنجاه سال، شصت سال، هفتاد سال، پیش روى خودتان عمر دارید. براى این عمر طولانى - كه خداى متعال ان‌شاءالله با بركت و رحمت و فضلِ خود به شما عنایت كند - باید برنامه‌ریزى كنید. پایه‌ى برنامه‌ریزى این است: تصمیم بگیرید، هدف را درست انتخاب كنید و دنبال این هدف، با استقامت حركت كنید؛ در این صورت هیچ قدرتى در مقابل شما یاراى ایستادگى نخواهد داشت. هدفهاى شما در زمینه‌ى علمى، در زمینه‌ى اقتصادى، در زمینه‌ى اجتماعى، در زمینه‌ى اخلاق، در زمینه‌ى گسترش تفكر اسلامى و بیدارى اسلامى در جهان است؛ اینها آرزوهاى بزرگ شماست. راه فقط همین است. درست تشخیص بدهید، تصمیم قطعى بگیرید، حركت كنید، راه بیفتید، به خداى متعال تكیه و اعتماد كنید؛ به نتیجه خواهید رسید. دشمنان شما هر كه باشد، هر چه باشد، با هر حجم قدرتى كه در دنیا باشد، مجبور به عقب‌نشینى خواهد شد؛ همچنان كه در قضیه‌ى انقلاب، در قضیه‌ى 13 آبان، در قضایاى جنگ تحمیلى، در قضیه‌ى محاصره‌ى اقتصادى و در همه‌ى توطئه‌هاى دیگر تا امروز اینجورى بوده.

دست ما پر است. ما فكر درست داریم. جمهورى اسلامى یك اندیشه‌ى سیاسىِ نوئى به دنیا عرضه كرده است: مردم‌سالارى دینى. این اندیشه‌ى سیاسى نو، متكى به فلسفه‌ى درست، متكى به زمینه‌هاى فكرى و اعتقادىِ مستحكم و از لحاظ عملى قابل اجرا و پیشرونده است. این فكر، این راه، این فلسفه و این تجربه‌اى كه در طول این سى و دو سال در اختیار ملت ایران است، دست ما را پر كرده است.

دشمن تلاش میكند. نباید فكر كرد كه دشمن از فعالیت منصرف خواهد شد؛ نه، دارید مى‌بینید. در همین روزها، در بحبوحه‌ى گرفتارى‌هاى آمریكا در قضیه‌ى این حركت مردمىِ وسیعِ جنبش وال استریت در نیویورك و در سایر شهرها و ایالات آمریكا، دولت آمریكا به نظرش رسید كه به خیال خودش و به قول خودش، باز یك برگ دیگرى رو كند. یك سناریوى مسخره‌ى تروریستى درست كردند كه جمهورى اسلامى را متهم كنند به یك حركت تروریستىِ مهمل، بى‌منطق و غلط؛ كه هر كس از اهل معرفت و فن در دنیا آن را دید، رد كرد، محكوم كرد. متوسل و متشبث به این چیزها میشوند، براى اینكه شاید بتوانند خودشان را از آن گرفتارى‌ها نجات بدهند، آن را تحت تأثیر و تحت‌الشعاع قرار بدهند؛ شاید بتوانند بر جمهورى اسلامى فشار وارد كنند. البته این مسئله را دنبال خواهند كرد. قصدشان این است كه شریف‌ترین عناصر مبارز و مجاهد در جمهورى اسلامى را متهم به تروریست كنند. آنها خودشان تروریستند. امروز تروریست بزرگ در دنیا، دولت آمریكاست.

در این قضیه هم دست ما پر است. ما امروز صد سند غیر قابل خدشه در اختیار داریم كه نشان میدهد دولت آمریكا پشت سر ترورها و تروریستهائى بوده است كه در ایران یا در منطقه واقع شده است. ما با این صد سند، آبروى آمریكا را در دنیا خواهیم برد؛ آبروى این مدعیان حقوق بشر و مبارزه‌ى با تروریسم را در دنیا پیش افكار عمومى خواهیم ریخت؛ اگرچه امروز هم آبروئى ندارند.

آمریكا شكست‌خورده است. آمریكا در افغانستان شكست‌خورده است. در مقابل ملت افغانستان، آمریكا نتوانسته است وجهه‌ى خود را حفظ كند؛ ادعاهاى دروغ خود را ثابت كند. در مقابل ملت عراق، آمریكا شكست‌خورده است. همین چند روز قبل از این، نمایندگان و نخبگان سیاسى ملت عراق به اتفاق، مصونیت نظامیان آمریكا در عراق را رد كردند؛ نظر دادند كه باید آمریكا از عراق بكلى خارج شود. و خارج خواهد شد؛ چاره‌اى ندارد. آمریكا بعد از سالها تلاش و هزینه‌هاى مادى و انسانى فراوان، ناچار است از عراق خارج شود؛ ناچار است از افغانستان خارج شود؛ ناچار است شكست را بپذیرد.

اینها در شمال آفریقا شكست خوردند؛ حسنى مبارك را نتوانستند حفظ كنند، بن‌على را نتوانستند حفظ كنند - اینها همه مزدورهاى آمریكا بودند، اما ملتها بر اینها فائق آمدند - در لیبى، رفیقشان قذافى را نتوانستند حفظ كنند. تا همین آخر هم، قبل از مرگ ذلیلانه‌ى قذافى، اینها ارتباطاتى داشتند، شاید بتوانند با هم تفاهم كنند. ملتها نفاق استكبار را، نفاق آمریكائى‌ها و غربى‌ها را، چه در قضیه‌ى مصر، چه در قضیه‌ى تونس، چه در قضیه‌ى لیبى دیدند، در قضایاى دیگر هم خواهند دید. اینها منافقند، اینها دورویند.

امروز در خود آمریكا، در خود كشورهاى غربى، در خود نظام سرمایه‌دارى و به اصطلاح لیبرال‌دموكراسى - كه هم «لیبرال»اش دروغ است، هم «دموكراسى»اش دروغ است - اینها شكست‌خورده‌اند. امروز مردم آمریكا در سرتاسر ایالات آمریكا، و مردم در هشتاد كشور جهان علیه این نظام ایستادگى كردند. ممكن است مردم را سركوب كنند، اما این آتش خاموش نخواهد شد. نمیتوانند دفاع كنند؛ دستشان خالى است. دنیا جریان دیگرى پیدا كرده است و بدانید به حول و قوه‌ى الهى، مبارزه‌ى حق - كه با سردمدارى ملت ایران و با پرچم اسلام آغاز شده است - با باطل، با طاغوتها، با فرعونها و با فرعون استكبار، تا سرنگونى استكبار ادامه پیدا خواهد كرد.

تحلیلگران - به قول خودشان - در اتاقهاى فكرشان مى‌نشینند مطالعه میكنند، بررسى میكنند، مى‌بینند نقطه‌ى كانونى و مركزى این حركت، جمهورى اسلامى است؛ لذا متوجه شماها میشوند؛ متوجه جوانهاى ما، متوجه مسئولان ما كه محكم ایستادند و این راه را با جرأت، با قدرت، با توكل به خدا، با خوشبینى به آینده و با امیدِ تمام دارند ادامه میدهند. آن وقت علیه ملت ایران توطئه میكنند؛ خب، بكنند. سى و دو سال است كه دارند علیه ملت ایران توطئه میكنند. البته در هر توطئه‌اى، براى ملت ایران زحمت‌افزائى كردند، اما ملت ایران پیروز شده است و پس از هر توطئه‌اى كه خنثى شده، ملت ایران یك پله بالاتر رفته. ما را تحریم میكنند. ممكن است تحریم فشارى به وجود بیاورد، اما ملت ایران را یك درجه جلو میبرد؛ توانائى او را بیشتر میكند. به خیال خودشان علم و فناورى را بر روى جوانهاى ایرانى بستند، اما جوانان ایرانى خودشان از درون خودشان جوشیدند. امروز در زمینه‌ى علم و فناورى، پیشرفت ما نسبت به گذشته، نمیشود گفت دو برابر و سه برابر است؛ ده‌ها برابر است. مبارزه‌ى آنها به جائى نمیرسد. مبارزه‌ى با یك ملت بصیر، ملت صبور، ملت آگاه، ملتى كه جوانانش متكى به خدا و پایدار در این راهند، به جائى نمیرسد؛ آنها شكست میخورند، اما ملت ایران پیروز خواهد شد.

شما جوانها باید براى آینده، بیشترین بار این مسئولیت را بر دوش بگیرید و خودتان را بسازید؛ نگذارید دشمن با توطئه‌هاى تبلیغاتى، با دروغ‌پردازى، امید را از دلها بزداید؛ نگذارید بین شما اختلاف ایجاد كنند؛ نگذارید بین ملت و مسئولین، ایجاد اختلاف و جدائى كنند؛ آنها این را میخواهند؛ آنها از این یكپارچگى میترسند؛ آنها از این شعارهاى مستحكم شما میترسند؛ آنها از عزم و اراده‌ى جدى مسئولین میترسند؛ میخواهند این عزم و اراده را متزلزل كنند. وقتى ملت در كنار مسئولین ایستاده است، هیچ مسئولى احساس تردید نمیكند؛ احساس تزلزل نمیكند و پیش میرود. این براى كشور ما لازم است؛ تا امروز بوده است، ان‌شاءالله در آینده هم خواهد بود. قطعاً ملت ایران در همه‌ى این چالشهائى كه امروز با آن مواجه است و احیاناً در آینده هم با آنها مواجه خواهد بود، بینى دشمن را به خاك خواهد مالید.

رحمت خدا بر شهداى عزیز ما. رحمت خدا بر صبر ملت ما. رحمت خدا بر پدران و مادران صبورى كه مشكلات را تحمل كردند، فقدان جوانهاشان را تحمل كردند و ایستادند و به نسلهاى بعدى درس دادند. و رحمت خدا بر امام بزرگوار ما، كه این راه را او باز كرد، او جلو افتاد، او ایستاد تا همه‌ى ما دلگرم شدیم و به دنبال او حركت كردیم و این راه طولانى را طى كردیم. امیدواریم همه‌ى شما مشمول ادعیه‌ى زاكیه‌ى حضرت بقیةالله باشید.

والسّلام علیكم و رحمةالله و بركاته‌

1) حج: 28





نوع مطلب :
برچسب ها :


 

بدینوسیله از عموم دانشجویان محترم علاقمند به فعالیت در عرصه نشریات دانشجویی و یا واجدین شرایط اخذ مجوز نشریه دانشجویی دعوت می شود جهت کسب اطلاعات بیشتر ،اعلام آمادگی و ثبت نام  به امور فرهنگی دانشگاه مراجعه فرمایند.





نوع مطلب :
برچسب ها :


حجت الاسلام ‘علیرضا مستشاری ‘ چهارشنبه شب در گفت و گوی اختصاصی با خبرنگار ایرنا اظهار داشت: آیین نامه اجرایی تشكیل و برگزاری این كرسی ها در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها و وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری تدوین شده است.
وی افزود: این آیین نامه ها در مراحل مقدماتی قرار دارند و مراحل قانونی را طی می كند.
مستشاری تصریح كرد: كرسی های آزاد اندیشی برگزار شده در دانشگاه های كشور با استانداردهای لازم فاصله زیاد دارد ولی نفس برگزاری این كرسی ها و لبیك به دستورات معظم له به نوبه خود مطلوب است.
وی با تاكید بر لزوم افزایش ظرفیت دانشگاه ها برای تضارب افكار علمی و سیاسی، گفت: صلاح جامعه اسلامی در برگزاری این كرسی ها و تحقق منویات و تفكرات مقام معظم رهبری است.

منبع خبر : ایرانا





نوع مطلب :
برچسب ها :




( کل صفحات : 19 )    ...   4   5   6   7   8   9   10   ...   
 
 
برچسب ها
پیوندها
آخرین مطالب